میثم مومنی نژاد

چه مهمان عزیزی به ویرانه ام آمد

بازگشت

چه مهمان عزیزی به ویرانه ام آمد
بده مهلتی ای جان که جانانه ام آمد
پدر جان  پدر جان
خوش آمدی به ویران
دگر شکوه ندارم     ز رنج غل و زنجیر
نگویید یتیمم     که خوابم شده تعبیر
پدر جان......
خوش آمدی......
ز لبهای کبودت پدر بوسه بگیرم
بمان در بر من یا دعا کن که بمیرم
پدر جان....
خوش آمدی....
شکسته پرو بالم به پا آبله دارم
چرا مرا نبردی ؟ من از تو گله دارم
پدر جان.....
خوش آمدی.....

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید