وحید قاسمی

تنها چرا نشسته, مگر گریه می کند؟

بازگشت
تنها چرا نشسته, مگر گریه می کند؟
چون شمع شعله وربه نظر گریه می کند
 
ازمردم مدینه شنیدم که روزها
می آید و ز داغ پسر گریه می کند
 
بالای چار صورت قبری که ساخته
با دیده های سرخ جگر گریه می کند
 
با ذکر جانگداز -حسینم غریب- بود
دائم زند به سینه و سر گریه می کند 
 
از سوز روضه خواندن این مادر شهید 
هر عابری میان گذر گریه می کند
 
گاهی دلش برای علی تنگ می شود
گاهی برای روضه ی در گریه می کند
 
بغض نگاه باد صبا گفت با دلم
دیگر غروب شد ، چقدر گریه می کند!!
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید