جویای تبریزی (میرزا دارا)

کو طالع و بخت آنکه باشم

بازگشت
کو طالع و بخت آنکه باشم
در حضرت کربلا ز زوار
 
چینم گل بوسه با لب شوق
گاهی از درگهی ز دیوار
 
مالم بر خاک آستانش
هر دم روی نیاز صد بار
 
آنکه به زبان عجز و زاری
گویم رفیق ره که هشدار
 
چون در رسدم اجل بناگاه
این است وصیتم که زنهار
 
گرد رخ من ز خاک آنکوست
ناشسته مرا به خاک بسپار
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت