من اشک میخورم که نمک گیرتان شوم

من اشک میخورم که نمک گیرتان شوم
از این شراب ، با برکت تر نمیشود
 
‌من هم تنم سیاه و عرق کرده است، حیف
من را بغل کنید معطر نمیشود !؟
 
یک بوسه ام بده که بمیرم پس از همان
چون لذتی چو بوسه ی آخر نمیشود
 
شرحی گزیده از قصص الانبیاست این
گریه نکرده بر تو پیمبر نمیشود
 
امشب برای خرجی ام البنین بیا
ترحیم اوست … بی پسر آخر نمیشود
 
بچه برای نوکری تو بزرگ کرد
نامادری که این همه مادر نمیشود
 
عباس را همیشه غلام حسین خواند
بچه‌کنیز ، حکم برادر نمیشود
 
کلثوم را بگو ، که به قربانیش پذیر …
این اندک است اگر که مکدر نمیشود
 
ام البنین ! شفای همه دردهای ما
امری بجز رضات مقرر نمیشود
 
زاویه ی بقیع ، بود قبله ی جهان
هر کس که سجده کرد ، که کافر نمیشود
 
غیر از نبی و فاطمه و چندتن امام
قطعاً مدینه بی تو منور نمیشود
30
0
موضوعوفات حضرت ام البنين (عليها السلام)
گریزعاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرعلیرضا وفایی(خیال)
قالبغزل
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت