احیا ز دَم رقیه جان کن ما را
غرق کرم رقیه جان کن ما را
یا رب همه ی حاجت ما این باشد
خاک قدم رقیه جان کن ما را
لبهای علی اصغر اگر وا بشود
درد دل هر خسته مداوا بشود
افسوس که در کرب و بلا دست خزان
نگذاشت که این غنچه شکوفا بشود
من گلم از ساقه جدا مانده ام
تشنه ی یک جرعه وفا مانده ام
عمه کجا می روی آهسته تر
من عقب قافله جا مانده ام
ای آب بقا اشک روانت عباس
ای نور خدا در دل و جانت عباس
یک چشم تو بر آب و یکی سوی حرم
قربان دو چشم نگرانت عباس
دلخون ز غم نور دو عینت نشدی
غافل ز امام عالمینت نشدی
تا لحظه جانسوز وداع یا زینب
یک لحظه جدا تو از حسینت نشدی
رفتی و صبح محشر من خواهد آمد
بعد از تو غم دور و بر من خواهد آمد
آن کس که بر پیراهنت رحمی نکرده است
حتما سراغ معجر من خواهد آمد
هجر تو قرار از دل ما بُرد حسین
از داغ غم تو لاله پژ مُرد حسین
تیری شد و بر قلب من خسته نشست
سنگی که به پیشانی تو خُورد حسین
دشت و شب و طفل نابَلد ،واویلا
گر زجر حرامی برسَد ،واویلا
از صاحب روضه معذرت می خواهم
پهلوی شکسته و لگد واویلا









