محسن ناصحی

رباب بود و غمی که سرش خراب شده

بازگشت
رباب بود و غمی که سرش خراب شده
صدای گریه‌ی اصغر غم رباب شده
 
خراب کودک او عالم است و یک‌ لحظه
رباب خیر ندید از همین خراب شده
 
زن است و دلخوشی‌اش نغمه نغمه لالایی
رباب نغمه‌ی لالایی‌اش عذاب شده
 
حسین کودک خود را گرفت از مادر
شتافت سمت فراتی که خود سراب شده
 
برای قطره‌ی آبی به دشمنش رو زد
گرفت آب ؟ نه اما حسین آب شده
 
حسین ماند و غمی نونهال در آغوش
چه غنچه‌ای‌ست در آغوش گل گلاب شده
 
کدام صفحه‌ی تاریخ را رقم زد تیر
کدام پرسش تاریخ را جواب شده
 
حسین یاد غم داغ پشت در افتاد
دوباره کشتن شش ماهه فتح باب شده‌
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت