شیخ رضا جعفری

برای منتظر مرگ چاره لازم نیست

بازگشت
برای منتظر مرگ چاره لازم نیست
شب خرابه نشین را ستاره لازم نیست
 
به همجواری اعماق آبی تو خوشم
برای ساکن دریا ستاره لازم نیست
 
صدای کهف توازگوش من نمی افتد
به گوش پاره دگر گوش واره لازم نیست
 
نگاه مضطربت حرف میزند با من
تکلم از سر لبهای پاره لازم نیست
 
اگر چه سجده زنجیری ام فراوان است
برای بردن من استخاره لازم نیست
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید