سایه ی دستی میان قاب چشمان ترش

سایه ی دستی میان قاب چشمان ترش
چادرخاکی زهرا بالش زیر سرش
 
رنگ خون پاشیده بر آیینه ی احساس او
لکه های سرخ روی گوشوار مادرش
 
این دم آخربه یاد میخ در افتاده است
خانه را آتش زند با روضه ی پشت درش
 
لخته ها را پاک می کرد از لب خشکیده اش
زینب خونین جگر با گوشه های معجرش
 
برخلاف رسم سرخ کشتگان راه عشق
رفته رفته سبزتر می شد تمام پیکرش
 
با نظر براشک قاسم گفت: وای از کربلا
نامه ای را داد با گریه به دست همسرش
 
روضه ی «لایوم» می خواند غریب اهلبیت
کربلایی ها چه گریانند در دوروبرش!
 
چشم امیدش به قد وقامت عباس بود
ایستاده با ادب ساقی کنار بسترش
36
0
موضوعشهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
گریزماجرای کوچه (فدک) حضرت زهرا (سلام الله علیها) | هجوم به خانه ، شهادت و حضرت محسن حضرت زهرا (سلام الله علیها) | عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعروحید قاسمی
قالبغزل
سبک پیشنهادیروضه
زبانفارسی

حاج حسین سیب سرخی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت