میثم مومنی نژاد

با چشم گریان رفتم پریشان گه سوی خیمه گه سوی میدان

بازگشت

با چشم گریان      رفتم پریشان
گه سوی خیمه      گه سوی میدان
یکسو صدای ناله های مادر آید
یکسو صدای خنده ی یک لشکر آید
لالایی    لالایی اصغر
با چشم خونبار       با حلق پاره
اشک پدر را          بنما نظاره
من دل دگر از ماسوی کندم علی جان
با دست خود قبر تو را کندم علی جان
لالایی   لالایی اصغر

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید