ایهاالمظلوم
شعر و اشعار مدح حضرت خدیجه سلام الله علیها و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
مجید تال
مجید تالمدح حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
وفات حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
به سیم و زر چه حاجت بود؟! از  این‌ها فراتر داشت
پُر از خورشید بود! آری نگاهی کیمیاگر داشت
 
بزرگان عرب را یک‌به‌یک دیروز پس می‌زد 
که این دوشیزه فکر خواستگاری از پیمبر داشت
 
زمانی که همه خورشید را تکذیب می‌کردند 
خدیجه چشم‌های مصطفی را خوب باور داشت
 
میان قوم خود، شأن و مقام او فراوان بود
ولیکن با پیمبر عزتی چندین برابر داشت
 
نبی افلاک را می‌دید از غار حرا اما
جهان مصطفی در چشم او تصویر بهتر داشت
 
نماز اولش را با علی پشت پیمبر خواند
شکوه این سه تن باهم هزار الله اکبر داشت
 
کنار مرتضی دین خدا را حفظ می‌کرده 
که مالش نسبت همشیرگی با تیغ حیدر داشت
 
دو بازوی پیمبر بی گمان از جنس هم بودند
خدیجه چون علی را داشت، درواقع برادر داشت
 
لبالب بود از قرآن و آن‌روزی که مادر شد
به جای طفل در آغوشِ خود، آیات کوثر داشت
 
همین‌جا می‌شود بر پاکیِ دامان او پی بُرد
فقط این زن وجودی لایق زهرای اطهر داشت
 
علی داماد او شد، کاش بود آن‌روز را می‌دید
که زهرا در نبود مادر خود، دیده‌ای تر داشت
 
خدیجه در مسیر دین، شترها داد بی منت
زنی روی شتر اما هوای فتنه در سر داشت
 
حسن روز جمل بی شک به یاد مادرش افتاد 
به یاد خاطراتی که مروری زجرآور داشت
 
کمک می‌خواست پشت در صدا زد خادم خود را
فدای فضه اما فاطمه، ای کاش مادر داشت...
علیرضا خاکساری
علیرضا خاکساریمدح حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
وفات حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
یارب به حق جود و احسان خدیجه
لطفی بکن در حق من؛ جان خدیجه 
 
صرف نظر کن از گناهان زبانم 
امشب که هستم منقبت خوان خدیجه 
 
چشمی بده از خوف تو هر شب ببارد 
چشمی شبیه چشم گریان خدیجه 
 
بین تمام دوستان تقسیم فرما 
یک قطره از دریای ایمان خدیجه 
 
مأنوس آیات کتاب الله مان کرد
فیض تلاوت‌های قرآن خدیجه 
 
ما مؤمنین او نیز ام المؤمنین است 
هستیم فرزندان سلمان خدیجه 
 
از والدین خود کسی بهتر نداریم 
مادر پدرهامان به قربان خدیجه 
 
از سفره‌ی ناپاک، ما را دورمان کن 
کافی‌ست ما را لقمه‌ی نان خدیجه 
 
در "تنفقوا ممّا تحبون" ریشه دارد 
انفاق و ایثار فراوان خدیجه 
 
غیر از فداکاری که تفسیری ندارد
ساعات عمر رو به پایان خدیجه 
 
از بیت احمد بوی الرحمن بلند است 
پیغمبر اکرم پریشان خدیجه 
 
وقت گریز است و دلم را کربلا برد 
حرف از عبا و جسم بی جان خدیجه 
 
در بین گودالی تنی بی سر رها بود
تنها کفن نه بلکه قحطی عبا بود 
محمدجواد غفورزاده (شفق)
محمدجواد غفورزاده (شفق)مدح حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
ای که جا در دل و در جان پیمبر داری!
رتبه از مریم قدّیس فراتر داری
 
چشم خورشیدِ رسالت به تو روشن که چه‌قدر
جلوه در آینه چون ماه منّور داری
 
سر‌ سپردی به غبار قدم پیغمبر
که خبر داشت، که آن روز، چه در سر‌ داری؟
 
چشم پوشیده‌ای از هستی خود در این راه
بس که ایمان به امین بودن رهبر داری
 
تا مگر مکتب توحید شود عالم‌گیر
عهد کردی که دل از مال جهان برداری
 
اولین بانوی پیوسته به اسلام تویی
که به آیین خدا این همه باور داری
 
شاهد همت تو «شِعبِ ابی‌طالب» بود
که عجب دست و دلی عاطفه‌پرور داری
 
همۀ سعی تو این بود که در طول زمان
بارِ اندوه و غم از دوش نبی برداری
 
گر که تنها بگذارند تو را مردم شهر
اُنس با آسیه و مریم و هاجر داری
 
می‌رسد وحی الهی به مبارک بادت
ای که در دامن خود «سورۀ کوثر» داری
 
ای خدیجه! به خدا هدیۀ زیبای خداست
این سعادت که تو «صدیقۀ اطهر» داری
 
آری از موهبتِ همسری یاسین است
این که در گلشن خود یاس معطر داری
 
در جهان هیچ زنی منزلت، این قدر نداشت
که تو از برکت زهرای مطّهر داری
 
ای که ذُریّۀ زهرا همه فرزند تواند
یازده آینۀ نور برابر داری
 
شب معراج برای تو سلام آوردند
بال بگشای که تا اوج خدا پر داری...
علی ذوالقدر
علی ذوالقدرمدح حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
وفات حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
عقلم توان نداشت از او سر در آورد
مضمون ز شأن و منزلتش در سر آورد
 
چون او زنی کجاست که روح الامین ز عرش
بر او سلام از طرف داور آورد
 
آن زن که بود نقطه‌ی امن امین وحی
از راز و رمز حرف خدا سر درآورد
 
او را خدا برای نبی آفریده بود
تا خنده را به روی لب دلبر آورد
 
چشمان خویش را به روی هرچه داشت بست
تا در دلش محبت پیغمبر آورد
 
دنبال عشق بود نه دنبال سیم و زر
گوهرشناس روی سوی گوهر آورد
 
آن بانویی که چشم ملائک به دست اوست
وقت قنوت حاجتشان را برآورد
 
در خانه‌اش به فرش و گلیم احتیاج نیست
آن را که جبرئیل برایش پر آورد
 
از یاد رفته‌اند حسودان ولی از او
روح القدس قصیده و شعر تر آورد
 
غیر از خدیجه هیچ زنی ظرفیت نداشت
از بهترین زنان جهان بهتر آورد
 
هرگز توان مادر هستی نبود و نیست
دیگر شبیه دختر او دختر آورد
 
دختر چه دختری که پدر دستبوس اوست
حتی خدا به خاطر او محشر آورد
 
آن بانویی که وقت دفاع از ابوتراب
خود را زند به آتش و پشت در آورد
 
ای کاش بود مادر او تا در آن میان
مسمار را ز پهلوی زهرا درآورد
محمد حسین رحیمیان
محمد حسین رحیمیانمدح حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
وفات حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
ای بر نبی الله دل آرام خدیجه
ضرب المثل جودی و اکرام خدیجه
با حیدر کرار تو هم گام خدیجه
دین با تو رسیده به سرانجام خدیجه
 
در امت خویشی تو چه گمنام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه
 
قربان تو و حجت و حیا و ادب تو
طی گشت به اخلاص و وفا ، روز و شب تو
یاری ِ نبی بود همه تاب و تب تو
آن فتنه گر ِ در پی ِ غصب لقب تو
 
والله بُوَد در طمع خام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه
 
خوب است تو رفتی و ندیدی که چه ها شد
مثل تو چه مظلوم ، علی شیر خدا شد
حق نمکت خوب در آن کوچه ادا شد
سرو ِ قد ِ زهرای جوان تو دو تا شد
 
شد روز خوش فاطمه ات شام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه
 
یک خانه و یک کوچه و یک شهر ، مصیبت
آمد سر زهرات چه ها بر سر بیعت
وای از لگد و آتش و سیلی و جسارت
ای وای که قنفذ چه قَدَر کرد اهانت
 
بر فاطمه ات در ملا عام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه
 
اولاد تو هستند همه اهل کرامت
شد عرش خداوند ازین هدیه قیامت
آری کفنش را به تو بخشید حسینت
پوشید ز خون جامه ، در آن حج شهادت
 
جای کفن و جامه ی احرام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه
 
گشته است عیان روی تو در طلعت زینب
رفته به تو بانو چه قَدَر غربت زینب
ای وای چه غم ها که شده قسمت زینب
کردند چهل روز چه با حضرت زینب
 
وای از حرم و سنگ سر بام خدیجه
مظلوم ترین بانوی اسلام خدیجه
مجتبی خرسندی
مجتبی خرسندیمدح حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
وفات حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
از همان آغاز،‌ چشم آسمان‌ها و زمین
تا ابد دیگر نمی‌بیند زنی را این‌چنین
بهترین‌های دوعالم در پی پیغمبرند
شد خدیجه در میان بهترین‌ها بهترین
در همان عصری که اهل‌شهر با شک کافرند
او به آیین محمد رومی‌آرد با یقین
هم‌ردیف هاجر و آسیه و مریم شده‌ست
هر زنی از توشه‌ی اخلاق‌او شد خوشه‌چین
گوهری مانند او شد زینت بیت‌ُالنَّبی
غبطه‌ی این‌خانه‌را خورده اگر عرش برین
تکیه‌گاهش شد خدیجه، ذوالفقارش شد علی
سرنخواهد داد پیغمبر دم: «هَل مِن مُعین»
میوه‌ی خوب از درخت خوب حاصل می‌شود
پس فقط دامان پاک اوست زهراآفرین
«چون لباس کعبه بر اندام بت زیبنده نیست»
غیر او بر دیگران عنوان؛ «اُم‌ُالمُومِنین»
 
از تمام خواستگارانت اگر رد می‌شوی
دلخوشی که عاقبت سهم محمد می‌شوی
 
پس خدا بخشید در عالم پیمبر را به تو
بهترین بودی و بخشید از تو بهتر را به تو
شد همه دارایی تو خرج راه دین حق
در عوض داده خدا چندین برابر را به تو
دخترت زهرای مرضیه‌ست، دامادت علی‌ست
لایقش بودی که داده این دو گوهر را به تو
تو همان سرچشمه‌ی خیر کثیر عالمی
داد ازاین‌رو چشمه‌ی جوشان کوثر را به تو
تا ابد ذریّه‌ی سادات از نسل تواند
چون عطا کرده خدایت قوم برتر را به تو
از ارادت‌مند‌های توست جبریل امین
می‌رساند تا سلام حیّ داور را به تو
از همه سبقت گرفتی در صراط مستقیم
هدیه داده ربِّ اعلی اوج باور را به تو
در قیامت چون‌که کار خلق دست فاطمه‌ست
می‌سپارد اختیار روز محشر را به تو
 
شک ندارم در قیامت هم قیامت می‌کنی
دوستان اهل‌بیتت را شفاعت می‌کنی
 
شد خدیجه مادر اسلام و دختر فاطمه
جان زهرا شد نبی، جان پیمبر فاطمه
نام زهرا می‌درخشد در میان اهل‌بیت
سیزده معصوم ما دُرّند، گوهر فاطمه
چون کلام حق که با «هُم فاطِمَه» آغاز شد
در میان پنج‌تن هم بوده محور فاطمه
در بهای آفرینش از نبی و از علی
با «حدیث قدسی لولاک» شد سر فاطمه
هردو یک‌روح‌اند اما در دوتن، با این‌حساب
فاطمه شد حیدر کرّار و حیدر فاطمه
سیب در معراج با دست پیمبر شد دونیم
نیم آن با مرتضی و نیم دیگر فاطمه
مرتضی با ذوالفقار انگار جولان می‌دهد
خطبه‌خوانی می‌کند تا روی منبر فاطمه
هرکه در راه خدیجه یک‌قدم برداشته‌ست
پاسخش را می‌دهد چندین برابر فاطمه
 
مادر زهرا شدن کار کسی غیر از تو نیست
خیر، معنایی ندارد هرکجا خیر از تو نیست
 
شان تو یک‌روز در عالم هویدا می‌شود
آن زمان که دخترت ام‌ابیها می‌شود
در جهان جاهلی‌ها زندگانی رسول
با حضور گرم تو بسیار زیبا می‌شود
شمّه‌ای از شان تو این است که در نشر دین
ثروت تو هم‌ردیف تیغ مولا می‌شود
مریم عذرا اگر آورده دنیا یک‌مسیح
هرکدام از خاندانت یک مسیحا می‌شود
با تو حتی می‌شود شعب ابی‌طالب بهشت
بی‌تو عام‌الحزن ما، هر سال دنیا می‌شود
دوست‌داران تو جزء برترین زن‌ها شدند
هرکه با تو دشمنی دارد «حمیرا» می‌شود
ای پناه و تکیه‌گاه خستگی‌های نبی
می‌روی و دخترت بعد از تو تنها می‌شود
بی‌کفن بودن فقط سهم حسین فاطمه‌ست
پس کفن سهمیه‌ات از عرش‌اعلی می‌شود
 
سهم زهرا از جهان بعد از تو تنها آه شد
عمر یاس پرپرت بی‌باغبان کوتاه شد…
ابراهیم زمانی
ابراهیم زمانیمدح حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
وفات حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
همیشه با امینِ خود ، امینی راستین بوده ست
خدیجه بهترین بانویِ ختم المُرسلین بوده ست
 
تمامِ ثروت اش را نذرِ چشمانِ محمّد کرد
گلی که تشنه این چشمه ی شورآفرین بوده ست
 
بپرس از حمزه و عمّار و یاسر خوب می دانند
خدیجه بانیِ اسلام در این سرزمـین بوده ست
 
فقـط او حافظِ شـأنِ امیرالمومنیـن باشد
فقـط او لایـقِ عنوانِ امّ المومِنیـن بوده ست
 
روایت می کند لبخـندهایـش نـصِّ قــرآن را
و در تفسیر کوثر اشک هایش دلنشین بوده ست
 
خـدیجه گوهـری دارد ، پیمـبر مادری دارد
علی هم یاوری دارد مگر بهتر از این بوده ست ؟
 
چه شوقی بهتـر از این که علی دامادِ او باشد
که تنها آرزویـش روزهایِ واپسین بوده ست
 
خدیجه رفت امّا پاسـخِ یک شهر سیلی شد
به باورهایِ مردی که خودش یعسوبِ دین بوده ست
 
غزل بینِ در و دیوار پرپر شد ردیف اش سوخت
همیشه آخرِ این روضـه باید نقطه چــین باشد …
نا مشخص
نا مشخصمدح حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
وفات حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
شرمنده کرده با وفایِ خود وفا را
مدیونِ خود کرده صداقت را حیا را
بخشیده معنا با نگاهش کیمیا را
تفسیر کرده رحمت بی انتها را
 
دریایِ بی‌پایانِ ایثار است بی‌شک
دنیا به الطافش بدهکار است بی‌شک
 
همواره هرجا یاورِ پیغمبر است او
قطعا یکی از شافعانِ محشر است او
هم اولین بانویِ اسلام آور است او
هم مادری اُمِّ ابیها پرور است او
 
در بحثِ ایمان مثل و همتایی ندارد
او جز رسول الله ، آقایی ندارد
 
دردِ تمامِ دردمندان را دوا کرد
او عمرِ خود را وقفِ راهِ مصطفی کرد
برعکسِ آنکه با شتر، فتنه به پا کرد
او ثروتش را خرجِ دین، خرجِ خدا کرد
 
دشمن بداند فتنه‌هایش بی‌نتیجه‌ست
واللهِ ام‌ُّالمومنین تنها خدیجه‌ست
 
او پا به پایِ مرتضی حامیِّ دین است
در مبحثِ توحید، بی‌همتاترین است
او فخرِ اسلام و عرب ، فخرِ زمین است
مادرتر از مادر برایِ مومنین است
 
عالم به قربانِ نگاهِ مهربانش
ما را حسینی کرده لطفِ بی‌کرانش
 
با رفتنش کارِ جهانی سوختن شد
آری عزادارِ غمش هر مرد و زن شد
مرثیه خوانش شاخه شاخه یاسمن شد
او با عبایِ وحیِ پیغمبر کفن شد
 
در کربلا اما عبایی هم نمانده
در ماتمش حتی خدا هم روضه خوانده
محمد قاسمی
محمد قاسمیمدح حضرت خدیجه (سلام الله علیها)
رودی‌ که‌ خود را فدا کرد د رراه‌ دریا خدیجه ست
مستغرق در صفات یاسین و طاها خدیجه ست
 
هربار رفته به معراج محبوب خاص خداوند
از حق تعالی شنیده محبوبه ی ما خدیجه ست
 
گر تو ابا المومنینی او مادر مومنین است
پس یا مُحمّد یقیناً کُفوِ تو تنها خدیجه ست
 
هر نعمتی در بهشت است جزو ثمرهای طوبی ست
زهرا که شأنش اجلّ است در اصل طوبی خدیجه ست
 
حوا و هاجر گواهند از هر لحاظی بسنجیم
خاتون عُقبا که زهراست خاتون دنیا خدیجه ست
 
او ریشه ی لیله‌ُالقدر او برتر از اَلفِ شَهر است
در آن مقامی که اُمِّ اُمِّ أبیها خدیجه ست
 
در عشق نسبت به مولا میزان اگر بوده زهرا
در وادی حب احمد معیار و مبنا خدیجه ست
 
آن زن که مال حلالش مانند شمشیر حیدر
دین‌ را نگه‌ داشته؛ عُمری سرِ پا خدیجه ست
 
وقتی که در حقّ حیدر او مادری کرده باشد
یعنی‌ حقیقت‌ جزاین‌ نیست‌ یعنی‌ که‌ حق با‌ خدیجه‌ ست
 
در شهر مکه یتیمی غمگین بی مادری نیست
تاریخ وقتی نوشته اُمّ الیَتامی خدیجه ست
 
در روزمحشر که مردم راه گریزی ندارند
تا دست مارا بگیرند فریاد ما یا خدیجه ست
 
برعکس نام حمیرا که شد سزاوار آتش
اسمی که با نور حک شد در عرش اعلا خدیجه ست
 
ای عایشه ای خبیثه آتش بگیر از حسادت
ورد زبان پیمبر هر وقت و هرجا خدیجه ست
 
تبیلغ های سقیفه شکر خدا بی نتیجه ست
تا دین ما حُبّ زهراست دلهای ما با خدیجه ست
مناسبت‌های مرتبط

پیشنهادهای نزدیک به جستجوی شما