محمد مهدی عبداللهی

شانه های زخمی و طفل حزین

بازگشت
شانه های زخمی و طفل حزین
مو سپید و دشمن او در کمین
 
آمد و سیلی چنان زد یا حسین
بر زمین خورد و صدا زد این چنین
 
فاطمه، آرامش چشمان من
قد خمیده، قامت من را ببین
 
این جسارت ها دگر تکراری است
وای من دشمن تو را می زد ز کین
 
امشبی را من کنار آن سرت
تا ابد راحت بخوابم، دل غمین
 
صوت قرآن تو، مرهم بر دلم
مجلس ختم رقیه شد همین
 
آه از ایمان و دین سستشان
بی بصیرت کشته اند مولای دین
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت