علی اکبر لطیفیان

پایش ز دست آبله آزار می کشد

بازگشت
پایش ز دست آبله آزار می کشد
از احتیاط دست به دیوار می کشد
 
درگوشه ی خرابه کنار فرشته ها
"با ناخنی شکسته ز پا خار می کشد"
 
دارد به یاد مجلس نامحرمان صبح
بر روی خاک عکس علمدار می کشد
 
او هرچه میکشد به خدای یتیم ها
از چشم های مردم بازار می کشد
 
گیرم برای خانه اتان هم کنیز شد
آیا ز پرشکسته کسی کار می کشد؟
 
چشمش مگر خدای نکرده چه دیده است؟
نقشی که میکشد همه را تار می کشد
 
لب های بی تحرک او با چه زحمتی
خود را به سمت کنج لب یار می کشد
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید