میثم مومنی نژاد

پاره پاره بدن دست و پا میزدی

بازگشت

پاره پاره بدن     دست و پا میزدی
پاره ی جگر من تو بودی یا ولدی
پا مکش به زمین     ور نه می کشی ام
یک نفس بکش ای آرزو و دلخوشی ام
پاره جگرم    پاره جگرم
پاره ی جگر ای علی علی پسرم
ناله ات که رسید   در میان حرم
با خبر شده ام که چه آمده به سرم
با عبا شده جمع   پاره های تنت
نامرتب علی جان شده چرا بدنت
پاره جگرم

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید