عقلم توان نداشت از او سر در آورد

عقلم توان نداشت از او سر در آورد
مضمون ز شأن و منزلتش در سر آورد
 
چون او زنی کجاست که روح الامین ز عرش
بر او سلام از طرف داور آورد
 
آن زن که بود نقطه‌ی امن امین وحی
از راز و رمز حرف خدا سر درآورد
 
او را خدا برای نبی آفریده بود
تا خنده را به روی لب دلبر آورد
 
چشمان خویش را به روی هرچه داشت بست
تا در دلش محبت پیغمبر آورد
 
دنبال عشق بود نه دنبال سیم و زر
گوهرشناس روی سوی گوهر آورد
 
آن بانویی که چشم ملائک به دست اوست
وقت قنوت حاجتشان را برآورد
 
در خانه‌اش به فرش و گلیم احتیاج نیست
آن را که جبرئیل برایش پر آورد
 
از یاد رفته‌اند حسودان ولی از او
روح القدس قصیده و شعر تر آورد
 
غیر از خدیجه هیچ زنی ظرفیت نداشت
از بهترین زنان جهان بهتر آورد
 
هرگز توان مادر هستی نبود و نیست
دیگر شبیه دختر او دختر آورد
 
دختر چه دختری که پدر دستبوس اوست
حتی خدا به خاطر او محشر آورد
 
آن بانویی که وقت دفاع از ابوتراب
خود را زند به آتش و پشت در آورد
 
ای کاش بود مادر او تا در آن میان
مسمار را ز پهلوی زهرا درآورد
9
0
موضوعمدح | وفات حضرت خدیجه (سلام الله علیها) | حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
گریزهجوم به خانه ، شهادت و حضرت محسن حضرت زهرا (سلام الله علیها)
شاعرعلی ذوالقدر
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت