ایها المظلوم-ayohalmazloom
شعر و اشعار وفات حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله و سلم و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریز های متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز در سمت راست صفحه مراجعه فرمایید
نمایش هر صفحهمورد
اسلام، تا پیمبر اعظم رسیدن است
بعد از رسول بار ولایت کشیدن است
 
بعد از نبی، هنوز تنش مانده بر زمین ...
نوبت به آه و ناله‌ی زهرا شنیدن است
 
 
بِاللَّه قسم که باورمان شد پس از نبی
لب بستن و نشستن و غربت چشیدن است
 
اینها کلام آخرِ آقاست با علی
تنها ره امام به خلوت خزیدن است
 
اهل نفاق بر حَرَمت حمله می‌برند
وز دربِ خانه شعله به هر سو کشیدن است
 
وقتی که دست قدرتِ تو بسته می‌شود
تکلیف فاطمه پیِ مولا دویدن است
 
آری سکوتِ تو __ وَ فریاد فاطمه
تنها رهِ به دادِ ولایت رسیدن است
 
سیلی اگر زدند به زهرا، صبور باش
روی کبودِ او سندِ ظلم، دیدن است
 
مردم دوباره جاهلیت را رقم زنند
یعنی مسیرشان ز علی دل‌بریدن است
 
حقِّ تو را سقیفه‌گَران، غصب می‌کنند
باطل هماره در پی مَسنَد گزیدن است
 
شورائیان به محضِ رسیدن به قصدِ خود
انکار می‌کنند ،که این حق ندیدن است
 
اول فداییِ رهتان محسنِ شماست
رسمِ ستم، ز شاخه‌ی گُل، غنچه‌چیدن است
 
خانه‌نشینیِ تو، به محرابِ خون کِشد
سهمِ حسن ز  زهرِ جفا، سرکشیدن است
 
 
بعد از حسن، که پاره‌جگر، کشته می‌شود
سهمِ حسینِ من به‌خدا، سر بریدن است
 
جز راه قتلگاه دگر راه چاره نیست
یعنی نصیب زینب من قد خمیدن است
ز هجران تو اشک من روان شد
زبان درد من آه و فغان شد
تو رفتی و پس از تو ای پدرجان
علی تنهاترین مرد جهان شد
 
الا ای قبله‌گاه آرزویم
نشسته بغض داغت در گلویم
اگرچه چشم خود را بسته‌ای باز
تبسّم می‌کنی بابا به رویم
 
پری بشکسته چون پروانه دارم
چو شمعم گریه‌ی مستانه دارم
برای گریه از هجران رویت
میان بیت‌الاحزان خانه دارم
 
فــتــاده نــالـه‌ای در بـنــد بـنــدم         
ز هـجـران تـو بـابـا دردمــنــدم
شب و روزم شده با گریه همراه
دگـرتـا آخــر عــمــرم نـخــنـدم
 
پس از تو مانده‌ام با اشک دیـده            
ز بـار هـجـر تو پـشـتـم خـمیـده
برای تـسلیـت گـفـتـن بـه زهـرا            
به جای دسته گـل هـیزم رسیده
 
نـشستـه بود تـنها گـریه می‌کرد            
غـریـبـانـه خـدایـا گریه می‌کرد
کــنـار بـسـتــر پـاک پــیــمـبــر            
چه مظلومانه زهرا گریه می‌کرد
در حسینیه ی جبین روضه است
خط به خط گریه، چین به چین روضه است
 
آسمان گریه کرده بالاخره
هرشبی را که در زمین روضه است
 
 
به کجا می روی؟در عالم اگر؛
خبری هست در همین روضه است
 
سند ادعای من محشر
که بفهمی تمام دین روضه است
 
هدیه ی ما به ساکنان بهشت
باز در روز واپسین روضه است
 
 
در میان اهالی گریه
اولین روضه آخرین روضه است
 
اینکه بعد از غدیر، پیغمبر
از علی گفت و گفت، این روضه است
 
زهر کم کم بر او اثر می کرد
زردی چهره هم یقین روضه است
 
 
لفظِ اِرْجِع فاِنَّه یَهْجُر
تا قلم خواست بدترین روضه است
 
باگریزش شکستن دندان
وسط کوچه اولین روضه است
 
با دلیل شهادت زهرا
لفظ پیغمبر امین روضه است
 
 
شتر سرخ در جمل فتنه است
اسب اما بدون زین روضه است
 
روضه از این به بعد رفت به دشت
روضه دنبال خواهرش می گشت
 
روضه شد عاطفی دمی که حسین
یک قدم رفت یک قدم برگشت
 
 
با غدیر و کریم و بزم شراب
روضه می زد گریز هی بر تشت
 
کاش بودم پس از دوماه عزا
پشت باب الجواد، ساعت هشت
بس کُن عزیزِ تا سحر بیدار بس کُن 
کُشتی مرا از گریه ی بسیار بس کُن
 
ای چند شب بیدار مانده آب رفتی
ای چند شب گریانِ من اینبار بس کُن
 
 
بس کُن کنارِ بسترم خیس است زهرا
آتش نزن بر این تنِ تَب دار بس کُن
 
رویت ندارد طاقتِ این اشکها را
طاقت ندارد اینهمه آزار بس کُن
 
باید ببینی روزهایِ بعد از این را
باید بمانی با غمی دشوار بس کُن
 
 
باید بگویم روضه های بعد خود را 
باید بسوزی بعد از این دیدار بس کُن
 
ای کاش بعد از من کسی جایت بگوید
با هیزم و با آتش و دیوار بس کُن
 
ای کاش میگفتند خانوم بچه دارد
ای کاش میگفتند با مسمار بس کُن
 
 
در کوچه می اُفتی کَسی غیر از حسن نیست 
با گریه می گوید که در انظار بس کُن
 
در کوچه می اُفتی و می گوید به قنفذ
اُفتاد دستِ مادرم از کار بس کُن
 
دستت مغیره بشکند حالا که اُفتاد
از چادر او پایِ خود بردار بس کُن 
 
 
بگذار یک جمله هم از گودال گویم
خون گریه ات را کربلا بگذار بس کُن
 
وقت هزار و نُهصد و پنجاه زخم است 
ای نیزه ی خونبار این اصرار بس کُن
 
این ناله هایِ دخترت پیشِ حرامی است
با شمر می گوید نزن نشمار... بس کُن
کار و بار دو جهان ریخت بهم غوغا شد
چشم زهرا و علی بعدِ شما دریا شد
 
رفتی و خنده به کاشانه ی تو گشت حرام
رختِ مشکیِ یتیمی به تن زهرا شد
 
عهد و پیمان غدیرت به فراموشی رفت
حُکم بر خانه نشینیِ علی امضا شد
 
بعدِ تو حرمت کاشانه ی حق حفظ نشد
پای اولاد حرامی به حریمت وا شد
 
دخترت پشتِ در و... آتش و دود و مسمار...
خوب فرمانِ مودت به خدا اجرا شد
 
خبرِ پر زدن فاطمه، حیدر را کشت
چند باری به زمین خورد علی تا پا شد
 
روضه ها هست، بمانند... ولی عاشورا
تشنه لب شاه غریبی که تک و تنها شد
 
از بلندی فرس تا به زمین خورد شنید
صحبت از غارت معجر ز سر زن ها شد
 
زینتِ دوش شما بود ولی کرب و بلا
منزلش خار و خس بادیه و صحرا شد
 
داد زد زینب کبری: به روی سینه نرو...
گوش نحسش نشنید و قد مادر تا شد
 
سر او تا که جدا شد زره اش را بردند
زره اش هیچ... سرِ پیرهنش دعوا شد
 
خاتمش را ته گودال به دشمن بخشید
بار دیگر به خدا جود و سخا معنا شد
 
کاش انگشتری اش تنگ نبود... اما بود...
عاقبت نیمه ی سبابه ی او پیدا شد؟!
 
اجرِ پیغمبری ات بود که مردم دادند
ظلم هایی که پس از تو به ذَوِی القُربی شد
آمدی با تجلی توحید
به زمین آوری شرافت را
ببری از میان این مردم
غفلت و ظلم و جاهلیت را
 
 
ولی افسوس عده‌ای بودند
غرق در ظلمت و تباهی‌ها
در حضور زلال تو حتی
پِی مال و مقام خواهی‌ها
 
 
سال‌ها در کنار تو اما
دلشان از تب تو عاری بود
چیزی از نور تو نفهمیدند
کار آن‌ها سیاهکاری بود
 
 
چه به روز دل تو آورده
غفلت ناتمام این مردم
در دل تو قرار ماندن نیست
خسته‌ای از مرام این مردم
 
 
آخرین روزها خودت دیدی
فتنه‌ای سهمگین رقم می‌خورد
و شکوه سپاه پر شورت
باز با خدعه‌ها به هم می‌خورد
 
 
پیش چشمان بی‌شکیبت باز
بیرق ظلم را علم کردند
ساحتت را به تهمت هذیان
چه وقیحانه متهم کردند
 
 
خوش به حال ستارگانی که
با طلوع تو روسپید شدند
از تب فتنه در امان ماندند
در رکاب شما شهید شدند
 
 
بعد تو در میان اصحابت
چه می‌آید به روز سیرهٔ تو
می‌روی و غریب‌تر از پیش
بین نامردمان عشیرهٔ تو
 
 
لحظه‌های وداع تو افسوس
دل نداده کسی به زمزمه‌ات
یک جهان راز و یک جهان غم داشت
خندهٔ گریه‌پوش فاطمه‌ات
 
 
می‌روی و در این غریبستان
بی تو دق می‌کنند سلمان‌ها
دست‌های علی و زخم طناب
وای از ظاهراً مسلمان‌ها...
 
 
غربت تو هنوز هم جاری‌ست
قصهٔ تلخ خواب این مردم
منتظر در غروب بی‌یاری‌ست
سال‌ها آفتاب این مردم
بوی غم می رسد انگار... دلم می ریزد
اشک از دیده ی غمبار حرم می ریزد
از نگاهِ نگران، برق اِلَم می ریزد
خوب پیداست که باران ستم می ریزد
آه آرامش زهراست به هم می ریزد
 
 یا... قرار است که پیغمبر اکرم برود
سایه ی خنده از این گلکده کم کم برود
 
 
مهربانی که برای همه همچون خورشید
نور از خنده ی لب های ترش می بارید
از گرفتاری امّت به جزا می ترسید
روز و شب در پی ارشاد بشر می گردید
مثل او هیچ رسولی غم و اندوه ندید
 
در دلم شور عجیبی ست، نمی دانم چیست؟!
در گلو بغض غریبی ست، نمی دانم چیست؟!
 
 
دخترت زار به سر می زند ای وای دلم
بر دلم غصه شرر می زند ای وای دلم
پدرم حرف سپر می زند ای وای دلم
حرف از داغ پسر می زند ای وای دلم
 
دل بریدن ز تو بابا به خدا آسان نیست
بعد تو واسطه ی وحیِ خدا با ما... کیست؟
 
 
این جوان کیست...؟ که از دیدن رویش در دل
غصه وارد شده و خنده ز لب شد زائل
آه یا  رب شده انگار صبوری مشکل
گفت با لحن غریبانه ولی چون سائل
با اجازه... بگذارید بیایم داخل
 
با ادب آمد و در پیش پدر زانو زد
پرده از صورت پوشیده ی خود یک سو زد
 
 
مژده ای رحمت رحمان! که سحر نزدیک است
ای رسول مدنی! صبح سفر نزدیک است
شب بیچارگی نسل بشر نزدیک است
به علی نیز بگو... روز خطر نزدیک است
وقت برپا شدن آتش در نزدیک است
 
پدر آماده ی رفتن به سماوات، ولی...
نگران است برای غم فردای علی...
 
 
تکیه بر دست علی زد گل باغ ایجاد
نظری کرد به زهرا و دوباره افتاد
آه از سینه ی افلاک برآمد... فریاد
به علی فاطمه را باز امانت می داد
داشت اما خبر از قصه ی زهرا، ای داد
 
این همه بی کسی ای وای سرم... درد گرفت
دل سرشارِ غم و شعله ورم... درد گرفت
 
 
او زِ فردای حسین و حسنش داشت خبر
از خزان گشتن باغ و چمنش داشت خبر
از به آتش زدن یاسمنش داشت خبر
از غم حیدرِ خیبر شکنش داشت خبر
از حسین و بدن بی کفنش داشت خبر
 
اشک از دیده فرو ریخت و روحش پر زد
پر زد و دختر مظلومه ی او بر سر زد
مثل یک سایه چه زود از سرِ این خانه گذشت 
چه غریبانه،غریبانه،غریبانه گذشت
 
چشم را بست ولی صبر نکردند این قوم
پیشِ او بود علی صبر نکردند این قوم
 
 
ای دل از غربتِ این لحظه ی تشییع بگو
از غریبانه ترین لحظه‌ی تشییع بگو 
 
او غریبانه ترین لحظه‌ی رفتن دارد
روضه‌ی رفتن او گفتن و گفتن دارد
 
اندک اندک اثرِ زهر به جانش اُفتاد 
رویِ دامانِ علی بود توانش اُفتاد
 
شهر در مَکر و سکوت است علی تنها شد
یک تنه گرم حنوط است علی تنها شد
 
یک طرف داشت علی آب به پیکر می ریخت 
یک طرف داشت جماعت سرِ مادر می ریخت
 
آب غسلش به تنش بود که هیزم پُر شد
شعله پیچید به در نوبتِ یک چادر شد
 
 
بدنش روی زمین بود به زحمت اُفتاد
وای ناموس علی بینِ جماعت اُفتاد
 
در عزای پدرش بود که سیلی را خورد
سوگوار پسرش بود که سیلی را خورد
 
تا که مولا کفنش کرد زنش را کُشتند
تا  کفن روی تنش کرد زنش را کُشتند
 
 
دست بر پهلوی خود داشت پرش خورد به در 
درد پهلو که خَم اش کرد سرش خورد به در 
ابر چشمان  خیس  بارانم
میچکد قطره قطره بر جانم 
چه قدر هول کرده ام امشب 
چه قدر مضطر و پریشانم
شاید امشب شب جدایی نیست
من چه میگویم و چه می دانم؟
باد تندی وزید و فهمیدم
در مسیر خطیر طوفانم
می رود از زمین سوی بالا
آن که کرده مرا مسلمانم
دستم از دامنش اگر کوتاست
 ولی  از  قاریانِ  قرآنم
من به درکش نمیرسم هرگز
ولی از نوکرانِ سلمانم
 
ای رسول خدا، امینِ خدا 
 رحمت اللِه مسلمینِ خدا
 
شب رحمت شب پیمبر ماست
شب باران دیده ی تر ماست
بعد او نیست یک فرستاده
این پیمبر، سفیر آخر ماست
جای پایش به روی سرها بود
خاک عالم به روی این سر ماست
گر مدینه نرفته ایم امشب
همه تقصیر بال ما،پر ماست
جای او خالی است در اینجا
یاد او پر میان باور ماست
بانی روضه ی عزای نبی
دخترش هست آنکه مادر ماست
 
میرود سوی حق به سوی اله
 السلامُ علی رسول الله 
 
 
سینه ات مثل وادی سیناست
دل پر مهر تو چنان دریاست
سر گذشت تو جاودانه ترین
خاطرات تو اصل مطلب ماست
قلمم کند می رود از چیست !
آخر جمله های این انشاست؟
باغبانِ تمامِ اهل ُالبیت
بعد تو فصل خشکی گلهاست
اولین کس که می شود ملحق
به حضور تو - دخترت زهراست
بعد  تو جانشین تو حیدر
می نشیند به خانه و تنهاست
چشم تو خوب شد نمی بیند
خانه ی دختری تو غوغاست
 
کن نگاهی سه نور عینت را
حسن و زینب و حسینت را
سر به دامان علی داشت که جان بر لب بود
آخرین ذکر نبی، یاعلی و یارب بود
نفسِ آخرِ او بود که می گفت: حسین 
و کلام دگرش یادِ غم زینب بود
بروی سینۀپیغمبر اکرم حسن است
و کنار سر او فاطمه اش آنشب بود
همه أسرارِ مگو را به علی گفت نبی
آخرین سّرِ دلش حاوی این مطلب بود
یا علی! بعد من آتش به حرم می افتد
آشکارا شود آن بغض که در مَرحب بود
خانه ام را که همین قوم به آتش بکشند 
تازه معلوم شود خصمِ تو لامذهب بود 
 
بِین دیوار و درِ خانه بماند زهرا
وسط آتش کاشانه بماند زهرا 
 
غصه می آید و این دوره بسر می آید
دورۀحزن تو با خونِ جگر می آید
بعد من یاعلی این جمع ز هم می پاشد
پشت این در خبر قتل پسر می آید
بازو و پهلوی زهرای ترا خُرد کنند 
فاطمه یاری تو روز خطر می آید
در همین کوچۀباریک بدنبال فدک
دومی با غصبش بار دگر می آید
آه از سیلی این قوم به ریحانۀمن
وای از آندم که ز مسمار خبر می آید
تا ترا یکّه و تنها نگذارد کفوَت
فاطمه بعد من از شرم تو در می آید
 
حسنم می شود آنروز عصای مادر 
وسط کوچه شود آب، بپای مادر
 
بعد از این تازه حسن حالِ پریشان دارد
تا چهل سال ز غم گریۀپنهان دارد
جگرش پاره شود، وز کفِ او چاره شود
زانوی غم به بغل، نالۀ هجران دارد 
هست بعد از حسنم، داغ حسینم در پیش 
او که بر پیکر خود نیزه فراوان دارد
قاتلانش همه هستند؛ أراذل اوباش
گرچه این قافله عنوان مسلمان دارد
سرِ او را سرِ نیزه همه جا چرخانند
گریه بر حال یتیمان و  اسیران دارد
 
کعب نی ها به تن زینب او خُرد شود 
سفری پر ز بلا همره عدوان دارد
 
آه از گوشۀ ویرانه و رخسار کبود
باز هم دخت من و سیلیِ یک دست یهود
در پیشِ من آتش مزن بال و پَرَت را
خونین مکن جان پدر چشم تَرَت را
 
 
فردا همینکه جمع کردی بسترم را
آماده کن کم‌کم عزیزم بسترت را
 
آماده کن از آن کفنها دومین را
بیرون بیاور یادگار مادرت را
 
بگذار روی سینه‌ام باشد حسینت
بگذار بر قلبم حسن را دخترت را
 
بگذار با طفلان تو قدری بسوزم
حالا بگویم حرفهای آخرت را
 
زاری مکن بر حال من با حال و روزت
خاکی مکن دنبال بابا معجرت را
 
تو بار شیشه داری و می‌ترسم از تو
خیلی مواظب باش طفل دیگرت را
 
وقتی که  می‌ریزند هیزم روی هیزم
وقتی که می‌سوزاند آتش سنگرت را
 
بابا حواست باشد آنجا مُحسنت را
بابا مواظب باش پشتِ در سرت را
 
ای کاش می‌شد روضه‌ی بازو نمی‌شد
وقتی علی می‌شوید آهسته پَرَت را
 
 
این جمله‌ی آخر عزیزم با حسین است:
"با خود مَبَر در قتلگه انگشترت را"
نفسم در شماره افتاده
رنگ و رویم پریده است علی
سر من را بگیر بر زانوت
وقت رفتن رسیده است علی
 
گرچه زود و سریع طی شد و رفت
چقدر روزگار سخت گذشت
همۀ سالهای تبلیغم
به من بیقرار سخت گذشت
 
 
دل من را همیشه توهینِ
بی حیاها شکست یادت هست
سنگ باران کودکان لجوج
سر من را شکست یادت هست
 
در اُحد که غریب ماندم من
بغض کفار داشت وا میشد
یک تنه جوشنم شدی تو علی
تو نبودی سرم جدا میشد
 
اثر آفتاب شعب این بود
در سرم شعله های تب مانده
به کف پای من ازآنموقع
خارهای ابولهب مانده
 
چه کنم وقت رفتن آمده است
دل ندارم که روضه خوان باشم
کاش میشد زمان حمله به در
زنده باشم کنارتان باشم
 
ظاهرا مومن و مسلمانند
با تو و فاطمه بد اند علی
صبر کن صبر کن برای خدا
همسرت را اگر زدند علی
 
همه هیزم بدست می آیند
آتشی پشت در به پا بشود
وای اگر در به فاطمه بخورد
میخ، در بین سینه جا بشود
 
صبر کن آن زمان که با سیلی
قصد دارند بر رویش بزنند
یا که در پیش دست بسته ی تو
با قلافی به بازویش بزنند
 
 
تازه این اول مصیبت هاست
کربلای حسین نزدیک  است
مثل زهرا قرار سوختن
بچه های حسین نزدیک است..
 
خیمه ها دانه دانه میسوزند
هرکجا دود سربه سر آتش
دختران من و تو با گریه
همه جان میدهند در آتش
ای در هوای ماتم تو عرش، سوگوار
ای در غم تو چشم سماوات، اشکبار
 
اسلام در مصیبت تو می شود یتیم
دین در فراق روی تو بی تاب، بیقرار
 
 
ما را در اوج گنبد خضرای خود ببر
تا روی گنبدت بنشینیم چون غبار
 
هرگز ز یاد حضرت زهرا نمی رود
چشمی که شد ز ماتم تو ابر نوبهار
 
رفتی و از مدینه ی تو رفت دلخوشی
کوچید مرغ عشق و محبت از آن دیار
 
سر زد پس از تو ای به همه خلق مهربان
از امت تو آنچه نمی رفت انتظار
 
هرچند از تو غیر محبت ندیده بود
اما به اهل بیت تو بد کرد روزگار
 
گلچین رسید و بعد تو خشکید پشت در
یاسی که مانده بود ز باغ تو یادگار
 
گر می گرفت آتش کینه به خانه و
می رفت سمت پهلوی گل دست های خار
 
 
آن دست که به بازوی زهرا قلاف زد
انداخت دور گردن مولا طناب دار
 
در بین کوچه باز همان دست آمد و
دیوار کوچه خون شد و افتاد گوشوار
دیدی دلم از هرچه میترسید دیدم 
افتاده ای در بسترت سرو رشیدم
 
هرروز دیدم دیده ی بارانی ات را
دیدم شکاف کهنه ی پیشانی ات را
 
 
از راه رفتن کل پایت پینه بسته
ناگفته ها را گفت دندان شکسته
 
در مکه درگیر بلای کوچه بودی
زخمی سنگ بچه های کوچه بودی
 
"تبت یدا" خار بیابان بود و پایت
یک لحظه اما درنمی آمد صدایت
 
 
حالا من و تو خلوتی داریم باهم
دیگر نگاهت را نگیری از نگاهم
 
بابا بگو‌ پیشم دوباره مینشینی
قدری بمان پیشم که محسن را ببینی!
 
تو هستی و اینجا شکوهم مستدام است
حیدر میان هرگذر با احترام‌ است
 
 
با بودنت زهرا رخش چون قرص ماه است
آرامش این خانه ی ساده به‌راه است
 
آتش ندیده دامنم الحمدلله
خونی نشد پیراهنم الحمدلله
 
هرگز ندیده روی زهرا را غریبه
آرام‌ میکوبد در مارا غریبه
 
 
بی تو اگر حمله‌ کنند اینها به خانه
زهرای تو میماند و صدتازیانه
 
آتش میوفتد روی در پشت درم من
با پهلویم سنگر برای حیدرم من
 
سیلی میاید سمت من ای وای بابا
بدخواب میگردد حسن ای وای بابا
 
 
پیشم‌ بمان تا قتل زهرا را نبینی
بی تو صدایم میشود فضه خذینی..
نشسته بود یکی روز خواجه ی دو سرا
کنار تربت پاک خدیجه ی کبرا
 
به یاد آن همه مهر و وفای آن بانو
گرفته بود زاندوه در بغل زانو
 
در آن میانه ابوجهل و دار و دسته ی او
شدند حمله ور از کین به جسم خسته ی او
 
عبا به گردن آن شهریار پیچیدند
چنان که مرگ نبی را به چشم خود دیدند
 
رخش کبود شد و بسته شد ره نفسش
که خواست طایر جان پر بگیرد از قفسش
 
به زعم آن که نبی رفت دیگر از دنیا
گریختند زاطراف آن رسول خدا
 
خدای عزّوجل زنده خواست احمد را
نگاه داشت در آن عرصه ها محمّد را
 
بدون آنکه شود ستمگران خائف
گرفت با بدن خسته اش ره طائف
 
خبر رسید که از مکّه احمد آمده است
به سوی مردم طائف محمّد آمده است
 
به پیشباز نبی اهل شهر صف در صف
به جای لاله گرفتند سنگ ها در کف
 
زخون به آینه ی کردگار زنگ زدند
بر آن وجود مقدس زکینه سنگ زدند
 
 
شکست آینه ی وجه ذات ذوالمننش
فتاد روی زمین، تاب رفت از بدنش
 
چو گشت نقش زمین آن بزرگ آیت نور
غلامی آمد و آورد بهر او انگور
 
گشوده شد به تبسّم رسول، هر دو لبش
غلام گشت مخاطب به یا اخا العربش
 
 
صدای حضرتش از بس ملیح و زیبا بود
به یا اخا العرب خود دل غلام ربود
 
غلام گفت سرم باد خاک این درگاه
اقولُ اشهد ان لا اله الاّ الله
 
نبی گرفت ره مکّه با لبی خندان
غلام گفت که ای جان عالمت قربان
 
 
الا نگاه بد از آفتاب رویت دور
چه شد که دست نبردی به جانب انگور
 
رسول گفت که ای پای تا به سر همه شور
مرا چه حاجت بر چند دانه ی انگور
 
زمکّه آمده ام تا به طائف این همه راه
که بشنوم زتو یک لا اله الاّ الله
 
 
مرا به راه هدایت به دوش، دِین تو بود
مراد من همه ذکر شهادتین تو بود
 
الا کسی که به اسلام ناب پیوستی
خدا گواست که مدیون این رسول استی
 
به خاطر تو جبین نبی زسنگ شکست
مباد آنکه دهی دین خویش را از دست
 
 
پس از تحمّل یک عمر زحمت و محنت
گذشت و اجر رسالت نخواست از امّت
 
جواب تهمت و دشنام با متانت داد
کتاب و عترت خود را به ما امانت داد
 
پس از رسول به قرآن چه زجرها دادند
به اهل بیت گرامیش اجرها دادند
 
 
به داغدار مدینه ترحّم آوردند
به جای لاله بر او بار هیزم آوردند
 
زباب خانه ی زهرا شراره گشت بلند
غلاف تیغ به بازویش بست بازوبند
 
به پاس اجر رسالت شکست پهلویش
نشان غصب فدک ماند بر گُل رویش
 
 
علی که جان نبی بود مثل شمع شد آب
گرفت اجر رسالت به دامن محراب
 
به سجده کرد ززخم جبین گل افشانی
گرفت رنگ خدایی زخون پیشانی
 
گرفت اجر رسالت حسن پس از پدرش
دوبار دست زجان شست و پاره شد جگرش
 
 
یکی به کوچه که شد نقشِ خاک، مادر او
یکی ززهر که در کوزه ریخت همسر او
 
چه احترام از او روی دوش یاران شد
تن مقدّسش از تیر لاله باران شد
 
پس از حسن که حیاتش گذشت در غربت
گرفت اجر رسالت حسین از امّت
 
 
زتیر و تیغ و سنان زخم ها به پیکر داشت
نشان اجر رسالت زپای تا سر داشت
 
سلام ما به شهیدی که سیّد الشّهداست
سلام باد به خونی که خونبهایش خداست
 
سلام ما به حسین و به اشگ دیده ی او
سلام بر گلوی از قفا بریده ی او
 
سلام بر تن پاک خون نشسته ی او
سلام باد به پیشانی شکسته ی او
 
سلام باد به غمهای ناشمرده ی او
سلام بر لب و دندان چوب خورده ی او
 
سلام بر جگری کز عطش چو آتش تافت
سلام باد بر آن سینه ای که نیزه شکافت
 
 
سلام بر مه افتاده زیر سمّ ستور
سلام باد به خورشید روی خاک تنور
 
سلام بر تن صد پاره ای که عریان ماند
سلام بر سر ببریده ای که قرآن خواند
 
سلام ما به قیام حسین و صبر حسن
سلام «میثم» بر زائرین قبر حسن
لحظه های آخرش بود و به حیدر خیره شد
اشک از چشمش چکید و کنج بستر خیره شد...
 
تا که عزراییل وارد شد برای قبض روح
بر علی و فاطمه با حال مضطر خیره شد
 
خوب میدانست بعدش فتنه بر پا می شود
دود و آتش را تصوّر کرد و بر «در» خیره شد
 
دست هایش را گرفت و سخت بر سینه فشرد
آیه هایی خواند و بر بازوی کوثر خیره شد
 
روضه از عمق نگاهش داشت جریان میگرفت
پلک زد با ناتوانی؛ سمتِ دیگر خیره شد
 
آن طرف سر را به زانو داشت غمگین؛ مجتبی
بر غمش زل زد! به اندوهِ برادر خیره شد
 
طاقتِ بیتابی و اشک حسینش را نداشت
از نفس افتاد تا چشمش به حنجر خیره شد
¤
رفت تا جایی که زینب  بغض کرد از کربلا-
تا سرِ بازارِ شهر شام؛ بر «سر» خیره شد
 
دل ندارم! روضه کاش اینجا به پایان می رسید
وای از وقتی که بر «سر» چشم دختر خیره شد!
براساس گریز به
موضوع گریز :
مناسبت گریز :
براساس سبک شعر
روضه شور واحد تک زمینه رجز خوانی زمزمه جفت نوحه مناجات نامشخص مدح مسجدی سینه زنی واحد سنگین دکلمه دم پایانی واحد تند پیش زمینه سرود سالار زینب حاج ناظم همه جا کربلا راس تو میرود بالای نیزه ها ببینید ببینید گلم رنگ ندارد نوحه سنتی ببینید ببینید گلم رنگ ندارد سیدی ماکو مثلک الغریب غریب گیر آوردنت زبانحال به سمت گودال از خیمه دویدم من دودمه مدح و مرثیه مفاعیل مفاعیل فعول شعر خوانی
براساس قالب شعر
دوبیتی غزل قصیده مثنوی چهار پاره رباعی ترجیع بند مستزاد شعر نو شعر سپید ترکیب بند قطعه مسمط نا مشخص مربع ترکیب تک بیتی مخمس
براساس زبان
فارسی عربی ترکی
براساس شاعر
محتشم کاشانی میلاد عرفان پور امیر عباسی قاسم صرافان محمد مهدی سیار غلامرضا سازگار رضا یعقوبیان علی اکبر لطیفیان قاسم نعمتی اسماعیل تقوایی مرتضی محمود پور حسن لطفی امیر حسین سلطانی محمود اسدی علی انسانی مظاهر کثیری نژاد محمود ژولیده ولی الله کلامی زنجانی میثم مومنی نژاد حسن ثابت جو عباس میرخلف زاده سید حمیدرضا برقعی سید هاشم وفایی سید رضا موید خراسانی محمدرضا سروری یوسف رحیمی احمد بابایی محسن عرب خالقی سید پوریا هاشمی علیرضا خاکساری وحید زحمتکش شهری مهدی رحیمی زمستان حسن کردی روح اله نوروزی مرضیه عاطفی بهمن عظیمی حسین رحمانی میلاد قبایی محسن صرامی رضا آهی رضا تاجیک اصغر چرمی محمد جواد شیرازی مهدی نظری وحید قاسمی وحید محمدی محسن کاویانی مجتبی صمدی شهاب حمید رمی محمد حسین رحیمیان محمد حسن بیات لو امیر روشن ضمیر نا مشخص محمد محسن زاده گنجی امیر ایزدی حسین قربانچه رضا رسول زاده جواد حیدری محمد سهرابی محمد جواد پرچمی سيد مهدي سرخان رضا یزدانی سید مهدی موسوی حسن صنوبری محسن رضوانی سیدجواد پرئی سید محمد جواد شرافت علی سلیمیان محمدجواد غفورزاده (شفق) سید مجتبی رجبی نورآملی حسن بیاتانی عماد خراسانی رحمان نوازنی مسعود اصلانی حافظ محمدرضا آغاسی علی حسنی صمد علیزاده محمد صمیمی کاظم بهمنی مجید تال مهدی قهرمانی احسان محسنی فر شیخ رضا جعفری میثم سلطانی مصطفی صابر خراسانی محمد فردوسی علیرضا قزوه قاسم افرند محمد مهدی عبداللهی محمد خسروی جواد دیندار سعید خرازی علیرضا عنصری حسین میرزایی حسن جواهری مصطفی قمشه ای علامه حسن زاده آملی میثم خالدیان علی زمانیان حسین ایمانی سیدعلی احمدی(فقیر) سید مجتبی شجاع محمد حسین فرحبخشیان (ژولیده نیشابوری) محسن داداشی امام خمینی (ره) فواد کرمانی امیر رضا سیفی احمد اکبرزاده ملا فتح‌الله وفایی شوشتری صدّیقه‌ی طاهره (علیهاسلام‌الله) محمود شاهرخي (م.جذبه) سید محمد رستگار جواد هاشمی (تربت) سید حبیب نظاری غلام‌رضا دبیران محمدحسین علومی تبریزی سعید بیابانکی سعید توفیقی علیرضا لک جواد محمد زمانی آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی سید یاسر افشاری محمود کریمی احمد واعظی آیت الله وحید خراسانی حضرت آقای خامنه ای سید الشهدا عبدالجواد جودی خراسانی بهروز مرادی سالک قزوینی رفیق اصفهانی سید رضا حسینی (سعدی زمان) بابافغانی شیرازی تأثیر تبریزی صغیر اصفهانی (ره) وحید مصلحی یاسر حوتی حسین رستمی محمد بنواری (مهاجر) محمد بیابانی علیرضا شریف هادی جان فدا علی آمره حامد تجری مصطفی متولی مجتبی خرسندی علی صالحی علیرضا بیاتانی مهدی رحمان دوست مهدی نسترن سید محمد جوادی سید مهدی جلالی مجتبی روشن روان حامد خاکی سید محمد علی ریاضی احسان مردانی مهدی مومنی مریم سقلاطونی مجتبی شکریان همدانی عارفه دهقانی حسینعلی شفیعی (شفیع) رضا پیروی سعید پاشازاده ناصر حامدی رضا قاسمی حامد جولازاده پیمان طالبی میلاد حسنی امیر حسام یوسفی نوید اسماعیل زاده عباس شبخیز قراملکی (شبخیز) مهدی جهاندار کرامت نعمت زاده علی اصغر حاج حیدری مهدی صفی یاری محمد علی بیابانی محمد امین سبکبار هانی امیر فرجی سینا نژادسلامتی رسول میثمی صباحی بیدگلی وصال شیرازی مهدی پورپاک فاطمه نانی زاده محسن خان محمدی حبیب نیازی مجید لشگری میرزا احمد عابد نهاوندی(مرشد چلویی) آیت الله سیداحمد نجفی(آقاجون) محمد جواد خراشادی زاده ناظرزاده کرمانی سیدجلال حسینی احمد جلالی حسین عسگری علی اصغر کوهکن حجت الاسلام میر تبریزی محسن مهدوی حبیب الله چایچیان رضا فراهانی محمدرضا شمس خاکی شیرازی ابراهیم بازیار عباس احمدی سید محمد اویار حسینی محمد احمدی مرحوم الهیار خان (آصف) جواد قدوسی مجید قاسمی محمد رسولی داوود رحیمی مسعود یوسف پور حیدر توکل فاضل نظری علی ناظمی صفایی جندقی کریم رجب زاده میرزا یحیی مدرس اصفهانی غلامرضا کافی عمان سامانی مهدی محمدی پانته آ صفایی محمد بختیاری حمیدرضا بشیری محمدسعید عطارنژاد پروانه نجاتی نیما نجاری علی اشتری جعفر خونویی رضا دین پرور محمد ظفر سید رضا میرجعفری خوشدل تهرانی مهدی نعمت نژاد محسن راحت حق سجاد محرابی سید فرید احمدی مهدی زنگنه کاظم رستمی روح الله عیوضی علی اصغر ذاکری گروه یا مظلوم امیر حسین حیدری امیر اکبرزاده مهرداد مهرابی سید محمد بابامیری توحید شالچیان نغمه مستشار نظامی رحیم معینی کرمانشاهی سید محمد میرهاشمی امیرحسین الفت غلامحسین پویان احمد علوی فیاض هوشیار پارسیان مرتضی امیری اسفندقه محمدعلی مجاهدی جعفر بابایی(حلّاج) اصغر عرب فرشته جان نثاری سیدمحسن حبیب لورسه محمد علامه صادق رحمانی فرهاد اصغری یاسر مسافر عباس ویجویی عباس عنقا منوچهر نوربخش سیدحسن حسینی محمدجواد باقری محمد ارجمند محمد عظیمی محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) محمدسعید میرزایی مهدی خطاط ادیب الممالک فراهانی محمدعلی رحیمی محمد قاسمی احسان نرگسی رضاپور داریوش جعفری حامد آقایی سید محسن حبیب الله پور مجتبی حاذق محسن حنیفی آرش براری بهنام فرشی هستی محرابی طاها ملکی یاسر قربانی محمد داوری امیرحسین آکار اسماعیل شبرنگ آرمان صائمی علی رضوانی عماد بهرامی عادل حسین قربان امیرعظیمی حبیب باقرزاده حسین محسنات علی اصغر یزدی مجتبی رافعی میثم خنکدار ابراهیم لآلی قاسم احمدی مهدی علی قاسمی پوریا باقری علی اکبر نازک کار نوید اطاعتی فاطمه خمسی مهدی میری مجتبی کرمی محمد دستان علی کاوند مهدی قربانی محمد مبشری محمدرضا رضایی موسی علیمرادی محمدعلی نوری میلاد یعقوبی حسین صیامی مرتضی مظاهری میرزا احمد الهامی کرمانشاهی ناصر دودانگه علیرضا وفایی(خیال) امیر فرخنده حسین واعظی سعید نسیمی محسن غلامحسینی منصوره محمدی مزینان ابراهیم روشن روش سید علی حسینی مرضیه نعیم امینی حمید فرجی امیرعلی شریفی جعفر ابوالفتحی محمد کاظمی نیا امیر علوی رضا قربانی مهدی کاشف امیرحسین محمودپور رضا اسماعیلی حسن فطرس عالیه رجبی رضا باقریان محسن عزیزی محمدرضا ناصری روح الله پیدایی محمد زوار ایمان کریمی مصطفی رفیعی مجتبی قاسمی محمود قاسمی مجید خضرایی یونس وصالی محمود یوسفی ایمان دهقانیا بردیا محمدی مجتبی دسترنج ملتمس محمد مهدی شیرازی محسن زعفرانیه حسین خیریان حامد شریف مهدی شریف زاده ابالفضل مروتی مصطفی کارگر معین بازوند سید جعفر حیدری محسن ناصحی روح الله قناعتیان محمدحسین ملکیان مقداد اصفهانی رسول عسگری عفت نظری سجاد شاکری احمد ایرانی نسب مسعود اکثیری حسن رویت علی سپهری سید امیر میثم مرتضوی سیدمحمد مظلوم حسین رضایی حیران علی مشهوری (مهزیار) علی قدیمی نیر تبریزی فیاض لاهیجی حسین عباسپور محمد بن یوسف اهلی شیرازی جویای تبریزی (میرزا دارا) سید رضا هاشمی گلپایگانی سید علی اصغر صائم کاشانی امیرحسین کاظمی سارا سادات باختر علی اصغر شیری محمد حسین آغولی (ترکی شیرازی) سلمان احمدی وحید اشجع مهرداد افشاری مرجان اکبرزاد محمد-مهدی-امیری شهره انجم شعاع عبدالحمید-انصاری‌-نسب مرتضی-بادپروا محمدرضا-بازرگانی زهرا براتی امیرحسن بزرگی متین زهرا بشری موحد سید-حکیم-بینش فاطمه‌ سادات پادموسوی سعید-تاج‌-محمدی مهدی چراغ‌زاد حامد حسینخانی سیده فرشته حسینی سیدموسی حسینی کاشانی علی‌اصغر الحیدری (شاعر هندوستانی) محمد سجاد حیدری سمیه خردمند ایرج میرزا محسن سیداسماعیلی میرزا محمد باقر صامت بروجردی میرزا حاجب بروجردی (افصح الشعراء) میرزا محمد رفیع (رفیع‌الدین) (واعظ قزوینی) آشفته شیرازی سید وحید حسینی مسعود مهربان مهدی انصاری رضا حامی آرانی سید حسن رستگار محمدجواد وثوقی حمید کریمی اسماعیل روستایی احمد شاکری ابراهیم زمانی محمد کیخسروی محمد جواد مهدوی یاسین قاسمی حسین کریمی مهدی امامی جواد کلهر مجتبی فلاح محمدجواد غفوریان پدرام اسکندری حسن اسحاقی نوید طاهری محمود مربوبی سیروس بداغی میلاد فریدنیا شهریار سنجری رضا ملایی مجید رجبی امیرحسین نجمی عمران بهروج صادق میرصالحیان حجت بحرالعلومی محمدحسین ذاکری رسول رشیدی راد زینب احمدی حامد خادمیان حمیدرضا محسنات حسین اخوان (تائب) محمود شریفی مهدی مقیمی وحید دکامین شهرام شاهرخی فرشید یارمحمدی علی فردوسی رضا شریفی سیدعلی رکن الدین عبدالحسین مخلص آبادی حسین سنگری رضا هدایت خواه مهران قربانی محسن قاسمی غریب سید مصطفی غفاری جم سید مسعود طباطبایی احمد عزیزی حسین زحمتکش حمید عرب خالقی سجاد روان مرد میثم کاوسی رضا مشهدی امیرحسین وطن دوست محمد کابلی محمدهاشم مصطفوی محمد دنیوی (حاتم) علی اکبر حائری محمدرضا طالبی کمیل کاشانی محمدباقر انتصاری مرتضی عابدینی علی حنیفه عبدالرضا کوهمال جهرمی سینا شهیدا مهدی فرجی حسنا محمدزاده سید مصطفی مهدجو علی میرحیدری علی خفاچی حسین ایزدی پرویز بیگلری چاوش اکبری زهرا هدایتی هاشم طوسی (مسلم) نجمه پورملاکی نادر حسینی سجاد شرفخانی علی زارعی رضایی محمدعلی رضاپور سید محسن حسینی مرحوم نادعلی کربلایی ابوالفضل عصمت پرست مجتبی نجیمی مجید نجفی مجید بوریان منش علی علی بیگی سید محسن علوی محمد جواد مطیع ها ناهید رفیعی امیررضا یوسفی مقدم سید علی نقیب ایوب پرندآور نوید پور مرادی علی ذوالقدر سید ابوالفضل مبارز علی شکاری حمید رحیمی انسیه سادات هاشمی محسن حافظی عبدالحسین میرزایی مهدی قاسمی رضا خورشید فرد وحیده افضلی سید محمد حسین حسینی محمد سجاد عادلی مهدی زارعی سید محمد جواد میرصفی یدالله شهریاری امید مهدی نژاد محمد صادق باقی زاده محمد خادم محمدرضا کاکائی سید حجت سیادت مهدی مردانی جواد محمود آبادی حسین شهرابی حامدرضا معاونیان احمد جواد نوآبادی محمد علی قاسمی خادم عرفان ابوالحسنی ظهیر مومنی سید صادق رمضانیان عاطفه سادات موسوی عاصی خراسانی علی محمدی حسین زارع سید مصطفی سیاح موسوی حمید محبی وحید نوری حسین اوتادی هادی ملک پور مهدی کبیری محمدرضا نادعلیان فرشید حقی رامین برومند (زائر) محمدرضا اسدی سجاد زارع مولایی سید امیر حسین فاضلی سید مصطفی حسینی راد محمد رستمی محسن همتی محمود تاری سید واصفی غلامرضا شکوهی کمیل باقری محمد حسین بناریان لیلا علیزاده مهدی حنیفه جواد کریم زاده سید صابره موسوی میرزا محمد تقی قمی (محیط) حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی (صفایی) عباس همتی یغما جندقی
براساس مداح
حاج منصور ارضی حاج محمود کریمی حاج محمدرضا طاهری حاج سعید حدادیان حاج میثم مطیعی حاج مجید بنی فاطمه حاج حمید علیمی حاج حسین سیب سرخی حاج مهدی سلحشور حاج سید جواد ذاکر حاج جواد مقدم حاج عبدالرضا هلالی حاج سید مهدی میردامادی حاج مهدی رسولی حاج حسن خلج حاج مهدی لیثی حاج نریمان پناهی حاج سید رضا نریمانی حاج احمد واعظی حاج حسین طاهری حاج مهدی سماواتی حاج محمد حسین پویانفر حاج سید حمیدرضا برقعی نا مشخص حاج میثم مؤمنی نژاد حاج مهدی اکبری حاج قاسم صرافان حاج مهدی مختاری حاج محمدرضا محمدزاده حاج کاظم اکبری حاج ابالفضل بختیاری حاج محمدرضا آغاسی حاج حنیف طاهری حاج وحید نادری حاج حسین رضائیان حاج امیر عباسی حاج محمد بیابانی حاج سید علی رضوی حاج سید مهدی هوشی السادات نزارالقطری حاج اسلام میرزایی حاج حسین سازور حاج محسن عرب خالقی حاج صابر خراسانی سید رسول نریمانی محمد جعفری ارسلان کرمانشاهی جبار بذری حاج اکبر مولایی حاج امیر برومند حاج محمدرضا بذری حاج حیدر خمسه حاج حسن حسین خانی حاج حسین عباسی مقدم حاج غلامحسین علیزاده حاج حسین عینی فرد حاج مهدی رعنایی حاج مصطفی روحانی حاج روح الله بهمنی حاج امیر کرمانشاهی حاج میرزای محمدی حاج وحید گلستانی حاج سید امیر حسینی علی فانی حاج سید علی مومنی حاج امین مقدم حاج محمد کمیل حاج محمد حسین حدادیان حاج سعید پاشازاده حاج مقداد پیرحیاتی حاج محمد سهرابی حاج محمد فصولی کربلایی حاج فرهاد محمدی حاج ابوذر بیوکافی حاج سید محمد جوادی حاج سید محمد عاملی حاج وحید یوسفی حاج محمد یزدخواستی حاج مجتبی رمضانی کویتی پور حاج محسن صائمی حاج حسین رستمی مرحوم استاد محمدعلی کریم خانی حاج حسین باشی حاج مهدی وثیق حاج شیخ محمد ناصری سید علی حسینی حاج محمد امانی مرحوم محمدعلی چمنی حاج رضا قنبری حاج عبدالله شیران مرحوم استاد سلیم موذن زاده حاج علی اصغر ارغوان مرحوم حاج فیروز زیرک کار سید حسین قاضی سید مهدی حسینی استاد محسن فرهمند حاج احمد عثنی عشران حاج محمد احمدیان حاج صادق آهنگران حاج اکبر نوربهمنی سیدرضا میرجعفری سیدرضا تحویلدار ایمان کیوانی حاج محمدحسین عطائیان حاج حسن شالبافان حاج محمدصادق عبادی حاج علی عرب حاج علیرضا قزوه حاج آرش پیله وری حاج مهدی تقی خانی حاج یزدان ناصری حاج امیرحسن محمودی حاج حمید دادوندی حاج احمد نیکبختیان حاج امیرحسن سالاروند حاج هاشم سالار حسینی حاج ابراهیم رحیمی حاج محمد صمیمی حاج حمیدرضا قناعتیان حاج محسن عراقی حاج محسن طاهری حاج حسین ستوده حاج مهدی دقیقی حاج حسین رجبیه حاج رحیم ابراهیمی حاج حسین فخری حاج صادق حمزه حاج حسین هوشیار حاج حسین جعفری استاد رائفی پور حاج داوود احمدی نژاد مرحوم مرشد حسین پنجه پور حاج سید محمد حسینی حاج هادی گروسی حاج محمدرضا مختاریان حاج حسن کاشانی حاج وحید جلیلوند حاج حیدر منفرد حاج علی مهدوی نژاد حاج مرتضی امیری اسفندقه حاج حسین خلجی حاج وحید قاسمی حاج سید محمود علوی حاج سعید قانع حاج سید جعفر طباطبائی حاج حسین محمدی فام حاج هادی جان فدا حاج علی علیان حاج صادق کریمی حاج محسن توکلیان حاج محمد قربانخوانی حاج حسن رضا عبداللهی حاج مرشد میرزا مرحوم مرشد میرزا حاج مهدی اقدم نژاد شهید حسین معز غلامی حاج حسین رحمانی حاج علی اکبر سلحشور حاج محمد گرمابدری حاج محمد جواد احمدی حاج احمد اثنی عشران حاج جواد ابوالقاسمی حاج محمد مهدی اسماعیلی حاج محسن حسن زاده حاج اکبر بازوبند آیت الله سید محمدحسن طهرانی مجید رضانژاد محمدجواد توحیدی حاج یدالله محمدی مرحوم سید مهدی احمدی اصفهانی حاج محمود گرجی حاج رضا علی رضایی حاج جواد باقری حاج سید ابراهیم طاهریان حاج مسعود پیرایش حاج محمدرضا نوشه ور حاج حسن بیاتانی حاج علی اکبر زادفرج حاج علی جباری حاج علی کرمی حاج سعید خرازی حاج هادی ملک پور حاج حسن عطایی حاج محمد کریمی حاج محمد رستمی حاج جواد حیدری