حسن لطفی

هوای شونه‌تو بابا هنوزم موی من داره

بازگشت
هوای شونه‌تو بابا هنوزم موی من داره
بگیر دستامو که بالم هوای پر زدن داره
 
حراجی بودم و مُردم تو اون اوضاعِ بد گفتم
بپرس عمه که این بازار به قدِّ من کفن داره ؟
 
برا تَه مونده‌ی موهام دو سه تا چنگ هم بس بود
خدایا این مسیرِ تنگ زیادی پیرزن داره
 
گوشام و میگیرم اینجا نه واسه زخمِ رو گوشام
می‌بینی کوچه‌های شام که خیلی بد دهن داره
 
تو دستم رَدِّ زنجیره بجای اون النگوها
تو دستش ساربان اما عقیقی از یمن داره
 
سکینه خیلی می‌ترسه هنوز از عمه می‌پُرسه
یتیمِ خاکیِ بی جون مگه چونه زدن داره
 
تو رو عریان رها کردن تو رو از من جدا کردن
تنت رو دیدن و گفتن بده که پیرهن داره
 
الهی جون بده خولی چه خورجینی به همراشه
الهی دق کنه اَخنَس لباساتو به تن داره
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید