ایهاالمظلوم
شعر و اشعار اربعین و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
مهدی جهاندار
مهدی جهانداراربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
صدای کرب‌وبلای حسین می‌آید
بهوش باش، صدای حسین می‌آید
 
یکی به پای ترک خورده و پُر از تاول
به شوقِ بوسه به پای حسین می‌آید
 
یکی به منصب سقّایی است و مشک به دوش
به سمت واعطشای حسین می‌آید
 
یکی به گردنش انداخته غل و زنجیر
به نیّت اُسرای حسین می‌آید
 
یکی به هروله با دسته‌ی طُوَیرجیان
مگر به سعی و صفای حسین می‌آید
 
توان آمدن کربلا نداشت یکی
به دست کارگشای حسین، می‌آید
 
یکی خیال نمی‌کرد قسمتش باشد
می‌آید و به دعای حسین می‌آید
 
مسیحی، اهل تسنّن، سیاه و سرخ و سفید
هرآنکه هست برای حسین می‌آید
 
خوشا زیارت آنکس که بعدِ برگشتن
به پرسش فقرای حسین می‌آید
 
فرشته تا به قیامت فرستدش صلوات
که اربعین به عزای حسین می‌آید
 
شهید کوچه‌ی ما بین کاروان با ماست
به دیدن شهدای حسین می‌آید
 
نگاه می‌کنم و قاسم سلیمانی‌ست
چه شادمان به لقای حسین می‌آید
 
خدا گواست که از این حماسه پژواکِ
تجلّیاتِ خدای حسین می‌آید
 
دم ورودی کرب‌وبلا چه غوغایی‌ست
نوای نوحه‌سرای حسین می‌آید
 
عمود آخر جاده است و روضه‌خوان می‌گفت
جوابِ أدرک أخای حسین می‌آید
 
حسین داغ دلش تازه است و عبّاسش
به پیشواز، بجای حسین می‌آید
 
خدا کند سخن روضه‌خوان غلط باشد
که خنجری به قفای حسین می‌آید
 
تکان پرچم توحید را تماشا کن
نسیم باد صبای حسین می‌آید
 
به گوش باش، عزیز حسین در راه است
بهوش باش، صدای حسین می‌آید
علی ذوالقدر
علی ذوالقدراربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
ندارد ابرِ اشکی را که ما داریم؛ باران هم
ندارد شورِ اشکِ دیده‌ی ما را نمکدان هم
 
به دنبال دوای درد خود جایی نمی‌گردیم
که ای محبوب ما! همواره درد از توست؛ درمان هم
 
تو چون پروردگاری و نه تنها امت اسلام
که بر تو می‌کند تعظیم حتی نا مسلمان هم
 
تو آن دست کریمی که گره وا می‌کنی از خَلق
گره‌هایی که حتی وا نخواهد کرد دندان هم
 
من از آیات فجر و مریم و اسراء فهمیدم
که نازل شد برای روضه خواندن از تو قرآن هم
 
رسید از راه، ایام وصال و پای من لنگ است
اگر لب تر کنی سوی تو آیم لَنگ لَنگان هم
 
نجف تا کربلا راهِ رسیدن تا خداوند است
خدایی که نخواهم یافت در حجِ فراوان هم
 
دلِ مجنون نه در گلزار، در صحرا شود آرام
ولی این روز‌ها پس می‌زند ما را بیابان هم
 
به انگور نجف محتاج‌تر از ما نخواهی یافت 
چه انگوری که مثلش را نمی‌یابند مستان هم
 
عراقی‌ها به سمت بارگاهت راه افتادند
دری بگشای ای بابِ کرامت سوی ایران هم
 
مسیح از دور می‌آید، کلیم از طور می‌آید 
شبیه مور می‌آید عصاکوبان سلیمان هم
 
حرم محتاج زائر نیست وقتی مادرت باشد
که زهرا میزبان کربلای توست، مهمان هم
 
ضریحی در خراسان التیامِ زخمِ هجران است
کمال عجز را بنگر که محرومیم از آن هم
 
شکایت می‌کنم بر تو، از این هجران طولانی
از این دنیای تلخی که ندارد قصد پایان هم
 
دلم سیر است از دنیا؛ بگیر ای عشق جانم را
مگر پایان بگیرد در زمانِ مرگ هجران هم 
محمدجواد غفورزاده (شفق)
محمدجواد غفورزاده (شفق)اربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
لطف خداى تا نشود یاور کسی
دیدار کربلا نشود باور کسی
 
پاى پیاده کس نرود سوی قتلگاه
عشق حسین تا نشود رهبر کسی
 
امروز خاطرات اسیران کربلا
کى می‌رود ز خاطر غم‌پرور کسی
 
امروز  یاد می‌کند از اهل‌بیتِ نور
در راه اگر ورق بخورد دفتر کسی
::
در این سفر به تشنه‌لبان آب می‌دهند
خنجر فرو نیامده بر حنجر کسی
 
اینجا کبوتران همه را ناز می‌کنند
سنگ ستم نخورده به بال و پر کسی
 
در پیش چشم هم‌سفران شکسته‌دل
بر نیزه نیست ماه بلنداختر کسی
 
در طول این مسیر مقدس، نمی‌زنند
با تازیانه بر سر و بر پیکر کسی
 
گل هدیه می‌دهند به هر زائری ولی
سیلی نمی‌زنند به نیلوفر کسی
 
با پای غرق آبله و چشم اشک‌بار
دنبال کاروان ندود دختر کسی
 
در کاروان خانه‌به‌دوشانِ اربعین
کنج خرابه‌ای نشود بستر کسی
 
وقت عبور قافله، از روى پشت بام
خاکستری نریخته روى سر کسی
 
امروز می‌روند ولی وقت بازگشت
صد داغ نیست بر جگر خواهر کسی
 
یادش به‌خیر قافلهٔ کربلا که بود
هشتاد و چار گل همه نیلوفر و کبود
رضا باقریان
رضا باقریاناربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
خیلی برایت ای برادر گریه کردم
با هر حسینم وایِ مادر, گریه کردم
 
خیلی صبوری کردم اشکم در نیاید
از تو که پنهان نیست, آخر گریه کردم
 
می خواستم اشک مرا هرگز نبینی
در خلوتم بر عون و جعفر گریه کردم
 
هر جا که خوردم تازیانه گریه کردی
هر جا که خوردی سنگ, خواهر, گریه کردم
 
در بینِ صحرا باد از هر سو می آمد
از نیزه که افتاد اصغر, گریه کردم
 
در کوفه خیلی ناسزا گفتند بر ما
هر جا که آمد نامِ حیدر گریه کردم
 
پیرِزنی که چنگ بر موی تو می زد
هر وقت آمد سمت معجر گریه کردم
 
تو روی نی بودی و من بالای نیزه
با زخم های مانده بر سر گریه کردم
 
هر دفعه که از نیزه افتادی, برایت
با خنده های شمر کافر گریه کردم
 
دروازه ی ساعات, آهم شعله ور شد
بر غیرتِ ساقیِ لشگر گریه کردم
 
یادت می آید با تو یک لحظه نباشم؟
خولی تو را که برد, مضطر گریه کردم
 
یادم نرفته لحظه ای که شمر آمد
با بوسه ی خنجر به حنجر, گریه کردم
 
حالا پس از یک اربعین پیشِ تو هستم
در راهِ وصلت صد برابر گریه کردم
مصطفی کارگر
مصطفی کارگراربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
کاروان راهی‌ست ای جامانده‌ها راهی شویم
جاده‌ی عشق است تا عرش خدا راهی شویم
 
مقصد این کاروان همواره همراه نسیم
سرزمینی نیست غیر از کربلا راهی شویم
 
قصه‌ی دلدادگی را می‌نویسد اشتیاق
پا برهنه تا حریم با صفا راهی شویم
 
روضه‌خوان چشم است در باران احساسات ناب
پا به پای اشک‌های بی‌ریا راهی شویم
 
پرچم سرخ اباالفضل آفتاب دوش ماست
با نوای یا حسین و یا اخا راهی شویم
 
همنوا با نوحه‌خوانان عزادار و نجیب
رخصت از زینب گرفته با عزا راهی شویم
 
تربتش کار هزاران شیشه دارو می‌کند
ای گرفتاران مشتاق دوا راهی شویم
 
با توکل بر خدا با گام‌های استوار
تا زیارت در حریم دلربا راهی شویم
 
فکر مهمان کرده قطعا میزبان مهربان
بی‌خیال موکب و مهمانسرا راهی شویم
 
در خبر‌ها آمده خوش نیست حال روزگار
تا کنار قبر مولا با دعا راهی شویم
 
در همه عالم کسی که دل‌پریشان می‌شود
می‌رود خلوت کند با آشنا راهی شویم
 
در نگاه اهل معنا حال دنیا خوب نیست
تا شود ختم بخیر این ماجرا راهی شویم
 
می‌شود در زیر قبه هر دعایی مستجاب
یادتان باشد به شوق مقتدا راهی شویم
 
دوره‌ی سبز ظهورش را بخواهید از خدا
وقت‌مان تنگ است چون باد صبا راهی شویم
سید پوریا هاشمی
سید پوریا هاشمیاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
سرخاک تو بی خبر آمدم
عزادارمو خون جگر آمدم
درست است بی بال و پرآمدم
به شوق تو اما به سر آمدم
 
سرآمد غم هجر ,دوری بس است
صبوری صبوری صبوری بس است
 
رسیدم که با یار صحبت کنم
شه بی سرم را زیارت کنم
نگاهم کنی و نگاهت کنم
اگر اذن دادی شکایت کنم
 
به نیزار قلبم جزآتش نبود
سفر رفتی ای دوست, رسمش نبود
 
تو رفتی و دنیا به من بد گذشت
وهرلحظه هرجا به من بدگذشت
در این روز و شبها به من بدگذشت
خلاصه که آقا به من بد گذشت
 
نگو گریه کافیست, صبرت کجاست؟
عزیز دلم سنگ قبرت کجاست؟
 
چهل روز یاد تنت سوختم
به یاد زمین خوردنت سوختم
ز داغ به نی رفتنت سوختم
و با کهنه پیراهنت سوختم
 
همینکه دلم سمت گودال رفت
دوباره زغم زینب از حال رفت
 
خبر داری اصلا که حیران شدم؟
چو موی تو بر نی پریشان شدم؟
پدر مادر این یتیمان شدم
به من شمر خندید گریان شدم
 
قدم از فراغ تو خم شد حسین
لباس اسارت تنم شد حسین
 
چه آمد سر خواهرت بین راه
نشستم به پای سرت بین راه
شدم یک تنه لشگرت بین راه
دویدم پی دخترت بین راه
 
زمین خورد و از قافله بازماند
ز سنگینی سلسله باز ماند
 
نبودی و اشکم سرازیر شد
پرو بال من گیر زنجیر شد
حرم کوچه در کوچه تحقیر شد
ازین غصه ها خواهرت پیر شد
 
غریبانه ماه شبت سنگ خورد
به پیشانی زینبت سنگ خورد
 
من از شهر کوفه چه ها دیده ام
غمی بدتراز کربلا دیده ام
عجب لطفی از آشنا دیده ام
به گوشت رسیده که را دیده ام؟
 
کنیز قدیمی من ایستاد
به من نان و خرمای خیرات داد
 
گذشتیم از شهر در ازدحام
میان حرامی,خطر,ازدحام
نه یکجا که در هرگذر ازدحام
مرا نیمه جان کرد اگر ازدحام
 
نگاه همه سوی ما خیره بود
به ذریه مصطفی خیره بود
 
نمیگویم از شام,نامش بد است
شلوغی هر پشت بامش بد است
سلامش بد است انتقامش بد است
محل یهود انتقامش بد است
 
نمیپرسی از حال و احوال من
تورا جان عباس حرفی بزن
 
بگو حق زینب که آزار نیست
پریشان شدن پیش انظار نیست
عبور از هیاهوی بازار نیست
سزاوار گل خنده ی خار نیست
 
دراین شهر غوغای پوشیه بود
ولی دست من جای پوشیه بود
 
خبر داری از ضعف دردانه ها؟
بوی نان که می آمد از خانه ها؟
کبودی شلاق بر شانه ها؟
پذیرای ما بود ویرانه ها
 
همه دست بسته به پیش عوام
بدون تو رفتیم بزم حرام
 
شراب و شراب و شراب و شراب
نگاه حزین رباب و شراب
دل سنگ چوب و عذاب و شراب
سرت بود در پیچ و تاب و شراب
 
فرود آمد و ناگهان خون چکید
خودم دیدم از خیزران خون چکید
 
ز داغ سرت مادرت گریه کرد
به اشک دوچشم ترت گریه کرد
به بی تابی خواهرت گریه کرد
چقدر از غمت دخترت گریه کرد
 
به او حق بده غم مریضش کند
کسی خواست آنجا کنیزش کند
مهدی رحیمی زمستان
مهدی رحیمی زمستاناربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
آن‌گونه که حاجی‌ست در احرام پیاده
من هم شده‌ام سوی تو اعزام پیاده
 
طوفانم و می‌آیم و در حلقه‌ی عشاق
بر خویش سوارم ولی از نام پیاده
 
 
بر عرش سوارش بکنی روز قیامت
هر کس طرفت آمده یک گام پیاده
 
ای خاص‌ترین عام، می‌آیند دوباره
خاصان طرفت در ملاء عام پیاده
 
ای کاش بگویند که در راه حرم مرد
یک شاعر ایرانی ناکام، پیاده
 
زینب شده از ناقه پیاده که بیایند
بر تسلیتش لشکر خدام پیاده
 
زینب شده از ناقه پیاده که به هر حال
باران شود از ابر سرانجام پیاده
 
 
امروز ز ناقه اگر افتاد به سرعت
یک روز ز ناقه شده آرام پیاده
 
زانوی قدح بوده و بازوی پیاله
هر جا که شرابی شده از جام پیاده
 
از کرب و بلا رفته پیاده طرف شام
تا کرب و بلا آمده از شام پیاده
 
 
شامی که در آن از پس ِهفده سرِ بر "نی"
خورشید شده بر سر هر بام پیاده
 
ناموس خدا، زینب کبری، به زمین خورد
تا بین خلایق شود اسلام پیاده
سعید-تاج‌-محمدی
سعید-تاج‌-محمدیاربعین و بازگشت اهل بيت (عليهم السلام) و جابر امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
من خسته بودم بر لبم اما تبسم بود
یک دست پرچم بود یک دست استکان چای
یک سو صدای روضه‌ی عباس می‌آمد
یک سو صدای گرم یک کودک که: بارِد مای! 
 
بر ابری از اشک و شعف مشتاق می‌رفتم
هم آبله، هم درد پایم را بغل می‌کرد 
هر بار کامم تلخ می‌شد از غم دنیا
چای عراقی بود کامم را عسل می‌کرد 
 
باور نخواهی کرد چیزی را که می‌گویم
چشمان من بیدار بود آن دم که می‌دیدند
ما را کسی در خانه مهمان کرد و با اهلش
بر خاک و سرما در حیاط خانه خوابیدند 
 
مشّایه یعنی پیرزن یک کیسه‌ی کوچک 
پر کرده بود از نان و با پای علیل خود 
خود را به زائرها رساند و نان تعارف کرد
می‌ساخت درد و پیری و غم را ذلیل خود
 
مرد کهنسال رشیدی بین یک موکب
گویا زعیم و شیخ قومی از عشایر بود 
گفتند نذری دارد و هر سال می‌آید
کارش در این جا شستن جوراب زائر بود
 
مشایه یعنی رنگ هفتاد و دو ملت را
هرجا که حرف عشق شد یکرنگ می‌سازد
مشایه یعنی هرکه هستی باش، عاشق باش! 
هر چیز غیر از عشق اینجا رنگ می‌بازد
 
حیرت گناه ماست، مایی که نفهمیدیم
این چیزها در کربلا بسیار عادی بود
ما آنچه می‌دیدیم را باور نمی‌کردیم 
این ماجرا اصلاً برای ما زیادی بود 
 
باید که برگردیم راه کربلا باز است
در کربلا هستیم هر جای زمین هستیم 
در خانه‌ی دل جز حسین ابن علی کس نیست
در خانه‌ی خود زائران اربعین هستیم
مناسبت‌های مرتبط

پیشنهادهای نزدیک به جستجوی شما