دختر زار توام کز زندگی سیرم پدر

دختر زار توام کز زندگی سیرم پدر
عمر من آنقدر نیست اما دگر پیرم پدر
 
آمدی آری بیا خود را نمایان کن پدر
از زبان زخمِ زبانهاشان چه دلگیرم پدر
 
نیشتر می زد به قلبم دختری با طعنه گفت : 
دخترک بابا ندارد ! لیک من شیرم پدر
 
انقلابی می کنم با گریه در شام بلا
از تمام شامیان حق تو می گیرم پدر
 
وقت میدان رفتنت بابا مرا یادت نبود ؟
تو نگفتی میروی من بی تو می میرم پدر ؟
 
راستی فهمیده ای از قافله جامانده ام ؟
راستی فهمیده ای دیگر زمین گیرم پدر ؟
39
0
موضوعشهادت حضرت رقيه بنت الحسين (سلام الله عليها)
گریز
شاعرعلیرضا عنصری
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت