علی سلیمیان

حال من خوب است بابا، حال تو انگار نه

بازگشت
حال من خوب است بابا، حال تو انگار نه
بر سر من معجر است و بر سرت دستار نه
 
چهره‌ام قدری پریشان است قدّم خم شده
اندکی رنج سفر دیدم ولی آزار نه
 
من به دنبال تو می‌گشتم که هی گم می‌شدم
در مسیرم سنگ قدری بود اما خار نه
 
عمه بعد از تو علمدار و امیر ما شده
قافله بی یار شد، بی قافله‌سالار نه
 
بعد تو هرجا به من آبی تعارف کرده‌اند
شرمسار از روی سقا گفته‌ام هربار: نه
 
زندگی کافی‌ست! باباجان! مرا با خود ببر
زندگی خوب است اما بعداز این دیدار نه
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت