محسن عرب خالقی

کاری کن عمه پای غم به گل بشینه

بازگشت
کاری کن عمه پای غم به گل بشینه
لرزیدن دست منو بابام نبینه
 
جای شراره مونده روی دامن من
دل نمی کند آتیش خیمه از تن من
 
نگاه به این صورت چون گلم کن عمه
این شب آخره تحملم کن عمه
 
حلال کن این کبوتر و تا به همیشه
بازوت دیگه از این به بعد کبود نمی شه
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید