نا مشخص

تا نهادی پای خود بر چشم ما، عبدالعظیم

بازگشت
تا نهادی پای خود بر چشم ما، عبدالعظیم
دیده ها بینا شد از نور خدا ، عبدالعظیم
 
هر زمانی که گره افتاد در کار کسی
 آمد و پیش تو شد حاجت روا ، عبدالعظیم
 
 
سفره داری ارث از جدت کریمت برده ای
عطر نانت یادگار مجتبی ، عبدالعظیم
 
اُسوه های علم ؛ خاکِ راهِ زوارت شدند 
خاک پای زائرانت توتیا ، عبدالعظیم
 
هر کجا رفتم نجف ؛ مشهد ؛ مدینه ؛ کربلا 
روی لب دادم سلامی بر شما عبدالعظیم
 
اهل تهران هرشب و هر روز مهمان تو اند 
سفره دار روضه های هل اتی عبدالعظیم
 
کربلا را با خودت تا شهر ری آورده ای
 وَه چه نزدیک است با تو کربلا ، عبدالعظیم
 
 
مجتبایی هستی اما مادرت در پیش تو 
ضربه ی سیلی نخورد از  بی حیا ، عبدالعظیم
 
زائر تو ، زائر شاه شهیدان شد ولی...
مانده آیا پیکرت بر خاکها ؟! عبدالعظیم
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید