همسنگر و همراه و همسر بود آن بانو
از هر چه همسر بود هم، سر بود آن بانو
آرامش قلب جهان پیغمبر است اما
آرامش قلب پیمبر بود آن بانو
وقت مصاف غصهها با جان پیغمبر
یک پشتوانه مثل لشکر بود آن بانو
هنگام یاری کردن اسلام، اموالش
همسنگ با شمشیر حیدر بود آن بانو
آن زن که جز او هیچ ام المؤمنینی نیست
چون دامنش معصومپرور بود، آن بانو!
آن جا که حاتم آب را هم بخل میورزید
جودش به عالم سایه گستر بود آن بانو
میسوخت کم کم جان پیغمبر شبیه شمع
آن روزها که بین بستر بود آن بانو
آن زن که بعد از رفتنش چشمان پیغمبر
وقت به یاد آوردنش تر بود؛ آن بانو...







