ناصر دودانگه
صفحه خواندن شعر

در نگاه تو خدا از بس ملاحت ریخته...

بازگشت
در نگاه تو خدا از بس ملاحت ریخته...
در کویر تشنه‌ات باران رحمت ریخته
 
از پر قنداقه‌ات هم می‌شود حاجت گرفت
از نگاهت بر سر عالم کرامت ریخته
 
حضرت باب‌الحوائج! من زبانم الکن است
دور این گهواره صد دیوان روایت ریخته
 
از همان روز ولادت چند وعده جای شیر
مادرت بر کام تو شوق شهادت ریخته
 
هر که یک قطره به مظلومیت تو اشک ریخت
فاطمه در کاسه‌اش اذن زیارت ریخته
 
تشنه از دنیا نرفتی، این دروغی بیش نیست
روی لب‌هایت حسین اشک خجالت ریخته....
 
پیکرت زیر عبا، با هلهله تشییع شد
اشک چشمان رباب از این اهانت ریخته....
 
مادرت دق کرد پشت خیمه‌ها وقتی که دید
خون به جای شیر، بر روی لباست ریخته
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت