مهدی رحیمی زمستان

حسن شدی که غریبی همیشه ناب بماند

بازگشت
حسن شدی که غریبی همیشه ناب بماند
رد دو دست اباالفضل روی آب بماند
 
حسن شدی که سوال غریب کیست در عالم
میان کوچه و گودال بی جواب بماند
 
حسین نیز غریب است اگر شبیه برادر
ولی بناست بقیع حسن خراب بماند
 
کمی ز غصه ی تو رخنه کرده است به بیرون
تفاوت زن چون ” جعده ” و ” رباب ” بماند
 
به احترام حسینِ سه روز مانده به گودال
بناست زائر تو زیر آفتاب بماند
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید