تا که شابدُالعظیم رفتم من
بار دیگر دلم هوایی شد
در میان حریم زیبایش
کربلایی و کربلایی شد
شب جمعه عجب صفا دارد
صحن عبدالعظیم رفتن من
دل من کربلا ولی اینجا
مُحرم عِطر سیب گشتن من
خوش به حالت ضریح داری تو
در بقیع جدّ توست بی مرقد
خوش به حالت چه زائری داری
مجتبایت،غریب بی گنبد






