صلح وقتی به معنی صلح است ،
که پذیرنده سنگری دارد
و اگر صلح را قبول نکرد ،
پشت گرمی به لشگری دارد
و اگر پرچم سفید نداشت ،
یا به یاران خود امید نداشت
سر به زانوی غم اگر که گذاشت ،
دامن مهر مادری دارد
دامن مادری اگر که نداشت ،
چاره ی دیگری اگر که نداشت
باز در اوج بی کسی هایش ،
سر در آغوش همسری دارد
سنگری نیست ، لشگری هم نیست ،
چند وقتی ست مادری هم نیست
پشت این مرد ظاهرا خالی ست ،
نه … که در پشت خنجری دارد
همه درها به روی او بسته ،
همه درها به روی او بسته
همه درها به روی او …
اما همچنان رو به غم دری دارد
زنی آمد میان بیت نشست ،
کاسه ی زهر را گرفت به دست
به خیالش که خانه ی تاریخ ،
شیشه های مشجری دارد
هرچه گشتم میان باطل و حق ،
هیچ حرفی به غیر جنگ نبود
ای لغت نامه ها قبول کنید
صلح معنای دیگری دارد !







