میثم مومنی نژاد

ارث حیدر بود ای پدر جان

بازگشت

ارث حیدر بود ای پدر جان
نیمه شب سر زدن بر یتیمان
من یتیمی کتک خورده هستم
آینه بودم اما شکستم
ای پدر ای پدر ای حسین جان(2)
شد نوازشگرم بی تو دشمن
نقش گل زد روی صورت من
این کبودی دهد بوی زهرا
بشکند دست دشمن خدایا
ای پدر ای پدر ای حسین جان(2)
خاک و خاکستری گشته رویت
بوی نان از چه شد عطر و بویت
خانه ی خولی و دیر راهب
با سر تو چه کرد این مصائب
ای پدر ای پدر ای حسین جان

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید