میل پریدن هست اما بال و پر نه
هر آنچه می خواهی بگو اما بپر نه
حالا که بعد از چند روزی پیش مایی
بابا به جان عمه ام حرف سفر نه
یا نه اگر میل سفر داری دوباره
باشد برو اما بدون همسفر نه
با این کبودی های دور چشمهایم
خیلی شبیه مادرت هستم مگر نه
از گیسوان خاکیم تا که ببافی
یک چیزهایی مانده امّا آنقدر نه
دیشب که گیسویم به دست باد افتاد
گفتم بکش باشد ولی از پشت سر نه
امروز دیدم لرزه های خواهرم را
در مجلسی که داد می زد: (ای پدر نه)
تو وقت داری خیزران ها را ببوسی
اما برای این لب خونین جگر نه؟!
ای میهمان تازه برگشته چه بد شد
تو آمدی و شامیان خوابند ورنه...



