وحید قاسمی

نمک طعنه به زخم جگرم نگذارید

بازگشت
نمک طعنه به زخم جگرم نگذارید
به زمین خوردم اگر، پای پرم نگذارید
 
چقدرسنگ به لبهای کبودش زده اید !
گریه ام را به حساب پدرم نگذارید
 
یادتان رفته مگر تشنه بریدید سرش !؟
کاسه ی آب دگر دور و برم نگذارید
 
نان خشک صدقه پیشکش سفره تان
انقدریکسره منت به سرم نگذارید
 
عمراین عمه ی دلخسته به مویی بند است
به تماشا سرکوی و گذرم نگذارید
 
ازدحام سربازار برایش کافی است
کوچه ها سر به سر همسفرم نگذارید
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت