ایهاالمظلوم
وفات-حضرت-عبدالعظیم-حسنی
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
علی میرحیدری
علی میرحیدریوفات حضرت عبدالعظیم حسنی
عمری‌ست سایه ات به سرم سیدالکریم
آقای جود و لطف و کرم سیدالکریم
داری ضریح و صحن و حرم سیدالکریم
در دست توست بال و پرم سیدالکریم
 
من جلد این حریمم و جایی نمی روم
در صحنتان مُقیمم و جایی نمی روم
 
آقاسلام، ای حرمت قبله گاه من
دلتنگ کربلایم و اینجا پناه من
بر گنبد و ضریح قشنگت نگاه من
شکر خدا که می گذرد سال و ماه من…
 
…در زیر سایه ی کرمت، ایهاالکریم
قربان جد بی حرمت، ایهاالکریم
 
اینجا شلوغ؛ خاک بقیع بی برو بیاست
اینجا چقدر زائر و آنجا چه بیصداست
اینجا رواق و ماذنه و گنبدِ طلاست
آنجا خراب و ساکت و ویران، پر از بلاست
 
وقتی میان صحن شما سینه میزنم
انگار بین کرببلا سینه میزنم
 
شبهای جمعه مرقدتان باصفاتر است
دل پر زده به کرببلا و کبوتر است
زهرا رسیده گوشه ی گودال و مضطر است
دعوا برای غارت و دزدیدن سر است
 
من گریه می کنم چقَدَر نیزه خورده است
عمامه ی به روی سرش را که برده است؟
 
آنقَدْر نیزه خورده، تنش زیر و رو شده
با چکمه ای که زد، بدنش زیر و رو شده
سنگی زدند بر دهنش، زیر و رو شده
با تیر و نیزه پیرُهنش زیر و رو شده
 
خنجر کجا، عقیق یمن… ساربان کجا
زینب کجا و خولی و شمر و سنان کجا…
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگارولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
ای به شهر ری مزارت رشک جنات النعیم
آیت عظمای حق نجل الحسن عبدالعظیم
 
آفتاب فاطمه چشم و چراغ اهل بیت
منشأ فضل و کرامت صاحب لطف عمیم
 
 
هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف
هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم
 
قبلۀ دل کعبۀ اهل ولایی نی عجب
گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم
 
در پی احیای دل کار مسیحا می کند
بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم
 
زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین
خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم
 
شهر ری تا متکی بر آستان قدس تو است
تا قیامت نیستش از فتنۀ بیگانه بیم
 
نی عجب گر سائل درگاهت از احسان کند
دامن طفل یتیمی را پر از در یتیم
 
چارمین نجل کریم اهل بیتی میتوان
هشت جنت را ببخشایی به شیطان رجیم
 
طلعت نورانیت مرآت الله الصمد
طاق ابروی تو بسم الله رحمان الرحیم
 
مظهر توحیدی و در بیت دل داری مقام
آفتاب عرشی و در شهر ری گشتی مقیم
 
شاهراه زائرت "انا هدیناه السبیل"
چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم
 
بر مشام جان دهد در هر نفس عطر حسین
هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم
 
اینکه من امروز می گردم به دور تربتت
مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم
 
دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین
یافتم از تربتت اینجا همان فوز عظیم
 
 
هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهاد
در ثواب زائران کربلا گردد سهیم
 
خورده از اول دل «میثم» گره بر مرقدت
وصل اجداد تو خواهد از خداوند کریم
حبیب باقرزاده
حبیب باقرزادهولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
میل پرواز در پرم دارم
شوق رفتن به یک‌حرم دارم
کاش می‌شد که من پیاده کنم
ایده‌هایی که در سرم دارم
بی‌دلیل است نا امیدی من
حضرت صاحب کرم دارم
چه نیازی به این و آن تا که
حضرت عشق در برم دارم
مادرم گفته نوکرت باشم
هرچه دارم ز مادرم دارم
 
عمر من پیش پای تو طی شد
قبله من حوالی ری شد
 
 
شکر همسایه‌ی شما هستم
زائر صحن با صفا هستم
هر شب جمعه با طنین کمیل
بنده‌ی درگاه خدا هستم
من مدینه نرفته‌ام اما
زائر پور مجتبی هستم
تو به ما عزت و بها دادی
با وجود تو پر بها هستم
حرمت مثل صحن ارباب است
جزو زوار کربلا هستم
 
سفره‌داری کریم دارم من
شاه عبدالعظیم دارم من
 
صحن دل گشته باز طوفانی
شهرری شد دوباره بارانی
کاش می‌شد که خادمت باشم
در حریمت شوم نگهبانی
هر چه داریم از شما داریم
یکه‌تاز مسیر عرفانی
بعد توس و پس از قم و شیراز
چارمین نور ناب ایرانی
و چنین گفت حضرت آقا:
قبله‌ی مردمان تهرانی
 
سیدی پرچم شما بالاست
جده‌ات شخص حضرت زهراست
 
حاجتم را روا نما آقا
رزق من را عطا نما آقا
تو صدا کن فقط مرا سائل
من صدا می‌کنم تو را آقا
دست من نیست می‌رسم وقتی..
به حرم می‌شوم رها آقا
سه شب مسلمیه‌ی هر سال
حرمت وعده‌گاه ما آقا
خواهش این گدا فقط این است
یک شب جمعه کربلا آقا
حق همسایگی ادا کردی
تو مرا بنده خدا کردی
 
 
نشده قسمت شما غربت
تو ندیدی میان ما غربت
به خودش تا ابد نخواهد دید
کمی این صحن با صفا غربت
همه‌جان‌ها فدای جد شما
که شده سهم مجتبی غربت
نه ضریحی نه گنبد و حرمی
قسمت او شده چرا غربت؟
دست در دست مادرش بود و ...
سهم او بین کوچه‌ها غربت
 
ناگهان دید مادرش افتاد
جلوی دیده‌ی ترش افتاد
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگاروفات حضرت عبدالعظیم حسنی
ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
الا کرامت و احسان دو سائل کرمت
هماره اهل سماوات زائر حرمت
بهشت قرب خدا خطّه‌ی ری از قدمت
هزار قافله دل در حریم محترمت
 
گل ریاض محمّد سلیل پاک بتول
یگانه نجل کریمِ کریمِ آل رسول
 
تو هم عظیمی و هم بنده‌ی خدای عظیم
که در جلال ملقّب شدی به عبدالعظیم
برند خیل بزرگان به حضرتت تعظیم
هزار جان جهانت به خاک ره تقدیم
 
وجود توست از سر تا به پا تمام، حسن
سلام بر تو و بر جدّ تو امام حسن
 
 
الا به یاری دین‌دار تو به شانه‌ی تو
نه خاک ری دل اهل ری آشیانه‌ی تو
درود بر تو بر خاندان و خانه‌ی تو
سلام بر تو و  خدّام آستانه‌ی تو
 
ثنای تو همه گفتند و ماند ناگفته
ولیِّ حقّ  به تو اَنت ولیُّنا گفته
 
تو کز جمال به خلقت فروغ بخشیدی
چه روی داد که در شهر ری درخشیدی
چه شد که چشم ز شهر مدینه پوشیدی
چو خون به پیکر علم و کمال جوشیدی
 
زهی سعادت اهل ری و عنایت تو
تو عرشی استی و این فرش شد ولایت تو
 
به تو هماره ز عبّاسیان رسید آزار
که بود بار غمت همچو کوه بر دل زار
به کوه و دشت شدی مخفیانه راه سپار
مصائب تو فزون و مناقبت بسیار
 
گذشت روز و شب و هفته و مه و سالت
که در حدیقه‌ی ری شد نزول اجلالت
 
کجاست دولت عبّاسیان و قدرتشان
چه زود رفت زکف اقتدار و شوکتشان
قصورشان همه گردید گور ذلّتشان
نماند هیچ به جز لعن و طعن و نفرتشان
 
در آتش غضب حیِّ سرمدند همه
ذلیل عزّت آل محمّدند همه
 
دلا بیا شرف و عزّت عظیم ببین
حدود فاصله‌ی جنّت و جحیم ببین
به شهر ری حرم سیّد الکریم ببین
جلال و مجد شرف را در این حریم ببین
 
فرشتگان خدا روز و شب کنند اعلام
به قبّه و حرم سیّد الکریم سلام
 
سلام بر تو و علم حدیث و گفتارت
سلام بر سخن و بر لب گهربارت
سلام بر حرم و آستان و زوّارت
سلام بر نفس روح‌بخش و آثارت
 
به خاک کوی تو ای فخر عالمین سلام
به زائرت که بود زائر حسین سلام
 
تو در تمام محافل چراغ انجمنی
تو در ریاض ادب سروناز هر چمنی
تو نجل بوالحسن و نور دیده‌ی حسنی
تو کیستی ولی اولیای ذوالمننی
 
به درگه تو ملایک برند روی رجا
عزیز فاطمه! دامان ری کجا تو کجا؟
 
تو باب رحمت حقّ را به خلق بگشادی
تو سایه بر سر این مرز و بوم بنهادی
تو نور بودی و در دیده‌ی ری افتادی
تو از صفای قدم آبرو به ری دادی
 
از آن زمان که شد این خاک پاک مدفن تو
دمد به پیکر ری جان تازه از تن تو
 
 
سلام بر فقهایی که در جوار تواند
به خاک خفته و در سایه‌ی مزار تواند
هزار قافله دل راهی دیار تواند
خوش آن گروه که پیوسته در کنار تواند
 
به دوستی شما ازدحام ما اینجاست
صفا و مروه و رکن و مقام ما اینجاست
 
خدا ز مهر تو ما را جدا نگرداند
به کوی غیر تو ما را رها نگرداند
مرا به هجر شما مبتلا نگرداند
اسیر سلسله‌ی این بلا نگرداند
 
دعا کنید اسیر غم شما باشم
به هر کجا که روم «میثم» شما باشم
جواد کریم زاده
جواد کریم زادهولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
و به نام خدای حی رحیم
 کنم آغاز مدحت و تکریم
مدحت او کنند اهل البیت 
بعد مدح خدای حی رحیم
کیستم من که مدح او گویم
جان ناقابلم بر او تقدیم
کیست او از سلاله حسن است
هم ابا القاسم است و عبد العظیم
پادشاه کبیر ملک ری است
هم امام زاده واجب التعظیم
حسنی زاده است و می باشد 
همچو جدش کریم ابن کریم
از مدینه چو آفتاب دمید
شد مقیم ری و به خلق زعیم
ملک ری شد ز یمن آمدنش 
طور سینا و حضرتش چو کلیم
نفس قدسی اش مسیحایی
دل و قولش سلیم و عقل سلیم
حرمش قطعه ای بود ز بهشت 
هر بهشتیست در طواف حریم
عاشقان در حریم او زائر 
و ملائک به محضرش چو ندیم
بوی جنت ز تربت پاکش 
بر مشامم رسد سحر ز نسیم
همچو حیدر قسیم نار و بهشت
خلد ، مهر است و قهر او چو جحیم
بنده و خادمی درگاهش 
بوده این آرزوی من ز قدیم
تا ز مدحش چنین شکر ریزد
از لبم، گو مرا ز نار چه بیم
 
آنکه انت ولیُنا فرمود
می دهد بر چنین مقام درود
 
 
آمدی با تو عشق معنا شد 
نوبت عاشقی مهیا شد
با خودت یک بهار آوردی 
پر ز گل کوه و دشت و صحرا شد 
چشم ری شد ز مقدمت روشن
چشم خفته ز نورتان وا شد
برکت از وجودتان لبریز
مثل یک آبشار زیبا شد
گل حُسن حَسن به ری رویید 
مایه ی رنگ و بوی گل ها شد
ای پیام آورِ امام همام
حرمت قبله گاه دلها شد
اجر زوارت ای سلاله ی عشق
همچو زوار پور زهرا شد
زائران گرد مرقدت به طواف 
وه مقامت چقدر والا شد
شیعه با فقه و منطقت آقا
عاشق از پیشتر به مولا شد
با روایات و با احادیثت 
دل هر شیعه ای مصفا شد 
تو به ری موسی کلیم هستی
با تو ری همچو طور سینا شد
به دل مرده روح میبخشی
وه دمت چون دم مسیحا شد
ای که دیدی رخ چهار امام
و لبت دست بوس آنها شد
بار ها شد پس از زیارتتان 
گره از کار زائرت وا شد
یک دمی هم شده قبولم کن
هر که شد نوکر تو آقا شد
آمدی در کنار مشهد و قم
کربلایی دوباره بر پا شد
حسنی زاده ای کرامتتان
باعث رستگاری ما شد 
 
آنکه انت ولیُنا فرمود 
می دهد بر چنین مقام درود
 
ای شکوه تو از جلال حسن 
رخت آیینه ی جمال حسن
ای کریمی که ارث برده ای از
جود و الطاف بی مثال حسن
ای بزرگی که این چنین بخشید
حضرت حق به تو کمال حسن
بر سر عمامه و عبا بر دوش
به کمر بسته ای تو شال حسن
سیدی ، خال هاشمی داری 
وه چه زیبا مثال خال حسن
ای که داری هماره حُسن حَسن
در عبادت تو شور و حال حسن
مُلک ری مُلک بی زوال شماست
دو جهان ملک بی زوال حسن 
گشته محراب جبرئیل و ملک 
طاق ابروی چون هلال حسن
دائما میزند مه و خورشید 
روز و شب بوسه بر نعال حسن 
بر تنت خلعت زعامت خلق
گشته بر گردنت مدال حسن 
می رسم تا خدا به لطف شما
میرسم با تو تا وصال حسن
روی قلبم همیشه نام حسین
چشمم آشفته ی خیال حسن 
صلوات خدا به تو هر دم 
صلوات خدا به آل حسن 
مست مست از ولایتان گردم
چون که نوشم می زلال حسن
دائما از لب تو دُرّ ریزد 
نَقلِ قول و حدیث و قالَ حسن 
 
آنکه انت ولیُنا فرمود 
می دهد بر چنین مقام درود
نا مشخص
نا مشخصوفات حضرت عبدالعظیم حسنی
رزق ما جرعه ای از این «می» شد
مستی ما چُنین پیاپی شد
شکر حق با تو عمرمان طی شد 
قبله‌ی اهل معرفت ری شد
 
تو حسن زاده‌ای کَـرم داری
به نیابت از او حـرم داری
 
دست لطف تو بر سـرم آقا
خانه زادم در این حـرم آقا
تو غـریبـی و دست کم آقا؛
کاش بودم چو محتشم آقا -
 
- تا که در مِدحت تو بنویسم
از غم و غربت تو بنویسم
 
 
درد تهران دوا شده بـا تو
حاجت ما روا شده بـا تو
شهر ما با صفا شده بـا تو
شهرری کربلا شده بـا تو
 
نام تو می دهد به ما مستی
تو حسین دیار ما هستی
 
جانم آقا فدای نام شما 
"جامعه" قبله ی  کلام شما
عقل مانده است در مقام شما
حضرت هادی آن امام شما -
 
- گفته: " انتَ ولـیُّنـا حَـقّـا "
چون که بودی بـرای او سقّا 
 
نـوه ی حضرت کـریـم شدی
در دل شیعیان مقیم شدی
چون به حق راه مستقیم شدی
عـبـد بودی ولی عظیم شدی
 
شاهی و ما گدای این خوانیم
با عنایات تو مسلمانیم
 
نوحه خواندن مقابلت زیباست
محضرت هم تراز کرب و بلاست
حرمت مامن حسینی هاست 
شب جمعه چه روضه ای برپاست
 
با نوای پر از غم زهرا
میشود گونه هایمان دریا
 
 
ملک ری سال‌ها پر از غم بود
در دلش لحظه لحظه ماتم بود
چهره‌ی او همیشه درهم بود
گندمش روضه‌ی مجسم بود
 
بـا عنـایـات حضرت هـادی
تو بـه این خاک آبـرو دادی
 
بین حجره غریب افتادی
با دلی پُر شکیب افتادی
گفتی: اَمَّن یُجیب ... افتادی
یاد شیب الخضیب افتادی
 
بر زمین جسم تو رها نشده
سرت از پیکرت جدا نشده
نا مشخص
نا مشخصوفات حضرت عبدالعظیم حسنی
اینجا دیار و مرقد مـَردی کـریم است 
اینجا مزار حضرت عبدالعظیم است 
 
این «آستان» از بسکه والا و رفیع است
هم کربلای عاشقان و هم بقیع است 
 
لطف خدا بوده که ری بر ما وطن شد
سهم دل این عاشقان عشق حسن شد
 
 
روز ازل تقدیر ما شد عشق نامت
تو شاه مُلک دل شدی ما هم غلامت
 
دنیای ما لبریز از فیض دم توست
در دست ما تا روز محشر پرچم توست
 
نامت همیشه عزت این مردمان است
این افتخار مردم ری در جهان است
 
تنها نه رى را داده اى سوداى مستى
پشت و پناه مردم تهران تو هستى
 
هـر کس که زائر شد به تو از غم رها شد 
مهمان تو مهمان شاه کربلا شد
 
کرب و بلا گفتم دلم لرزید یارب 
گودال یادم آمد و غم‌های زینب 
 
آقا اجازه هست تا روضه بخوانم
ای کاش با این روضه ها زنده نمانم
 
 
آقا شنیدم تشنه لب از حال رفتی
اما شبیه جدتان گودال رفتی ؟ 
 
کی مثل اربـابـم تنت در خون کشیدند
یا کِـی سـرت را بـا لـب عطشان بریدند
 
روز عزای تو اگر دل پُر محن شد...
کِی تیر باران پیکرت مثل حسن شد
محمود ژولیده
محمود ژولیدهوفات حضرت عبدالعظیم حسنی
ولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
قبلۀ عالمین مُلک ری است
خونبهای حسین مُلک ری است
قطعه ای از فدک ، همین ارض است
عرض بدر و حنین ملک ری است
چونکه محشر بپا شود ، به یقین
شاهد نشأتین ملک ری است
سرزمینی که در دلش پنهان
هست نورِ دو عین ملک ری است
 
کوی عبدالعظیم کوی خداست
همچو کوی حسین ملک ری است
حرم سیدالکریم اینجاست
خانۀ زینبین ملک ری است
مأمنِ نسلِ موسیِ جعفر
شرحی از کاظمین ملک ری است
از جماران سخن نمیگویم
عشق پیر خمین ملک ری است
در تأسّی به شور عاشورا
شاهد شور و شین ملک ری است
مرکزِ دانش و علوم و حدیث
مظهر زیب و زِین ملک ری است
 
مُلک ری کربلای ایران است
حرمش قبله گاه تهران است
 
قبله گاه حسینیون اینجاست
این دیار آشنای آل عباست
هم نظرگاه حضرت زینب
هم قدمگاه حضرت زهراست
از خراسان گرفته تا قم و ری
جای جایش حریم پاکِ رضاست
جاده ها دارد از بهشتِ برین
رفت و آمد در این حرم زیباست
حاجت از سیدالکریم بخواه
زانکه بابُ الحوائج دلهاست
نزد ارباب آبرو دارد
کم مخواهی ! که صاحبِ امضاست
هرکه خواهد به کربلا برود 
ضامنِ برگِ سبزِ کرب و بلاست
هست اینک هزار و اندی سال...
حضرتش مَحرمِ دلِ شهداست
چه بلاها که دور کرده ز ما
فتنه ها را مقابل ، این آقاست
آنچه پیروزی است ، اَزو داریم
او پناهِ امام و امت ماست
 
مُلک ری کربلای ایران است
حرمش قبله گاه تهران است
 
شهر ری جلوه گاهی از کوثر 
خاک آن از بهشت هم برتر
دور باد این وطن ز بد خواهان
لعنتِ حق به بد دلان ، یکسر
گندم ری چه ماجرایی داشت
جویِ ری هم نشد نصیبِ عمر
عمرِ سعد بد معامله کرد
مُلک ری را شنید و شد کافر
بهر خوشنودیِ یزید ، آورد...
پیشِ روی حسین ، یک لشکر
این همان واقعیتِ تلخ است
حبّ دنیا به نیزه آرد سر
تشنه لب ، سر بریده شد ، مظلوم
خنجرِ کینه خورد بر حنجر
آب را هم به خیمه اَش بستند
طفلِ شش ماهه ، تشنه شد پرپر
با که گویم که در برِ ارباب 
ارباً ارباست شبهِ پیغمیر
همه اینها بخاطر ری بود
پیشِ چشمِ ز خون ترِ خواهر
 
مُلک ری کربلای ایران است
حرمش قبله گاه تهران است
 
کشته ها زیر دست و پا رفتند
هیجده سر به نیزه ها رفتند
در خیام حرم ، پیِ غارت
با کف و سوت اشقیا رفتند
گوشوارِ یتیم های حسین
دستِ دژخیمِ بی حیا رفتند
معجر و روسری و چادر ها
گه به نی ، گاه زیر پا رفتند
اهلبیتِ حسین ، کَت بسته
به اسارت ز کربلا رفتند
چون حرم را به قتلگه بردند
ناله ها تا خودِ خدا رفتند
زیر بارانِ تازیانۀ خصم
تا دل کوفه یاسها رفتند
آه ، ناموسِ کبریا تا شام
با اراذل به صد بلا رفتند
وای از مجلسِ حرامیها
آل عصمت ببین کجا رفتند
آبروی دیار ما هم رفت 
ری شکاران ، شکارها رفتند
 
ملک ری کربلای ایران است
حرمش قبله گاه تهران است
 
راهِ ما راهِ کربلای حسین
دلِ ما هست مبتلای حسین
درسِ عبرت گرفته شیعۀ او
تا قیامت ز ماجرای حسین
با یزیدی ، مذاکره ممنوع
نقشۀ راه ، خطبه های حسین
با ولیِ فقیه همراهیم
این ولایت همان ولای حسین
انقلاب ، انقلاب اسلامی است
نهضت ماست در لوای حسین
چشمِ فتنه در آمد از حدَقه
با همین پاسدارهای حسین
هیئت و مسجد و بسیج و سپاه
پیروِ لشکرِ خدای حسین
از حرم ، تا سراسرِ عالم
بنگر پرچم عزای حسین
تا به قدسِ شریف خواهد رفت
جِیشِ مهدی ، ز کربلای حسین
عاقبت با دعای عبدالعظیم
ذوالفقار است و خونبهای حسین
 
مُلک ری کربلای ایران است
حرمش قبله گاه تهران است
سید هاشم وفایی
سید هاشم وفاییولادت حضرت عبدالعظیم حسنی
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
به هرکه می‌نگری ذکر ربنا دارد
دراین حریم وفا، یا الهنا دارد
 
قنوت عشق دراین جا چقدر دیدنی است
در این محیط، نفس عطر ربنا دارد
 
صفا و مروه ندارد صفای این‌جا را
تو کعبه‌ای و حرمخانه‌ات صفا دارد
 
تو از قبیله‌ی عشقی، نواده‌ی حسنی
زیارت حرمت اجر کربلا دارد
 
نسیم صبح سعادت وزد ازاین گلزار
به روی بال، شمیم تو را صبا دارد
 
سزاست گرکه تو عبد العظیم گردیدی
که بندگان بزرگی چنین خدا دارد
 
زفیض خدمت درگاه عترت یاسین
چقدر خاک تو تأثیر کیمیا دارد
 
تو از سلاله‌ی نوری و سید الکرمی
به پاس جود تو این آستان گدا دارد
 
شمیم ناب احادیث نور تو جاری‌ست
هنوز عطر کلام تو را فضا دارد
 
چراغ مهرتو در هر دلی که روشن گشت
رهی زلال به سرچشمه‌ی بقا دارد
 
نمی‌رود ز دل اهل معرفت بیرون
کسی که قدر و شرافت ز اولیا دارد
 
تو مثل آینه‌ی آفتاب پر نوری
که جان شهر ری از جلوه‌ات ضیا دارد
 
بده به دست «وفایی» نخ عبایت را
که روز حشر بگویند آشنا دارد 
مناسبت‌های مرتبط

پیشنهادهای نزدیک به جستجوی شما