میثم مومنی نژاد
صفحه خواندن شعر

ای عطش گریه کن بر حسین و اصغر او

بازگشت

ای عطش گریه کن بر حسین و اصغر او
آبرو دار عالم به دشمن می زند رو
طفل خود را گرفته بر سر دست
مثل این گل بسی در خیمه ها هست
لایی لایی علی لالایی اصغر(2)
چقدر مشکل است از عطش نفس بگیرد
کودکی تشنه بر دست بابا یش بمیرد
این جفایی که بر خون خدا شد
باعث خنده ی حرمله ها شد
لایی لایی علی لالایی اصغر(2)
با سه شعبه جدا ، از بدن شد سر کودک
پشت خیمه حسین ، می کند یک قبر کوچک
این بدن را به خاک غم سپارد
چونکه تاب سم اسبان ندارد
لایی لایی علی لالایی اصغر

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت