میثم مومنی نژاد

ای کوفیان ای کوفیان انا الغریب انا العطشان

بازگشت

ای کوفیان ای کوفیان
انا الغریب    انا العطشان
آبی دهید آتش گرفته جگرم
رحمی کنید بر لب خشک پسرم
وا عطشا
گل یاسم ، این حنجر است
از برگ گل نازک تر است
تیر سه شعبه کجا و کودک من
دست و پا زد اسماعیل کوچک من
وا عطشا
در خیمه ها دل بی قرار
مادر او چشم انتظار
هر کس شنید از قصه ی قحطی آب
آتش گرفت از ماتم طفل رباب
وا عطشا

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید