ایها المظلوم-ayohalmazloom
مدح-امام-جواد-علیه-السلام
لطفاً برای جستجوی گریز های متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز در سمت راست صفحه مراجعه فرمایید
نمایش هر صفحهمورد
زیر قدمت بند دل ماست که گیر است
بهتر بنویسم دل ما عبد و اسیر است
هر کس به تو دل داد محال است نگوید
از هرچه دلش غیر تماشای تو سیر است
«ای تیر غمت را دل عشاق نشانه»
دام است نگاه تو و ابروی تو تیر است
از نام و نشان و نسب ما چو بخواهید
مائیم گدا و پسر شاه امیر است
شهزاده‌ی جودی تو که در وصف تو گفتند:
هر لحظه و هر ثانیه در فکر فقیر است
عالم همه دور سر تو گرم طوافند
افلاک کنار وجنات تو حقیر است
 
جانم به فدای تو و دستان کریمت
شاهیم سر سفره‌ی احسان قدیمت
 
بند دلم از گیسوی تو واشدنی نیست
دوری ز تو هیهات، به مولا شدنی نیست
آن دل که نشد بسته به خال لبت ای دوست
دل نیست، خرابه است، وَ احیا شدنی نیست
گشتیم، وَ گشتیم، وَ گشتیم، وَ گشتیم
والله که مانند تو پیدا شدنی نیست
آن آینه که روی تو را داد نشانم
نور است سراسر به خدا «ها» شدنی نیست
از برکت روی تو شده گندم ما نان
‌بی برکت تو حاجت ماها شدنی نیست
بدجور نمک گیر توأم حضرت باران! 
افتاده دلم پای تو و پاشدنی نیست
 
ای جود و کرامت نمی از لطف نگاهت
دریاب گدایی که نشسته سر راهت
 
پیداست نشان تو به هر جای خراسان
پس لذت محض است تماشای خراسان
از روز ازل یاد گرفتیم بگوئیم
مائیم گرفتار و گداهای خراسان
جز بر علی و آل علی دل نسپردیم
دادیم دل خویش به آقای خراسان
هر چند کبوتر نه، ولی شکر که هستیم
جاروکش و درباری مولای خراسان
از باب تو رفتیم و به لطف تو گرفتیم
حاجات خود از محضر بابای خراسان
دلتنگ تماشای بهشتیم و نشستیم
در پیش تو لبریز تمنای خراسان
 
دردیم، ز رحمت بده این بار دوا را
امضا بزن این بار شما مشهد ما را
 
«ابروی تو پیوسته به هم خوف و رجا را»
چشم تو به تصویر کشیده است خدا را
مُهر از لب آن شیشه‌ی پُر معجزه بردار
بگذار معطر کند عطرت همه‌جا را
هم "عشق" شمائید وَ هم حضرت معشوق
داده است خداوند به ما درد و دوا را
ای برکت باران زتو، از شوق در آورد
لبخند دل انگیز لبت اشک رضا را
یاد حرمت شعر مرا باز عوض کرد
انداخت میان دلم این حال و هوا را
مثل تو جوانند شهیدان خمینی
کرده است دعای تو اجابت شهدا را
 
از لطف تو در راه حسینیم همیشه
پای علم پیر خمینیم همیشه
عاشق همیشه خانه‌اش بر دوش باد است 
آواره‌ی معشوق خود در هر بلاد است 
هر سو برایش جلوه‌ای از روی دلدار
اما نداند دل کجا از دست داده است 
در وقت خلقت بوده یا در عالم زر
کی چشم او بر حیدر و آلش فتاده است
 عاشق به دنیا آمده عاشق بمیرد 
راه سعادت عشق بر این خانواده است 
هر چند خَلقی عاشق آل علی‌اند 
از آل حیدر دلبری کار جواد است 
 
تو مظهر ذات و جمال کبریایی
ابن رضا، ابن رضا، ابن رضایی
 
خیر کثیر از گوشه‌ی چشمت روان است 
گویا که روح فاطمه در تو نهان است 
تنها نه ما محتاج الطاف تو هستیم 
بی سایه‌ات جبریل هم بی آشیان است
ماه و ستاره گردوخاک دامن تو
خورشید فانوس در این آستان است 
در وصف دستان خدایی تو ماندیم 
پای علی در وصف دستت در میان است 
هر جا که سائل هست سفره پهن کردی 
سائل نداند میهمان یا میزبان است 
 
فهمیده هر کس پای در مشهد نهاده است
راه رسیدن تا خدا باب الجواد است
 
دُرّ رضا در دیده‌ی گوهرشناسان 
شمس الشموس دیگر اخترشناسان 
شد "لافتی الا علی" ورد زبان‌ها 
دیدند تا ابروت را حیدرشناسان 
بی اختیار از دیدن سرو قد تو 
برخاستند آسیمه سر محشرشناسان 
گنجینه‌های بی‌کران آسمان را 
برداشتند از خاک‌راهت زرشناسان
ابتر شدند از جلوه‌ی تو دشمنانت
دیدند در تو فاطمه کوثرشناسان 
 
از کودکی‌های تو پیران در شگفتند
محراب و منبر را روایاتت گرفتند
 
چون خال تو یکتاپرستان گوشه‌گیرند 
در سیر وحدت کثرتی را دستگیرند 
آزاد مردانِ تمام روزگارند 
آنان که در پیچ و خم زلفت اسیرند
با جود تو سائل نمی‌ماند به عالم
وقت سخاوت جلوه‌هایت بی نظیرند 
شاهان به ترفیع مقام اینجا غلامند 
از بس که آل فاطمه نعم الامیرند 
 
زلفت مدار عاشقی در عالمین است 
خورشید این منظومه، ماه کاظمین است
گاه‌گاهی نگاه، ما را بَس
بوسه‌ای گاه‌گاه، ما را بَس
گرچه از دستِ یار ممکن نیست
جگری روبراه ما را بَس
ما گره در گره شدیم اما...
لطفِ زُلفی سیاه ما را بَس
رو به چشمش نمازِ خود خواندیم
و همین اشتباه ما را بَس
تا به کویش نرفته‌ایم افسوس
ولی این شوقِ راه، ما را بَس
در بساطم نبود غیر از آه
و همین نصفه آه، ما را بَس
مرقدی با دو گنبد زردش
خاکِ آن بارگاه، ما را بَس
یک ضریح و دو قبله و دو امام
یک حرم با دو شاه، ما را بَس
به ضریحش نشد اگر برسیم
کنجِ آن سرپناه، ما را بَس
 
ما حسینی شدیم شُکرِ خدا
کاظمینی شدیم شُکرِ خدا
 
زلفِ ما را به بادها دادند 
لطف خود را به یاد‌ها دادند
تا گره‌های کارِ من دیدند
به لبم  یاجوادها دادند
تا که بردیم نام او دیدیم 
رونقی بر کسادها دادند
تا ازاین خانه ما جدا نشویم
به لبم وَاِن‌یکاد‌ها دادند
نان خود را دوباره بخشیدند
ازسرِ ما زیادها دادند
نامراد آمدیم اما باز
قبل گفتن مُرادها دادند
مثل باران شدند رحمت را
بر تمام بلادها دادند
خط کشیدند روی بدها و...
باز هم امتدادها دادند
حرف‌های نگفته آوردم
تا به دستم مدادها دادند
 
هی نوشتیم  نامه ادرکنی
یاجواد الائمه ادرکنی
 
از جمالش کمال می‌ریزد
از کمالش جلال می‌ریزد
از لبش دانه‌های سرخ انار
از قدش اعتدال می‌ریزد
به تماشاش ایستاده جهان
که بهم نظم سال می‌ریزد
روی دوشِ رضا از آن گیسو
آبشاری زلال می‌ریزد
نورِ او لَن‌تَرانیِ موسی است
کوه هم بی مجال می‌ریزد
چقدر چامه و چکامه براش
از قلم‌های لال می‌ریزد
همه تقصیرِ تیغ آن ابروست
خونِ ما را حلال می‌ریزد
آمد و از غبارِ جاده‌ی او
معجزاتی محال می‌ریزد
بعد از این از دلِ غریب رضا
غم قال و مقال می‌ریزد
 
به علی رفته نور سرمدِ ما
آمده سومین محمدِ ما
 
ای مبارکترین سلام رضا
آفتاب علی الدوام رضا
سبزی مسجد النبیِ علی
کعبه‌ی مسجدالحرامِ رضا
نهمین رکعت رسول خدا
اولین اشهدُ، السلامِ رضا
امتداد همیشه‌ی زهرا
شرف‌الشمس مستدام رضا
سجده‌ی شکر فاطمه این است
برکت‌های خاص و عامِ رضا
آمدی و به عشق تو خواندند
بچه‌ها را همه غلام رضا
دم باب‌الجواد هرکه رسید
می‌شود جبرئیلِ بام رضا
بازهم آمده است امام حسن
بازهم آمده امام رضا
پیش آغوش خیزران، زهرا
بوسه می‌داد بر تمام رضا
 
گوییا  جمع یاس و  یاسمن است
بین آغوش فاطمه حسن است
 
آخرین مرتضای راه حسین
سومین جلوه از پگاهِ  حسین
تو علی هستی و عجب هم نیست
خیره باشد به تو نگاه حسین 
صبر باید کند خدا  برسی
تا که کامل کنی سپاه حسین
گفت در گوش تو  پدر اذان و خدا 
گفت حی علی الفلاحِ حسین
با تو شیرین شده‌است عمرِ رباب
با تو زیبا شده است ماه حسین
مادرت در خیال خود می‌گفت
بشَوی کاش تکیه‌گاه حسین
تا که رفتی به کربلا گفتند 
شیر آمد به رزمگاه حسین
آنقدر خشک شد لبت دیدند
رو زدن‌های گاه‌گاهِ حسین
حرمله کاشکی زمان می‌داد
سیر بیند تو را نگاه حسین
به گمانم سه‌شعبه آتش بود
سوخت در بین سینه آهِ حسین
پیش تو روی زانویش می‌زد
مادری پشت خیمه‌گاه حسین
بین گودال نه، زِ شرم رُباب
پشت خیمه است قتلگاه حسین
 
بعد گودال پیش او رفتند
نیزه‌ها بر زمین فرو رفتند
توفیق دارم، از گُلِ زهرا بگویم 
از کوثرِ دوم، مَهِ طاها بگویم
از اولین ابنُ الرضا، زیبا بگویم 
با لفظ و معنای بسی شیوا بگویم
 
اما چگویم، زانکه در مدحش خدا گفت:
نتوان کسی وصفِ جوادِ بنُ الرضا گفت
 
من وصفِ "لا اُحصی ثَنائِک" را چگویم
او که نمی آید به وصفِ ما، چگویم
از "اَشبهُ الناسِ" شَهی والا چگویم
خود، از یکی یکدانه ی بابا چگویم 
 
آمد به عالم، برکت آل محمد 
یعنی تمامِ عشقِ عترت، جودِ سرمد
 
زیبا مگو! زیبایی از او خوش جمال است 
آقا مگو! آقایی از او در کمال است
یکتا مگو! یکتاییِ حق را مثال است 
لیلا مگو! لیلاییِ زهرا و آل است
 
به به از این هیبت، که سر تا پاست حیدر
الحق که باشد اسمِ اعظم را مصور
 
او روشنی بخشِ چهل سال انتظار است
میلادِ او، محصولِ صبری بی شمار است
عمریست بابایش برایش بی‌قرار است
حالا ز شوقِ دیدنِ او اشکبار است
 
تنها رضا نه، که در این چشم انتظاری 
آلِ پیمبر، کرده بس لحظه شماری
 
چشمِ رضا معطوفِ دیدار جواد است 
یعنی که محوِ ماهِ رخسار جواد است
حالا تبسم بر پدر کار جواد است
بابای او هم نیز دلدار جواد است
 
هم مستِ بابا شد جوادِ آل احمد 
هم محوِ او شد عالم آل محمد
 
هر کس جوادِ بن الرضایش، هست رهبر
راهش یقین باشد، همان راه پیمبر 
او که صِراطُ المستقیمَش هست حیدر
باشد سفیرِ مکتبِ زهرای اطهر
 
آقای ما از روز اول کوثری بود
از کودکی مَشی و مرامش مادری بود
 
از ابتدای کودکی در حق فنا بود
با اَشهدَش معلوم بود عبدِ خدا بود 
شهزاده ای از خاندان "هَل اَتا" بود 
معنای "تطهیر" و دلیلِ "اِنَّما" بود
 
قرآن سراسر مدحِ آن محبوبِ دلهاست 
او شیعه را الهام بخشِ آب و گِلهاست
 
او سفره از جود و کرم گسترده دارد
او سائلانِ محترم گسترده دارد
بی خانه را، باغِ اِرم گسترده دارد
در قلبِ عشاقش حرم گسترده دارد 
 
مُلک و مَلَک، در سایه ی جودِ جوادند 
جن و بشر، در اصل از بودِ جوادند
 
نوبر کنید ای مردم از حسنِ صفاتش 
جودِ زیادش، چشمه ی آب حیاتش
بوسه خوش است، از کامِ نوشیده فراتش
مومن زنَد تکیه، به کشتیِ نجاتش
 
از آیه ی "یَومَ وُلِد" تا "یَومَ اُبعَث"
گویای اینکه: اوست اَسراری ز مبعث
 
گرچه فلک، در سایه ی او هست ایمن 
با کفر و شرک و ظلم، ذاتاَ هست دشمن
تیغِ زبانِ او، علیهِ شُبهِه مُتقن
روشنگری هایش، همه قولی مُبَرهن
 
هر مدعی را بر سرِ جایش نشانده 
هر منحرف را او به رسوایی کشانده
 
او که بدیها از خودیها دیده بسیار 
زخمِ زبان از این و آن بشنیده بسیار 
حتی ز دستِ دوستان رنجیده بسیار 
در غربتِ خود، بهرِ خود گرییده بسیار
 
او را ز تهمت دوستان، تهدید کردند 
چهره شناسان در نسَب، تایید کردند
 
با اینکه عمرِ حضرتش بسیار کم بود 
دریای علمش در همه عالم علَم بود 
در خانه ی خود هم مواجه با اَلَم بود
مقتولِ همسر، کشته ی زهرِ ستم بود
 
در حجره در بسته وقتی دست و پا زد
با کامِ عطشان، شاه عطشان را صدا زد
 
از بسکه در جانش، عطش بالا گرفته 
با یادِ جدش، شورِ واویلا گرفته
هنگامِ رفتن، ذکرِ یا زهرا گرفته
بر بامِ خانه چند روزی جا گرفته
 
بالِ کبوترها به جسمِ او امان بود
اما شهِ بی سر، بدونِ سایبان بود
ابری به بارش آمد و باران عشق ریخت
جانی دوباره بر تن بی‌جان عشق ریخت
جبریل با بشارتی از نور سر رسید
آیات محکمات به قرآن عشق ریخت
"لایمکن الفرار من العشق" خواند و بعد
در پایه‌های سست و پریشان عشق ریخت
دستی کشید بر سر عشق و به لطف خویش
نظمی به حال بی‌سر و سامان عشق ریخت
با تیشه، ریشه‌ی غم هجران زد و سپس
"شوق وصال یار" به دامان عشق ریخت
مژگان خویش را به تماشا کشید و بعد
صدها هزار رخنه به ایمان عشق ریخت
قفل شکسته‌ی دل ما را کلید شد
آزادی دوباره به زندان عشق ریخت
 
بوی بهشت از نفس اوست شمّه‌ای
هرکس گرفته ذکر جوادالائمه‌ای
 
وقتی که می‌رسید گدا در حوالی‌اش
پُر می‌شد از کرامت او دست خالی‌اش
شهری که میزبان جوادالائمه است
هرگز نرفته فقر به سمت اهالی‌اش
حاتم گدای او شده تا بلکه رو شود
یک‌گوشه از مقام کرامات عالی‌اش
باشند اگر تمام جهان میهمان او
پایان ندارد این کَرَم لایزالی‌اش
عالِم شده‌ست هرکه به این خانه آمده
دنبال پاسخ جملات سؤالی‌اش
دنیا برای دشمن او چون جهنّم است 
اما بهشت بوده برای موالی‌اش
هرکس که ناامید به لبخند او رسید 
مرهم گذاشت بر غم آشفته‌حالی‌اش
 
لبخند توست داروی هر درد یاجواد! 
جانم فدای ابن‌رضا و اباجواد
 
تو از ازل جوادی و ما از ازل فقیر
یا اَیُّهَاالجَواد! تَصَدَّق عَلَی الفَقیر
حس کرده است ثروت عالم به دست اوست
وقتی گرفته است تو را در بغل فقیر
از حدِّ اکثر همه سر بوده هر زمان 
از تو رسیده است به حدِّ اقل، فقیر
این گوشه‌چشم توست که اکسیر اعظم است
با یک نگاه تو به غنی شد بدل فقیر
از دیگران زیاد شنیده، ولی فقط
دیده همیشه جود تو را در عمل فقیر
با دست پُر به خانه‌ی خود رفته هر زمان
با دست خالی آمده در این محل فقیر
از آن زمان که لطف تو را دید تا ابد
شد روزگارِ تلخ به کامش عسل فقیر
این بیت‌ها گدای جوادالائمه‌اند
با این نیت ردیف شده در غزل فقیر
 
در آستان مرحمت عشق مَحرم است
هرکس که شد گدای تو، آقای عالَم است
امشب بـه جهان آمـده پیغمبر دیگر؟ 
یا کعبه گرفته‌ست به بر حیدر دیگر؟ 
یا از حَسَنین است عیـان منظر دیگر؟ 
دارد به سـرِ دست، رضـا کوثـر دیگر
 
بُشری که دلِ آل محمّد همه شاد است 
این مژده بگوییـد کـه میلاد جواد است
 
ای بحـر تجلـی! گهـرت باد مبارک 
ای شاخۀ طوبـا! ثمـرت بـاد مبارک 
ای شمس ولایت! قمرت باد مبارک 
میـلاد گرامـی پسـرت بـاد مبارک
 
این قبلۀ اربـاب مـراد اسـت، مـراد است 
الحق که جواد است، جواد است، جواد است
 
بــا مــاه بگوییـد چـراغ سحـر اسـت ایـن 
بـا مهـر بگویید کـه از مهـر، سـر است این 
طفـلش نتـوان گفت که خیرالبشر است این 
جانم به فدایش پسر است این، پسر است این
 
ما را به پسر بودن او فخر از آن است 
کو بعد پدر، رهبر خلق دوجهان است
 
این است کز آغـاز خداونــد ستـودش 
این است که بگشود نبی لب به درودش 
این است که افتاد «کرامت» به سجودش 
این است که جود آمده مرهون وجودش
 
جوشد ز کفش لطف و عنایات خدایی 
آرنـد به سویش همگان دست گدایی
 
سرتا بـه قدم حُسن خداوند جلیلش 
مـرآت جمـال نبـوی روی جمیلش 
زوّار حـرم آدم و نوح است و خلیلش 
مأمون شده در اوج شهی عبد ذلیلش
 
این است که در محضر او زادۀ «اکثم» 
آورد چو یک کودک ناخوانده الف، کم
 
این است همـان مخزن اسرار الهی 
وابستـه بــه علـم ازل نامتناهــی 
بی‌پرتو او علمْ سیاهی‌ست سیاهی 
دارد خبر از ابر و هـوا و یم و ماهی
 
کز معجزه‌اش هوش پرید از سر مأمون 
گویی که جدا روح شد از پیکر مأمون
 
ای از ازلـت نــام دل‌آرای محمّد 
وی آینــۀ طلعـت زیبـای محمّد 
سرتا به قدوم تـو سراپـای محمّد 
بوسیده پدر روی تو را جای محمّد
 
از جود تـو یا فضل تو یا علم تو گویم؟ 
وز خلق تو یا خوی تو یا حلم تو گویم؟
 
با این همه اوصافِ خدایی ز خدایت 
در حیرتم آخر چه بگویم بـه ثنایت 
گوهر چه بُوَد تا که بریزند بـه پایت؟ 
فرمـود پـدر: ای پــدرم بـاد فدایت!
 
تو مصحـف زهرایی و قرآن رضایی 
تو روح رضا، قلب رضا، جان رضایی
 
تـو دسـت عطـا و کرم و لطف خدایی 
تو در دو جهان از همگان عقده‌گشایی 
تو حج و تو میقات، تو مروه، تو صفایی 
مـا جملـه گدا و تـو جواد ابن رضایی
 
جود و کرم از توست، تضرع صفت ماست 
والله گـدایـیِ درت سلطـنت مــاست
 
من میثم آلودۀ بی‌دست و زبانم 
در باغ بهار تو کم از برگ خزانم 
مگـذار برِ بـاد بـه کـوی دگرانم 
بگذار در اطراف گلت خار بمانم
 
من با همه گفتم که جواد است امامم 
باشد که بخوانی ز ره لطف، غـلامم
یک کوزه‌ی بی آب، از دریا چه می‌داند 
یک مشتْ خاک از غربت صحرا چه می‌داند 
یک سائل بیچاره از آقا چه می‌داند 
از چارده خورشید، عقل ما چه می‌داند 
 
ما دور از «قدریم»، «اِنّا» را نمی‌فهمیم 
الحق که پایینیم و بالا را نمی‌فهمیم 
 
هرکس که در این خانه قنبر شد، پشیمان نیست
کارگر اولاد حیدر شد، پشیمان نیست
از خاک بودن عاقبت زر شد، پشیمان نیست
جاروکش صحنی مطهر شد، پشیمان نیست
 
این‌روزها باید رضا آباد ساکن بود
یعنی میان صحن گوهرشاد ساکن بود
 
گفتم جواد از بند بند شعر، رحمت ریخت
از چشم‌های سائلم، اشک خجالت ریخت
گفتم جواد و بر دعاهایم اجابت ریخت
آقا به این سفره نگاهی کرد و برکت ریخت
 
گفتم جواد و باز هم لکنت شکستم داد
بی‌معرفت‌بودن دوباره کار دستم داد
 
ای حسرت سجاده‌ها یا ربّنای تو! 
رفته‌ست تا به عرش اعلی ربّنای تو
بوی علی دارد سحرها ربّنای تو
توحید می‌گیریم ما با ربّنای تو
 
آقا بیا و نذر جدت با گدا تا کن
یک کاظمیه در دل هرشیعه بر پا کن
 
یک «اِتَّقِ الله» از تو؛ ایمان داشتن با من
ابر کرامت از تو؛ باران داشتن با من
شانه ز تو؛ زلف پریشان داشتن با من
چه کرده این عشقِ کریمان داشتن، با من! 
 
که در خیالم کاظمینی می‌شوم هرروز
در کاظمین تو حسینی می‌شوم هرروز
* *
همراه ماه امشب ستاره می‌رسد از راه
و یک علی دارد دوباره می‌رسد از راه
بر گنبدی سوم مناره می‌رسد از راه
شیری به شکل شیرخواره می‌رسد از راه
 
این شاخه‌ی طوبی، ثمر دارست از امشب
بی‌بی رباب ما پسر دارست از امشب
 
این طفل کوچک می‌شود حیدر، زمان جنگ
شمشیر خود می‌سازد از حنجر، زمان جنگ
اصغر شد اما می‌شود اکبر، زمان جنگ
مانند مردان می‌سپارد سر، زمان جنگ
 
گهواره را معراج خواهد کرد این آقا
دین را به‌خود محتاج خواهد کرد این آقا
 
بر روی دستی خوش‌زبانی می‌کند روزی
با گریه‌هایش خطبه خوانی می‌کند روزی
قدِّ سپاهی را کمانی می‌کند روزی
از سنگر دین پاسبانی می‌کند روزی
 
شش‌ماهه است اما سوی پیکار خواهد رفت
تا حدِّ جان، پای دفاع از یار خواهد رفت
 
رازی ز مدفون بودنش بیرون نمی‌آید
کوری چشم دشمنش بیرون نمی‌آید
یک نخ هم از پیراهنش بیرون نمی‌آید
صد نیزه هم باشد، تنش بیرون نمی‌آید
 
دست امامش هست پس دستی برابر نیست
یعنی که نبش قبر شش‌ماهه مُیسَّر نیست
امشب شب گدایی و عرض ارادت است
باب المراد آمده و وقت حاجت است
 
امشب دوباره خنده به لبهای مرتضی است
وقت نزول آیه ی ناب امامت است
 
 
یک یا جواد گفتم و دل کاظمین رفت
نوکر همیشه در پی طوفِ زیارت است
 
یادش بخیر جامعه خواندم میان صحن
بین بهشت... نه ... حرمت فوق جنت است
 
وقت زیارتت همه در فکر مشهدند
از بس میان این دو عمارت شباهت است
 
حبّ تو را امام رضا هدیه می دهد
با این حساب عاشقتان با سعادت است
 
ما را ولایت تو زآتش نجات داد
خواندی مرا که عادت  این در مروّت است
 
 
ما سائلان سفره ی پر برکت توایم
هرکس نشد گدای شما بی لیاقت است
 
توحید بی ولای شما کفر مطلق است
دین بدون نام تو عین ضلالت است
 
تنها به فعل و سیره تان اقتدا کند...
...امروز اگر که شیعه به فکر برائت است
 
 
بر خشم و کینه های تو از آن دوتن قسم
لعن عدوی فاطمه هر دم عبادت است
 
صد مرده زنده می شود از نام نامی ات
عیسی دخیل توست که اهل کرامت است
 
با ذکر یا جواد دلم زیر و رو شود
نامت برای قلب سیاهم طهارت است
 
 
شعرم اگر توان ثنای تو را نداشت
آقا ببخش شاعرتان بی بضاعت است
آمدی و غصه ها از خانۂ دل جمع شد
وقتِ آسانی رسید و هرچه مشکل جمع شد
 
از کنارت هر که رد شد حاجتش شد مستجاب
صد بلا از پیش رو و از مقابل جمع شد
 
 
سفره های وصله دار و خالی از یک لقمه نان
با دو دست مهربانت رفت و کامل جمع شد
 
شاعران دیوانۂ عطر گریبانت شدند
آنچنان که دیگر از دور تو عاقل جمع شد
 
حضرت إبن الرضا! با هر حدیثِ نافذت
پهن شد حق و بساط کفر و باطل جمع شد
 
علم تو خورشید بود و کاملا ظلمت شکن
خوش درخشیدی اگر که شمع محفل جمع شد
 
مرجع تقلیدهامان پیش تو زانو زدند
صد رساله گفتی و حلّ المسائل جمع شد
 
هر کجا با هر زبانِ حال، سمتِ مرقدت-
عرض شد تا که سلامی؛ بُعد منزل جمع شد
 
ضامن آهو پدر شد! تا که پیچید این خبر...
سردرِ باب الجوادش خیل سائل جمع شد
 
 
بی سر و پا آمدیم و بعدِ یک إذن دخول
برگۂ حاجاتمان با دستِ دعبل جمع شد
 
صف کشیدیم و شفاعت را تمنّا میکنیم
گفت می آیم سه جا و خاطرِ دل جمع شد!
کجا است زنده دلی کاملی مسیح دمی
که فیض صحبتش از دل برد غبار غمی
 
خلیل بت شکنی کو که نفس دون شکند
که نیست در حرم دل به غیر او صنمی
 
ز کید چرخ در آن دور گشت نوبت ما
که نیست ساقی ایام را سر کرمی
 
زمانه خرمن دانش نمی خرد به جوی
بهای گنج هنر را نمی دهد درمی
 
مباد آن که شود سفله خوی کامروا
که هر زمان کند آغاز فتنه و ستمی
 
گذشت عمر و دریغا نداد ما را دست
حضور نیم شبی و صفای صبح دمی
 
قسم به جان عزیزان به وصل دوست رسی
اگر از این تن خاکی برون نهی قدمی
 
خلاف گوشه نشینان دل شکسته مجو
که نیست جز دل این قوم دوست را حرمی
 
غم زمانه مخور ای رفیق باده بنوش
که دور چرخ به جامی گذاشته، نه جمی
 
ز بینوایی و دولت غمین و شاد مباش
که در زمانه نماند گدا و محتشمی
 
ز اشتیاق بلند آستان شه هر شب
فراز عرش فرازم زآه خود عَلَمی
 
به خَلق آن چه رسد فیض زآشکار و نهان
ز بحر جود شه دین جواد هست نَمی
 
محمد بن علی تاسع الائمه تقی
که بحر همت او است بی کرانه یَمی
 
بدان خدای که باشد زکلک قدرت او
نقوش دفتر هستی ماسِوی رَقمی
 
که با ولای شفیعان حشر احمد و آل
«محیط» را نبود از گناه خویش غمی
 
شهان کشور نظمیم ما ثناگویان
اساس سلطنت ما است دفتر و قلمی
ای وجودت حیات‌بخش وجود
سائل درگهت کرامت و جود
 
آیۀ هشت سورۀ نوری
به جوادالائمه مشهوری
 
مظهر جود ذات لم یزلی
سیدی یا محمد بن علی
 
تو محمد، علی‌ست ابن و ابت
کنیه ابن الرضا، تقی لقبت
 
خَلَف پاک مرتضایی تو
کوثر حضرت رضایی تو
 
پدرت گفت: نازنین پسرم! 
ای فدای تو مادر و پدرم....
 
مظهر کامل امام رضا
آفتاب دل امام رضا
 
حافظ سر کبریایی تو
وارث علم انبیایی تو
 
تو ز اسرار غیب آگاهی
در حقیقت خلیفة اللّهی... 
 
کاظمینت درون سینۀ ماست
نجف و مکّه و مدینۀ ماست 
 
یم جود و فتوّت‌اید همه
اهل‌بیتِ نبوّت‌اید همه 
 
همگی باب‌های ایمانید
اُمَنای خدای رحمانید
 
تا صف حشر، اصل هر کَرَم‌اید
رکن ارکان و قادَةُ الاُمَم‌اید
 
سرّ غیب خدا به قلب شماست
"وَارْتَضاکُمْ لِغَیبِهِ" گویاست
 
چشم دل بی فروغتان کور است
شاهد من "کَلَامُکُمْ نُور" است
 
دلتان بحر بی کرانۀ علم
کیست غیر از شما خزانۀ علم؟... 
 
بوسهٔ علم، بر لب و دهنت
فقه، در گاهواره هم‌سُخَنت
 
پیش علم تو علم عالم چیست!؟
در حضور تو پور اکثم کیست!؟
 
کل قرآن دلیل منطق توست
پور اکثم ذلیل منطق توست
 
یک کلام تو صد سپهر کمال
یک سؤال تو سی هزار سؤال
 
علم‌ها قطره و تو دریایی
عالمی بنده و تو مولایی
 
تـو ابالهـادی و اباالکـرمی
تـو کلیـم‌اللَّه مسیـح دمی
 
تو که در هر دلی حرم داری
تو که با دشمنت کرم داری
 
تو که بر خشم خصم می‌خندی
به روی دوست در نمی‌بندی
 
ای به دست تو باز، مشکل من
یـاد رویـت چـراغ محفل من
 
تشنــۀ کوثــر ولای توأم 
سرفرازم که خاک پای توأم 
 
بنده‌ام بنده‌ای گنه کارم
از دو عالم فقط تو را دارم
 
من اگر در گدایی‌ام کاهل
تو به جود و کرامتی کامل
 
ای ولایت تمام ایمانم 
کاظمین تو قبلۀ جانم
 
هر چه هستم گدای این کویم 
با تمام وجود می‌گویم:
 
اَنت بابُ المراد ادرکنی
یا امام جواد ادرکنی
 
سیّدی "میثم" ام قبولم کن
خاک ذریّۀ رسولم کن
حمد بی حد خدای رحمان را
که ز نور آفرید نیکان را
قدرتش را به رخ کشید و سپس
خلق فرمود نور ایمان را
از میان تمام مخلوقات
برگزید عالمانِ قرآن را
راسخون را امینِ وحیَش ساخت
ساخت از علمشان حکیمان را
با اَمینانِ وحی، در عالَم
برتری داد خَلقِ انسان را
از میانِ تمام امت ها
خود سوا کرد ما محبان را
چارده نور در دلِ ما ریخت
داد بر ما تمامِ احسان را
یکی از آن چهارده انوار
هدیه شد خطّه ی خراسان را
قبل از آن در مدینه بابا شد
ای بنازم قدومِ جانان را
در همان نونهالی اَش، پدرش
مُلکِ زَر ساخت خاک ایران را
ما شدیم عاشقان آن حضرت
داد بر ما کلید رضوان را
چون عیان شد جمال زیبایش
همه دیدند روی سبحان را
شد جوادالائمه سلطان و...
ما همه سائلان، کریمان را
 
ای مَدار ولایتِ عظما
یا جوادَالائمه ادرکنا
 
ای جمالِ ربوبی اَت زیبا
وی جلالِ الهی اَت والا
حوریانِ بهشت آمده اند
تا گذاری قدم به این دنیا
ای بهای جنان ز لبخندت
سالها منتظر تو را بابا
در نگاهِ رضا پر از شوق است
خوش بنازد به قامتت جانا
دودمانت ندیده مولودی
اینچنین پر ز برکت، ای آقا
مادرت هم ندید میلادت
عمه ی با فضلیتت، حتی
تو که هستی که اینهمه بردی
دل ز آل محمد ای یکتا
چون به دنیا دو دیده وا کردی
گوشِ جانت به هر صدا، شنوا
نورِ رویت به آسمان ساطع
برکاتِ وجودی اَت، غوغا
سجده اَت در کمالِ آرامش
اَشهَدَت، لا اِلهَ اِلّا الله
به رسولِ خدا گواهی داد
آن زبانت به شیوه ای، شیوا
کف زدند اهلِ آسمان و زمین
چونکه گفتی علی ولی خدا
 
ای مدار ولایت عظما
یا جوادالائمه ادرکنا
 
ای امامِ تمامِ مخلوقات
قبله گاهِ تمامیِ حاجات
اهلِ عالم تو را چنین خوانند؛
نقطه ی عطفِ کلِ موجودات
ای تو را علم اول و آخر
با خبر از جمیعِ مکنونات
ظاهر و باطن از تو مخفی نیست
عالَم و آدم و همه ذرات
ای بنامت هزار و یک اَسماء
وی خدا را به هر صفت مرآت
همه ما را به اسم بشناسی
آگهی از درونِ ما بِالذّات
میشناسند از تو خالق را
به تو سوگند جمله مصنوعات
هر که دریای علم را داراست
از تو یک قطره اَش ز معلومات
فیلسوفانِ دهر معترفند...
نزدِ تو علمشان چو مجهولات
دیده عالَم مناظراتِ تو را
اِبنِ اَکثَم کجا و آبِ حیات!
تو کجا، دانشِ قیافه شناس!
ای خدا را نشانِ ذات و صفات
مشرکان، سرکشان، تو را دشمن
سازشِ تو به دشمنان، هیهات
ما کجا، وصفِ تو کجا، آقا
همه اینها بضاعتی مزجات
 
ای مدار ولایت عظما
یا جوادالائمه ادرکنا
 
ای نگاهت، نگاهِ رحمانی
همه اوصافِ توست، سبحانی
یک نظر گر کنی به خَلقِ جهان
میشوند اهلِ دین همه، آنی
دوستانند جمله در قِلَّت
دشمانند در فراوانی
شیعیانت میانِ عسر و هرَج
عاشقانِ تو در پریشانی
مومنین را گِره بکار افتاد
مسلمین را به درد، درمانی!
یک نظر کن سوی محبانت
که تو حاجاتِ هر که را دانی
خیلِ حاجات بر تو آوردیم
تا تو حاجت روا بگردانی
انتظارِ فرج شده دشوار
آه از این انتظارِ طولانی
دستِ ما را به دستِ او برسان
جانِ ما را در او نما فانی
کن لباسِ فرج بر اندامش
با دعا، یک دعای طوفانی
خصمِ زهرا ز مکه بیرون کن
فتح کن کعبه را به آسانی
حجِ ما با امامتِ مهدیست
همرهِ سیدِ خراسانی
برسان مرگِ سرخِ ما، سوگند...
بر ابومهدی و سلیمانی
 
ای مدار ولایت عظما
یا جوادالائمه ادرکنا
عشق می کند به تار تارِ زلفت استناد
دل به حرف حرفِ بخششِ تو دارد اعتقاد
لحظه لحظه، موج موج و فوج فوج، اعتماد
خانه خانه کوچه کوچه جاده جاده امتداد
 
بندهء محبت توایم هر چه باد باد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
 
نیست کار هر قلم که رو کند نشانه ای
روی کاغذ آورد سرود عاشقانه ای
خط به خط رقم زند چکامه ای ترانه ای
مدحِ بی کرانه ایّ و متن عارفانه ای
 
در ثنای آن کسی که هست جود را نماد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
 
هم بهشت آفرینش از رُخت حکایتی
هم رُخت ز نور حضرت رضا روایتی
هم که بخششت ز بخشش خداست آیتی
آیت سخاوتیّ و لنگر هدایتی
 
من فقیر و تو جواد و من مُرید و تو مراد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
 
ای که در نسب سلالهء ابوالعجائبی
نورِ نجمِ ثاقبیّ و جلوهء کواکبی
در شگفتم از چنین مواهب و مناقبی
درخورِ تو نیست هیچ شعر و هیچ قالبی
 
نه غزل نه مثنوی نه شعرِنو نه مستزاد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
 
گرچه آفتاب پیش نور تو ز پا نشست
گرچه ماه دید حُسن صورتت، به جا نشست
گرچه کوه دید هیبت تو بی هوا نشست
ابن أکثم از جواب ماند و بی صدا نشست
 
هفت آسمان ولی به احترامت ایستاد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
 
حرز تو برای رفع هر بلا مجرب است
خوش به حال هر که در بساط تو مقرب است
یا کسی که پیش تو به نوکری ملقب است
نوکر تو منتسب به توست پس مهذب است
 
خادمت همیشه شاد و نوکر تو زنده باد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
 
هم به قلب شیعه نور عشق را نهاده ای
هم بزرگِ اهل جود و هم بزرگ زاده ای
اعتبار و آبرو به اهل جود داده ای
سومین محمدِ عزیزِ خانواده ای
 
حرف عاشق است ظهر و عصر و شام و بامداد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
رسیدم باز هم بی استخاره
حرم حال خوشی دارد دوباره
شب است و آسمان با یک اشاره
به روی صحن می ریزد ستاره 
 
دوباره دل فقیرِ خانه زاد است
مقیم جنّتِ باب الجواد است
 
تماشا میکنم این تاب و تب را
چشیدم دم به دم طعم رطب را
ببین مولودِ آیینه نسَب را
چراغان میکند ماهِ رجب را
 
خبر آورده با خود نصّ قرآن 
پدر شد حضرتِ شاهِ خراسان
 
سلامی عرض کردم محضرِ یار
مبارک باد گفتم! کردم اقرار
که هر ثانیه مشتاقم به دیدار
زدم رویِ ضریحش بوسه ده بار
 
دل از من برده؛ خیلی بیقرارم 
جواد إبن رضا را دوست دارم
 
دو چشمانش پناهِ اهل عالم
دعایش بهترین دارو و مرهم
به عشقش میچکد بارانِ نم نم 
نگاهش هست اعجازِ دمادم
 
به روی سنگ اگر ذکری بخواند
سریعاً میشود درّ و زبرجد
 
همان ذکری که عشقِ «إن یکاد» است-
-جواد است و جواد است و جواد است
کراماتش چنان در ازدیاد است
بساطِ حاتم طایی کساد است
 
شبیه حضرت موسی بن جعفر
به سائل میدهد از هر چه بهتر
 
همان عشقی ست که در جستجویم
گدای او شدن؛ شد آرزویم
کنارش گرچه غرقِ گفتگویم
نیازی نیست از حاجت بگویم
 
نشستم تا که از ماهِ منیرم
براتِ کربلا عیدی بگیرم! 
بار دیگر عشق با الفاظ من همراه شد
باز شعرم از شعور تازه ای آگاه شد
نغمه وگلبانگ "جانم یا ولی الله" شد
صحبت از خورشید شد ازآسمان ازماه شد
 
فیض نوری آمد وطبع مرا پُرنور کرد
جلوه ی ماه رجب قلب مرا مسرور کرد 
 
با گل رویت جهان را باز گلشن کرده ای
غنچه ی لبخند را غرق شکفتن کرده ای
ساحت باغ تولا را مزیّن کرده ای
دیده ی خورشید  دل را باز روشن کرده ای
 
ماهی وهفت آسمان عشق همرنگ توبود
خوب شد زود آمدی خورشید دلتنگ توبود
 
جود را گفتم صدا می زد که دریایش تویی
علم را گفتم ندا در داد دانایش تویی
عشق را گفتم صدا زد شور وغوغایش تویی
«یامن ارجوه لکل خیر» معنایش تویی
 
مهروماه آسمان نوری زمشکات توأند
عالم وآدم گدای جود وخیرات توأند
 
ازکلام وحی گشته نورباران سینه ات
علم الاسما بود یک گوهر گنجینه ات
می درخشد تا قیامت پرچم سبزینه ات
پور اکثم ها همه ماتند در آئینه ات
 
صحبت از دریا اگر چه درحد این قطره نیست
آن که فیض ازتو نبرده، ای فروغ دیده کیست؟
 
مژده ی آزادگی را بر اسیران می دهی
نور برآئینه ی روشن ضمیران می دهی
رشته مروارید را دست فقیران می دهی
بهتراز آن را اگرکه بر امیران می دهی
 
می کنی بردشمن دین با کرم روشنگری
«قدرزر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری»
 
آسمان خاک قدم های تو را برداشته
قبضه ی خاک تو را بهر شفا برداشته
عطرجانبخش تو را با خود صبا برداشته
هرکه با نام شما دست دعا برداشته
 
برروی بال دعای خویشتن گُل می زند
با تولای شما برآسمان پُل می زند
 
من که با ذکر مدام تو عبادت می کنم
کی تولای تو را با نفس قسمت می کنم
گرچه از هجران کوی تو شکایت می کنم
ازهمین جا با شما قصد زیارت می کنم
 
یا ولی الله !  ای نور دوعالم السّلام
یا امین الله، ای فیض معظم السّلام
 
آفتابا ذره ات را آسمان پرواز کن
بر محبانت دری از لطف و احسان باز کن
درکلام من به وصف خویشتن اعجاز کن
توشه ی فردای رستاخیز مارا ساز کن
 
گرچه شعرم ای «وفایی» نیست مانند کمیت
هدیه ای آورده ام بهر رئوف اهل بیت
نوری ز عرش آمد و وقتِ سپیده شد
مابِین شهر صوت اذانی شنیده شد
در صور جسم،نفخه ی روحی دمیده شد
آئینه ی جمال نبی آفریده شد
 
خورشیدِ روی بام رضاجان ما..،سلام
ای سومین محمد ایمان ما..،سلام
 
لبخند تو به خوشه‌ی گندم سلام کرد
بامِ عروج ، بالِ تو را احترام کرد
شُرب نگاهِ تو چه شرابی به جام کرد
چِل سال انتظار پدر را تمام کرد
 
از قعرِ چاهِ طعنه ی مَردُم..،رها شدی
تو یوسف مدینه ی یعقوب ما شدی
 
جود تو شیعه را ز گدایی مُعاف کرد
باید به دور دست کریم‌ات طواف کرد
حُبِّ تو ریسمان دلم را کلاف کرد
حتّی عصا به مرتبه ‌ات اعتراف کرد
 
عشق تو حُکم قطعیِ حفظ شعائر است
هرکس که بی ولای تو مُرده‌است..،کافر است
 
در فصل‌فصلِ کوچ،شبیه کبوتریم
از کاظمین تا حرم طوس می پریم
جیره‌بگیرِ گندم خواهر_برادریم
ما ریزخوار سفره ی موسی‌بن جعفریم
 
این کاسه‌ها رسیده به خوان سِتُرگ تو
قربان سفره‌داری بابابزرگ تو
 
در خاک ما نسیم دل‌انگیز یاس‌هاست
ایران؛پناهگاهِ ولایت‌شناس‌هاست
روی ضریح‌ها گرهِ التماس‌هاست
این عمه جانِ تو بخدا جانِ فارس هاست
 
مانند موجِ عاطفه ها در تلاطمیم
خدمتگزار حضرت معصومه ی قمیم
 
نقش تو طرح نقشه ی آب و گل من است
حِرزَت امید آخر هر مشکل من است
پشت در حریم شما..،منزل من است
باب‌الجواد؛باب مراد دل من است
 
دروازه ی رسیدن شیعه به جنتی
تو آن جواز آخر قبل از زیارتی
 
در دشت خشک لذت باران تویی تویی
تلفیقی از کرامت و احسان تویی تویی
روز جوانِ مردم ایران تویی تویی
اصلاً علیِّ اکبر سلطان تویی تویی
 
هرچند مَشهَدی‌ شده ام..،کربلایی‌ام
من بی قرار بوسه‌ی پائینِ پایی‌ام
 
 
زلف تو جز نوازش باد سحر ندید
شش‌ماهگیِّ عاطفه‌ ی تو خطر ندید
گهواره ات لطیف تر از جنس پر ندید
شکر خدا که تشنگی‌ات‌ را.، پدر ندید
 
آه از دل حسین..،سه‌شعبه بلند شد
اصغر سرش به تکّه ای از پوست بند شد
 
اشک پدر به گونه‌ی اصغر چکید..،آه
با چه مشقتی به خیامش رسید..،آه
این صحنه را سکینه دم خیمه دید..،آه
ارباب از رباب خجالت کشید..،آه!...
 
ولله قلبِ اَخنَس و خولی رقیق نیست
قبری که کنده اید برایش..،عمیق نیست
عاشقم عاشق نامی، منم و عشق امامی
غرق در سرّ جوادم، چه امامی و چه نامی
 
دف‌زنان، خواند مدینه: «طَلَعَ البَدرُ عَلَینا»
سر زد از خانۀ خورشید، عجب ماه تمامی
 
نُه کبوتر، دل تنگم به حرم کرده روانه
تا به تو، از قم و مشهد برسانند سلامی
 
شده‌ای پیرِ جهانی به جوانی و شدم من
بندۀ پیر خرابات و عجب لطف مدامی
 
«همه عزّی و جلالی، همه علمی و یقینی
همه نوری و سروری، همه جودی و» مرامی
 
آه! اگر نان یتیمی، رسد از خوان کریمی
وای! اگر از تو جوادی، برسد جامه و جامی
 
با تو، بی‌خود شدن از خویش؛ چه مستی حلالی!
بی تو، چرخیدنِ بی‌عشق؛ چه احرام حرامی!
 
پسر حیدری و خاتم جود است به دستت
شود آزاد، نگاهت اگر افتد به غلامی
 
عالمی دل به رضا بسته، رضا دل به تو داده‌
برده‌ای خسرو شیرین! دل سلطان به کلامی
 
باب اگر باب جواد است، در آن گوشه مقیمم
بیش از این در همه آفاق، مگر هست مقامی؟
 
«من از آن روز که در بند تو» هستم، شدم آزاد
ندهم هر چه رهایی، به چنین حلقۀ دامی
 
به چه کار آیدم این سر؟ نرسد گر به سرایت
بشکند پای طلب، گر نزند سوی تو گامی
 
ای محمد! برسد بعد تو، همنام تو بی‌شک
که بر این سلسله، نامش بشود حُسن ختامی
 
نظری کن که دلم را برسانم به طلوعش
که خروش قلمم را، برسانم به قیامی
براساس گریز به
موضوع گریز :
مناسبت گریز :
براساس سبک شعر
روضه شور واحد تک زمینه رجز خوانی زمزمه جفت نوحه مناجات نامشخص مدح مسجدی سینه زنی واحد سنگین دکلمه دم پایانی واحد تند پیش زمینه سرود سالار زینب حاج ناظم همه جا کربلا راس تو میرود بالای نیزه ها ببینید ببینید گلم رنگ ندارد نوحه سنتی ببینید ببینید گلم رنگ ندارد سیدی ماکو مثلک الغریب غریب گیر آوردنت زبانحال به سمت گودال از خیمه دویدم من دودمه مدح و مرثیه مفاعیل مفاعیل فعول شعر خوانی
براساس قالب شعر
دوبیتی غزل قصیده مثنوی چهار پاره رباعی ترجیع بند مستزاد شعر نو شعر سپید ترکیب بند قطعه مسمط نا مشخص مربع ترکیب تک بیتی مخمس
براساس زبان
فارسی عربی ترکی
براساس شاعر
محتشم کاشانی میلاد عرفان پور امیر عباسی قاسم صرافان محمد مهدی سیار غلامرضا سازگار رضا یعقوبیان علی اکبر لطیفیان قاسم نعمتی اسماعیل تقوایی مرتضی محمود پور حسن لطفی امیر حسین سلطانی محمود اسدی علی انسانی مظاهر کثیری نژاد محمود ژولیده ولی الله کلامی زنجانی میثم مومنی نژاد حسن ثابت جو عباس میرخلف زاده سید حمیدرضا برقعی سید هاشم وفایی سید رضا موید خراسانی محمدرضا سروری یوسف رحیمی احمد بابایی محسن عرب خالقی سید پوریا هاشمی علیرضا خاکساری وحید زحمتکش شهری مهدی رحیمی زمستان حسن کردی روح اله نوروزی مرضیه عاطفی بهمن عظیمی حسین رحمانی میلاد قبایی محسن صرامی رضا آهی رضا تاجیک اصغر چرمی محمد جواد شیرازی مهدی نظری وحید قاسمی وحید محمدی محسن کاویانی مجتبی صمدی شهاب حمید رمی محمد حسین رحیمیان محمد حسن بیات لو امیر روشن ضمیر نا مشخص محمد محسن زاده گنجی امیر ایزدی حسین قربانچه رضا رسول زاده جواد حیدری محمد سهرابی محمد جواد پرچمی سيد مهدي سرخان رضا یزدانی سید مهدی موسوی حسن صنوبری محسن رضوانی سیدجواد پرئی سید محمد جواد شرافت علی سلیمیان محمدجواد غفورزاده (شفق) سید مجتبی رجبی نورآملی حسن بیاتانی عماد خراسانی رحمان نوازنی مسعود اصلانی حافظ محمدرضا آغاسی علی حسنی صمد علیزاده محمد صمیمی کاظم بهمنی مجید تال مهدی قهرمانی احسان محسنی فر شیخ رضا جعفری میثم سلطانی مصطفی صابر خراسانی محمد فردوسی علیرضا قزوه قاسم افرند محمد مهدی عبداللهی محمد خسروی جواد دیندار سعید خرازی علیرضا عنصری حسین میرزایی حسن جواهری مصطفی قمشه ای علامه حسن زاده آملی میثم خالدیان علی زمانیان حسین ایمانی سیدعلی احمدی(فقیر) سید مجتبی شجاع محمد حسین فرحبخشیان (ژولیده نیشابوری) محسن داداشی امام خمینی (ره) فواد کرمانی امیر رضا سیفی احمد اکبرزاده ملا فتح‌الله وفایی شوشتری صدّیقه‌ی طاهره (علیهاسلام‌الله) محمود شاهرخي (م.جذبه) سید محمد رستگار جواد هاشمی (تربت) سید حبیب نظاری غلام‌رضا دبیران محمدحسین علومی تبریزی سعید بیابانکی سعید توفیقی علیرضا لک جواد محمد زمانی آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی سید یاسر افشاری محمود کریمی احمد واعظی آیت الله وحید خراسانی حضرت آقای خامنه ای سید الشهدا عبدالجواد جودی خراسانی بهروز مرادی سالک قزوینی رفیق اصفهانی سید رضا حسینی (سعدی زمان) بابافغانی شیرازی تأثیر تبریزی صغیر اصفهانی (ره) وحید مصلحی یاسر حوتی حسین رستمی محمد بنواری (مهاجر) محمد بیابانی علیرضا شریف هادی جان فدا علی آمره حامد تجری مصطفی متولی مجتبی خرسندی علی صالحی علیرضا بیاتانی مهدی رحمان دوست مهدی نسترن سید محمد جوادی سید مهدی جلالی مجتبی روشن روان حامد خاکی سید محمد علی ریاضی احسان مردانی مهدی مومنی مریم سقلاطونی مجتبی شکریان همدانی عارفه دهقانی حسینعلی شفیعی (شفیع) رضا پیروی سعید پاشازاده ناصر حامدی رضا قاسمی حامد جولازاده پیمان طالبی میلاد حسنی امیر حسام یوسفی نوید اسماعیل زاده عباس شبخیز قراملکی (شبخیز) مهدی جهاندار کرامت نعمت زاده علی اصغر حاج حیدری مهدی صفی یاری محمد علی بیابانی محمد امین سبکبار هانی امیر فرجی سینا نژادسلامتی رسول میثمی صباحی بیدگلی وصال شیرازی مهدی پورپاک فاطمه نانی زاده محسن خان محمدی حبیب نیازی مجید لشگری میرزا احمد عابد نهاوندی(مرشد چلویی) آیت الله سیداحمد نجفی(آقاجون) محمد جواد خراشادی زاده ناظرزاده کرمانی سیدجلال حسینی احمد جلالی حسین عسگری علی اصغر کوهکن حجت الاسلام میر تبریزی محسن مهدوی حبیب الله چایچیان رضا فراهانی محمدرضا شمس خاکی شیرازی ابراهیم بازیار عباس احمدی سید محمد اویار حسینی محمد احمدی مرحوم الهیار خان (آصف) جواد قدوسی مجید قاسمی محمد رسولی داوود رحیمی مسعود یوسف پور حیدر توکل فاضل نظری علی ناظمی صفایی جندقی کریم رجب زاده میرزا یحیی مدرس اصفهانی غلامرضا کافی عمان سامانی مهدی محمدی پانته آ صفایی محمد بختیاری حمیدرضا بشیری محمدسعید عطارنژاد پروانه نجاتی نیما نجاری علی اشتری جعفر خونویی رضا دین پرور محمد ظفر سید رضا میرجعفری خوشدل تهرانی مهدی نعمت نژاد محسن راحت حق سجاد محرابی سید فرید احمدی مهدی زنگنه کاظم رستمی روح الله عیوضی علی اصغر ذاکری گروه یا مظلوم امیر حسین حیدری امیر اکبرزاده مهرداد مهرابی سید محمد بابامیری توحید شالچیان نغمه مستشار نظامی رحیم معینی کرمانشاهی سید محمد میرهاشمی امیرحسین الفت غلامحسین پویان احمد علوی فیاض هوشیار پارسیان مرتضی امیری اسفندقه محمدعلی مجاهدی جعفر بابایی(حلّاج) اصغر عرب فرشته جان نثاری سیدمحسن حبیب لورسه محمد علامه صادق رحمانی فرهاد اصغری یاسر مسافر عباس ویجویی عباس عنقا منوچهر نوربخش سیدحسن حسینی محمدجواد باقری محمد ارجمند محمد عظیمی محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) محمدسعید میرزایی مهدی خطاط ادیب الممالک فراهانی محمدعلی رحیمی محمد قاسمی احسان نرگسی رضاپور داریوش جعفری حامد آقایی سید محسن حبیب الله پور مجتبی حاذق محسن حنیفی آرش براری بهنام فرشی هستی محرابی طاها ملکی یاسر قربانی محمد داوری امیرحسین آکار اسماعیل شبرنگ آرمان صائمی علی رضوانی عماد بهرامی عادل حسین قربان امیرعظیمی حبیب باقرزاده حسین محسنات علی اصغر یزدی مجتبی رافعی میثم خنکدار ابراهیم لآلی قاسم احمدی مهدی علی قاسمی پوریا باقری علی اکبر نازک کار نوید اطاعتی فاطمه خمسی مهدی میری مجتبی کرمی محمد دستان علی کاوند مهدی قربانی محمد مبشری محمدرضا رضایی موسی علیمرادی محمدعلی نوری میلاد یعقوبی حسین صیامی مرتضی مظاهری میرزا احمد الهامی کرمانشاهی ناصر دودانگه علیرضا وفایی(خیال) امیر فرخنده حسین واعظی سعید نسیمی محسن غلامحسینی منصوره محمدی مزینان ابراهیم روشن روش سید علی حسینی مرضیه نعیم امینی حمید فرجی امیرعلی شریفی جعفر ابوالفتحی محمد کاظمی نیا امیر علوی رضا قربانی مهدی کاشف امیرحسین محمودپور رضا اسماعیلی حسن فطرس عالیه رجبی رضا باقریان محسن عزیزی محمدرضا ناصری روح الله پیدایی محمد زوار ایمان کریمی مصطفی رفیعی مجتبی قاسمی محمود قاسمی مجید خضرایی یونس وصالی محمود یوسفی ایمان دهقانیا بردیا محمدی مجتبی دسترنج ملتمس محمد مهدی شیرازی محسن زعفرانیه حسین خیریان حامد شریف مهدی شریف زاده ابالفضل مروتی مصطفی کارگر معین بازوند سید جعفر حیدری محسن ناصحی روح الله قناعتیان محمدحسین ملکیان مقداد اصفهانی رسول عسگری عفت نظری سجاد شاکری احمد ایرانی نسب مسعود اکثیری حسن رویت علی سپهری سید امیر میثم مرتضوی سیدمحمد مظلوم حسین رضایی حیران علی مشهوری (مهزیار) علی قدیمی نیر تبریزی فیاض لاهیجی حسین عباسپور محمد بن یوسف اهلی شیرازی جویای تبریزی (میرزا دارا) سید رضا هاشمی گلپایگانی سید علی اصغر صائم کاشانی امیرحسین کاظمی سارا سادات باختر علی اصغر شیری محمد حسین آغولی (ترکی شیرازی) سلمان احمدی وحید اشجع مهرداد افشاری مرجان اکبرزاد محمد-مهدی-امیری شهره انجم شعاع عبدالحمید-انصاری‌-نسب مرتضی-بادپروا محمدرضا-بازرگانی زهرا براتی امیرحسن بزرگی متین زهرا بشری موحد سید-حکیم-بینش فاطمه‌ سادات پادموسوی سعید-تاج‌-محمدی مهدی چراغ‌زاد حامد حسینخانی سیده فرشته حسینی سیدموسی حسینی کاشانی علی‌اصغر الحیدری (شاعر هندوستانی) محمد سجاد حیدری سمیه خردمند ایرج میرزا محسن سیداسماعیلی میرزا محمد باقر صامت بروجردی میرزا حاجب بروجردی (افصح الشعراء) میرزا محمد رفیع (رفیع‌الدین) (واعظ قزوینی) آشفته شیرازی سید وحید حسینی مسعود مهربان مهدی انصاری رضا حامی آرانی سید حسن رستگار محمدجواد وثوقی حمید کریمی اسماعیل روستایی احمد شاکری ابراهیم زمانی محمد کیخسروی محمد جواد مهدوی یاسین قاسمی حسین کریمی مهدی امامی جواد کلهر مجتبی فلاح محمدجواد غفوریان پدرام اسکندری حسن اسحاقی نوید طاهری محمود مربوبی سیروس بداغی میلاد فریدنیا شهریار سنجری رضا ملایی مجید رجبی امیرحسین نجمی عمران بهروج صادق میرصالحیان حجت بحرالعلومی محمدحسین ذاکری رسول رشیدی راد زینب احمدی حامد خادمیان حمیدرضا محسنات حسین اخوان (تائب) محمود شریفی مهدی مقیمی وحید دکامین شهرام شاهرخی فرشید یارمحمدی علی فردوسی رضا شریفی سیدعلی رکن الدین عبدالحسین مخلص آبادی حسین سنگری رضا هدایت خواه مهران قربانی محسن قاسمی غریب سید مصطفی غفاری جم سید مسعود طباطبایی احمد عزیزی حسین زحمتکش حمید عرب خالقی سجاد روان مرد میثم کاوسی رضا مشهدی امیرحسین وطن دوست محمد کابلی محمدهاشم مصطفوی محمد دنیوی (حاتم) علی اکبر حائری محمدرضا طالبی کمیل کاشانی محمدباقر انتصاری مرتضی عابدینی علی حنیفه عبدالرضا کوهمال جهرمی سینا شهیدا مهدی فرجی حسنا محمدزاده سید مصطفی مهدجو علی میرحیدری علی خفاچی حسین ایزدی پرویز بیگلری چاوش اکبری زهرا هدایتی هاشم طوسی (مسلم) نجمه پورملاکی نادر حسینی سجاد شرفخانی علی زارعی رضایی محمدعلی رضاپور سید محسن حسینی مرحوم نادعلی کربلایی ابوالفضل عصمت پرست مجتبی نجیمی مجید نجفی مجید بوریان منش علی علی بیگی سید محسن علوی محمد جواد مطیع ها ناهید رفیعی امیررضا یوسفی مقدم سید علی نقیب ایوب پرندآور نوید پور مرادی علی ذوالقدر سید ابوالفضل مبارز علی شکاری حمید رحیمی انسیه سادات هاشمی محسن حافظی عبدالحسین میرزایی مهدی قاسمی رضا خورشید فرد وحیده افضلی سید محمد حسین حسینی محمد سجاد عادلی مهدی زارعی سید محمد جواد میرصفی یدالله شهریاری امید مهدی نژاد محمد صادق باقی زاده محمد خادم محمدرضا کاکائی سید حجت سیادت مهدی مردانی جواد محمود آبادی حسین شهرابی حامدرضا معاونیان احمد جواد نوآبادی محمد علی قاسمی خادم عرفان ابوالحسنی ظهیر مومنی سید صادق رمضانیان عاطفه سادات موسوی عاصی خراسانی علی محمدی حسین زارع سید مصطفی سیاح موسوی حمید محبی وحید نوری حسین اوتادی هادی ملک پور مهدی کبیری محمدرضا نادعلیان فرشید حقی رامین برومند (زائر) محمدرضا اسدی سجاد زارع مولایی سید امیر حسین فاضلی سید مصطفی حسینی راد محمد رستمی محسن همتی محمود تاری سید واصفی غلامرضا شکوهی کمیل باقری محمد حسین بناریان لیلا علیزاده مهدی حنیفه جواد کریم زاده سید صابره موسوی میرزا محمد تقی قمی (محیط) حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی (صفایی) عباس همتی یغما جندقی حامد محمدی محمد جبرئیلی گروه قتیل العبرات فاطمه عارف نژاد
براساس مداح
حاج منصور ارضی حاج محمود کریمی حاج محمدرضا طاهری حاج سعید حدادیان حاج میثم مطیعی حاج مجید بنی فاطمه حاج حمید علیمی حاج حسین سیب سرخی حاج مهدی سلحشور حاج سید جواد ذاکر حاج جواد مقدم حاج عبدالرضا هلالی حاج سید مهدی میردامادی حاج مهدی رسولی حاج حسن خلج حاج مهدی لیثی حاج نریمان پناهی حاج سید رضا نریمانی حاج احمد واعظی حاج حسین طاهری حاج مهدی سماواتی حاج محمد حسین پویانفر حاج سید حمیدرضا برقعی نا مشخص حاج میثم مؤمنی نژاد حاج مهدی اکبری حاج قاسم صرافان حاج مهدی مختاری حاج محمدرضا محمدزاده حاج کاظم اکبری حاج ابالفضل بختیاری حاج محمدرضا آغاسی حاج حنیف طاهری حاج وحید نادری حاج حسین رضائیان حاج امیر عباسی حاج محمد بیابانی حاج سید علی رضوی حاج سید مهدی هوشی السادات نزارالقطری حاج اسلام میرزایی حاج حسین سازور حاج محسن عرب خالقی حاج صابر خراسانی سید رسول نریمانی محمد جعفری ارسلان کرمانشاهی جبار بذری حاج اکبر مولایی حاج امیر برومند حاج محمدرضا بذری حاج حیدر خمسه حاج حسن حسین خانی حاج حسین عباسی مقدم حاج غلامحسین علیزاده حاج حسین عینی فرد حاج مهدی رعنایی حاج مصطفی روحانی حاج روح الله بهمنی حاج امیر کرمانشاهی حاج میرزای محمدی حاج وحید گلستانی حاج سید امیر حسینی علی فانی حاج سید علی مومنی حاج امین مقدم حاج محمد کمیل حاج محمد حسین حدادیان حاج سعید پاشازاده حاج مقداد پیرحیاتی حاج محمد سهرابی حاج محمد فصولی کربلایی حاج فرهاد محمدی حاج ابوذر بیوکافی حاج سید محمد جوادی حاج سید محمد عاملی حاج وحید یوسفی حاج محمد یزدخواستی حاج مجتبی رمضانی کویتی پور حاج محسن صائمی حاج حسین رستمی مرحوم استاد محمدعلی کریم خانی حاج حسین باشی حاج مهدی وثیق حاج شیخ محمد ناصری سید علی حسینی حاج محمد امانی مرحوم محمدعلی چمنی حاج رضا قنبری حاج عبدالله شیران مرحوم استاد سلیم موذن زاده حاج علی اصغر ارغوان مرحوم حاج فیروز زیرک کار سید حسین قاضی سید مهدی حسینی استاد محسن فرهمند حاج احمد عثنی عشران حاج محمد احمدیان حاج صادق آهنگران حاج اکبر نوربهمنی سیدرضا میرجعفری سیدرضا تحویلدار ایمان کیوانی حاج محمدحسین عطائیان حاج حسن شالبافان حاج محمدصادق عبادی حاج علی عرب حاج علیرضا قزوه حاج آرش پیله وری حاج مهدی تقی خانی حاج یزدان ناصری حاج امیرحسن محمودی حاج حمید دادوندی حاج احمد نیکبختیان حاج امیرحسن سالاروند حاج هاشم سالار حسینی حاج ابراهیم رحیمی حاج محمد صمیمی حاج حمیدرضا قناعتیان حاج محسن عراقی حاج محسن طاهری حاج حسین ستوده حاج مهدی دقیقی حاج حسین رجبیه حاج رحیم ابراهیمی حاج حسین فخری حاج صادق حمزه حاج حسین هوشیار حاج حسین جعفری استاد رائفی پور حاج داوود احمدی نژاد مرحوم مرشد حسین پنجه پور حاج سید محمد حسینی حاج هادی گروسی حاج محمدرضا مختاریان حاج حسن کاشانی حاج وحید جلیلوند حاج حیدر منفرد حاج علی مهدوی نژاد حاج مرتضی امیری اسفندقه حاج حسین خلجی حاج وحید قاسمی حاج سید محمود علوی حاج سعید قانع حاج سید جعفر طباطبائی حاج حسین محمدی فام حاج هادی جان فدا حاج علی علیان حاج صادق کریمی حاج محسن توکلیان حاج محمد قربانخوانی حاج حسن رضا عبداللهی حاج مرشد میرزا مرحوم مرشد میرزا حاج مهدی اقدم نژاد شهید حسین معز غلامی حاج حسین رحمانی حاج علی اکبر سلحشور حاج محمد گرمابدری حاج محمد جواد احمدی حاج احمد اثنی عشران حاج جواد ابوالقاسمی حاج محمد مهدی اسماعیلی حاج محسن حسن زاده حاج اکبر بازوبند آیت الله سید محمدحسن طهرانی مجید رضانژاد محمدجواد توحیدی حاج یدالله محمدی مرحوم سید مهدی احمدی اصفهانی حاج محمود گرجی حاج رضا علی رضایی حاج جواد باقری حاج سید ابراهیم طاهریان حاج مسعود پیرایش حاج محمدرضا نوشه ور حاج حسن بیاتانی حاج علی اکبر زادفرج حاج علی جباری حاج علی کرمی حاج سعید خرازی حاج هادی ملک پور حاج حسن عطایی حاج محمد کریمی حاج محمد رستمی حاج جواد حیدری