ایهاالمظلوم
مدح-امام-جواد-علیه-السلام
لطفاً برای جستجوی گریزهای متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز مراجعه فرمایید
مورد
محمد علی بیابانی
محمد علی بیابانیمدح امام جواد (علیه السلام)
شهادت امام جواد (علیه السلام)
چه کسی این همه احسان به گدایان دارد
که جگرگوشهٔ سلطان خراسان دارد
 
هر چه حرف است بگویید که گوش شنواست
هر چه درد است بیارید که درمان دارد
 
به گدایی درش اهل کرم می‌آیند
خانه‌اش سائل از این دست فراوان دارد
 
چه پدر را به پسر؛ یا چه پسر را به پدر
این دو سوگند، فیوضات دوچندان دارد
 
ای ولیعهد! مرا هم ز عنایت بپذیر
رعیتی را که امان نامه ز سلطان دارد
 
مشهد و باب جوادش به همه ثابت کرد
که اجابت فقط از سمت تو امکان دارد
 
مطمئناً به کرمخانهٔ تو رو نزده‌ست
هر که در خانهٔ خود سفرهٔ بی‌نان دارد
 
هر زمانی که خدایی خدا پایان یافت
یا جواد بن رضا جود تو پایان دارد
 
حتم دارم که جزایش گل لبخند رضاست
هر که در ماتم تو دیدهٔ گریان دارد
 
بی‌سبب ارث نبردی ز غریبی حسن
چاره‌ای نیست غم فاطمه تاوان دارد
 
دست و پا می‌زنی و همسر تو دست افشان
اشک می‌ریزی و او هم لب خندان دارد
 
علت هلهله زهراست که می‌دانستند
دم آخر پسر فاطمه مهمان دارد.. 
حسن لطفی
حسن لطفیمدح امام جواد (علیه السلام)
عروج من و آستان جواد
قنوت من و آسمان جواد
من و خلوت لامکان جواد
سری دارم و سایبان جواد
 
که آقا ندیدم بسان جواد
 
رهاییم اما به دامی خوشیم
اسیریم اما به بامی خوشیم
همه کنج صحن امامی خوشیم
به امید عرض سلامی خوشیم
 
نگیرید از ما امان جواد
 
هزاران هزار آستان دیده‌ایم
در این آستان نورِ جان دیده‌ایم
که جود و کرم توامان دیده‌ایم
همیشه همین و همان دیده‌ایم
 
دو عالم کجا خورده نان جواد
 
اگر کارو بارت بهم خورده است
اگر بر دلت موج غم خورده است
به نامت اگر رزق کم خورده است
چه غم راه تو بر حرم خورده است
 
تو و سفره‌ی جاودان جواد
 
به گِردش کرم در کرم را ببین
به صحنش حرم در حرم را ببین
به روی گناهان قلم را ببین
هلا سائل محترم را ببین
 
که عمری نشسته به خوان جواد
 
خوشا باد اگر کاظمین آمدیم
اگر پیش این نور عین آمدیم
همه عمر در زیرِ دِین آمدیم
کنار ضریح حسین آمدیم
 
خوشا بر دل میهمان جواد
 
اگر مشهدی وقت دیدار گو
سرت را به دیوار بگذار گو
شبیه گدایی بدهکار گو
دو بار و سه دفعه نه یکبار گو
 
فقط گو رضاجان به جان جواد….
وحید محمدی
وحید محمدیمدح امام جواد (علیه السلام)
ولادت امام جواد (علیه السلام)
زیر قدمت بند دل ماست که گیر است
بهتر بنویسم دل ما عبد و اسیر است
هر کس به تو دل داد محال است نگوید
از هرچه دلش غیر تماشای تو سیر است
«ای تیر غمت را دل عشاق نشانه»
دام است نگاه تو و ابروی تو تیر است
از نام و نشان و نسب ما چو بخواهید
مائیم گدا و پسر شاه امیر است
شهزاده‌ی جودی تو که در وصف تو گفتند:
هر لحظه و هر ثانیه در فکر فقیر است
عالم همه دور سر تو گرم طوافند
افلاک کنار وجنات تو حقیر است
 
جانم به فدای تو و دستان کریمت
شاهیم سر سفره‌ی احسان قدیمت
 
بند دلم از گیسوی تو واشدنی نیست
دوری ز تو هیهات، به مولا شدنی نیست
آن دل که نشد بسته به خال لبت ای دوست
دل نیست، خرابه است، وَ احیا شدنی نیست
گشتیم، وَ گشتیم، وَ گشتیم، وَ گشتیم
والله که مانند تو پیدا شدنی نیست
آن آینه که روی تو را داد نشانم
نور است سراسر به خدا «ها» شدنی نیست
از برکت روی تو شده گندم ما نان
‌بی برکت تو حاجت ماها شدنی نیست
بدجور نمک گیر توأم حضرت باران! 
افتاده دلم پای تو و پاشدنی نیست
 
ای جود و کرامت نمی از لطف نگاهت
دریاب گدایی که نشسته سر راهت
 
پیداست نشان تو به هر جای خراسان
پس لذت محض است تماشای خراسان
از روز ازل یاد گرفتیم بگوئیم
مائیم گرفتار و گداهای خراسان
جز بر علی و آل علی دل نسپردیم
دادیم دل خویش به آقای خراسان
هر چند کبوتر نه، ولی شکر که هستیم
جاروکش و درباری مولای خراسان
از باب تو رفتیم و به لطف تو گرفتیم
حاجات خود از محضر بابای خراسان
دلتنگ تماشای بهشتیم و نشستیم
در پیش تو لبریز تمنای خراسان
 
دردیم، ز رحمت بده این بار دوا را
امضا بزن این بار شما مشهد ما را
 
«ابروی تو پیوسته به هم خوف و رجا را»
چشم تو به تصویر کشیده است خدا را
مُهر از لب آن شیشه‌ی پُر معجزه بردار
بگذار معطر کند عطرت همه‌جا را
هم "عشق" شمائید وَ هم حضرت معشوق
داده است خداوند به ما درد و دوا را
ای برکت باران زتو، از شوق در آورد
لبخند دل انگیز لبت اشک رضا را
یاد حرمت شعر مرا باز عوض کرد
انداخت میان دلم این حال و هوا را
مثل تو جوانند شهیدان خمینی
کرده است دعای تو اجابت شهدا را
 
از لطف تو در راه حسینیم همیشه
پای علم پیر خمینیم همیشه
موسی علیمرادی
موسی علیمرادیمدح امام جواد (علیه السلام)
ولادت امام جواد (علیه السلام)
عاشق همیشه خانه‌اش بر دوش باد است 
آواره‌ی معشوق خود در هر بلاد است 
هر سو برایش جلوه‌ای از روی دلدار
اما نداند دل کجا از دست داده است 
در وقت خلقت بوده یا در عالم زر
کی چشم او بر حیدر و آلش فتاده است
 عاشق به دنیا آمده عاشق بمیرد 
راه سعادت عشق بر این خانواده است 
هر چند خَلقی عاشق آل علی‌اند 
از آل حیدر دلبری کار جواد است 
 
تو مظهر ذات و جمال کبریایی
ابن رضا، ابن رضا، ابن رضایی
 
خیر کثیر از گوشه‌ی چشمت روان است 
گویا که روح فاطمه در تو نهان است 
تنها نه ما محتاج الطاف تو هستیم 
بی سایه‌ات جبریل هم بی آشیان است
ماه و ستاره گردوخاک دامن تو
خورشید فانوس در این آستان است 
در وصف دستان خدایی تو ماندیم 
پای علی در وصف دستت در میان است 
هر جا که سائل هست سفره پهن کردی 
سائل نداند میهمان یا میزبان است 
 
فهمیده هر کس پای در مشهد نهاده است
راه رسیدن تا خدا باب الجواد است
 
دُرّ رضا در دیده‌ی گوهرشناسان 
شمس الشموس دیگر اخترشناسان 
شد "لافتی الا علی" ورد زبان‌ها 
دیدند تا ابروت را حیدرشناسان 
بی اختیار از دیدن سرو قد تو 
برخاستند آسیمه سر محشرشناسان 
گنجینه‌های بی‌کران آسمان را 
برداشتند از خاک‌راهت زرشناسان
ابتر شدند از جلوه‌ی تو دشمنانت
دیدند در تو فاطمه کوثرشناسان 
 
از کودکی‌های تو پیران در شگفتند
محراب و منبر را روایاتت گرفتند
 
چون خال تو یکتاپرستان گوشه‌گیرند 
در سیر وحدت کثرتی را دستگیرند 
آزاد مردانِ تمام روزگارند 
آنان که در پیچ و خم زلفت اسیرند
با جود تو سائل نمی‌ماند به عالم
وقت سخاوت جلوه‌هایت بی نظیرند 
شاهان به ترفیع مقام اینجا غلامند 
از بس که آل فاطمه نعم الامیرند 
 
زلفت مدار عاشقی در عالمین است 
خورشید این منظومه، ماه کاظمین است
حسن لطفی
حسن لطفیمدح امام جواد (علیه السلام)
ولادت امام جواد (علیه السلام)
گاه‌گاهی نگاه، ما را بَس
بوسه‌ای گاه‌گاه، ما را بَس
گرچه از دستِ یار ممکن نیست
جگری روبراه ما را بَس
ما گره در گره شدیم اما...
لطفِ زُلفی سیاه ما را بَس
رو به چشمش نمازِ خود خواندیم
و همین اشتباه ما را بَس
تا به کویش نرفته‌ایم افسوس
ولی این شوقِ راه، ما را بَس
در بساطم نبود غیر از آه
و همین نصفه آه، ما را بَس
مرقدی با دو گنبد زردش
خاکِ آن بارگاه، ما را بَس
یک ضریح و دو قبله و دو امام
یک حرم با دو شاه، ما را بَس
به ضریحش نشد اگر برسیم
کنجِ آن سرپناه، ما را بَس
 
ما حسینی شدیم شُکرِ خدا
کاظمینی شدیم شُکرِ خدا
 
زلفِ ما را به بادها دادند 
لطف خود را به یاد‌ها دادند
تا گره‌های کارِ من دیدند
به لبم  یاجوادها دادند
تا که بردیم نام او دیدیم 
رونقی بر کسادها دادند
تا ازاین خانه ما جدا نشویم
به لبم وَاِن‌یکاد‌ها دادند
نان خود را دوباره بخشیدند
ازسرِ ما زیادها دادند
نامراد آمدیم اما باز
قبل گفتن مُرادها دادند
مثل باران شدند رحمت را
بر تمام بلادها دادند
خط کشیدند روی بدها و...
باز هم امتدادها دادند
حرف‌های نگفته آوردم
تا به دستم مدادها دادند
 
هی نوشتیم  نامه ادرکنی
یاجواد الائمه ادرکنی
 
از جمالش کمال می‌ریزد
از کمالش جلال می‌ریزد
از لبش دانه‌های سرخ انار
از قدش اعتدال می‌ریزد
به تماشاش ایستاده جهان
که بهم نظم سال می‌ریزد
روی دوشِ رضا از آن گیسو
آبشاری زلال می‌ریزد
نورِ او لَن‌تَرانیِ موسی است
کوه هم بی مجال می‌ریزد
چقدر چامه و چکامه براش
از قلم‌های لال می‌ریزد
همه تقصیرِ تیغ آن ابروست
خونِ ما را حلال می‌ریزد
آمد و از غبارِ جاده‌ی او
معجزاتی محال می‌ریزد
بعد از این از دلِ غریب رضا
غم قال و مقال می‌ریزد
 
به علی رفته نور سرمدِ ما
آمده سومین محمدِ ما
 
ای مبارکترین سلام رضا
آفتاب علی الدوام رضا
سبزی مسجد النبیِ علی
کعبه‌ی مسجدالحرامِ رضا
نهمین رکعت رسول خدا
اولین اشهدُ، السلامِ رضا
امتداد همیشه‌ی زهرا
شرف‌الشمس مستدام رضا
سجده‌ی شکر فاطمه این است
برکت‌های خاص و عامِ رضا
آمدی و به عشق تو خواندند
بچه‌ها را همه غلام رضا
دم باب‌الجواد هرکه رسید
می‌شود جبرئیلِ بام رضا
بازهم آمده است امام حسن
بازهم آمده امام رضا
پیش آغوش خیزران، زهرا
بوسه می‌داد بر تمام رضا
 
گوییا  جمع یاس و  یاسمن است
بین آغوش فاطمه حسن است
 
آخرین مرتضای راه حسین
سومین جلوه از پگاهِ  حسین
تو علی هستی و عجب هم نیست
خیره باشد به تو نگاه حسین 
صبر باید کند خدا  برسی
تا که کامل کنی سپاه حسین
گفت در گوش تو  پدر اذان و خدا 
گفت حی علی الفلاحِ حسین
با تو شیرین شده‌است عمرِ رباب
با تو زیبا شده است ماه حسین
مادرت در خیال خود می‌گفت
بشَوی کاش تکیه‌گاه حسین
تا که رفتی به کربلا گفتند 
شیر آمد به رزمگاه حسین
آنقدر خشک شد لبت دیدند
رو زدن‌های گاه‌گاهِ حسین
حرمله کاشکی زمان می‌داد
سیر بیند تو را نگاه حسین
به گمانم سه‌شعبه آتش بود
سوخت در بین سینه آهِ حسین
پیش تو روی زانویش می‌زد
مادری پشت خیمه‌گاه حسین
بین گودال نه، زِ شرم رُباب
پشت خیمه است قتلگاه حسین
 
بعد گودال پیش او رفتند
نیزه‌ها بر زمین فرو رفتند
محمود ژولیده
محمود ژولیدهمدح امام جواد (علیه السلام)
ولادت امام جواد (علیه السلام)
توفیق دارم، از گُلِ زهرا بگویم 
از کوثرِ دوم، مَهِ طاها بگویم
از اولین ابنُ الرضا، زیبا بگویم 
با لفظ و معنای بسی شیوا بگویم
 
اما چگویم، زانکه در مدحش خدا گفت:
نتوان کسی وصفِ جوادِ بنُ الرضا گفت
 
من وصفِ "لا اُحصی ثَنائِک" را چگویم
او که نمی آید به وصفِ ما، چگویم
از "اَشبهُ الناسِ" شَهی والا چگویم
خود، از یکی یکدانه ی بابا چگویم 
 
آمد به عالم، برکت آل محمد 
یعنی تمامِ عشقِ عترت، جودِ سرمد
 
زیبا مگو! زیبایی از او خوش جمال است 
آقا مگو! آقایی از او در کمال است
یکتا مگو! یکتاییِ حق را مثال است 
لیلا مگو! لیلاییِ زهرا و آل است
 
به به از این هیبت، که سر تا پاست حیدر
الحق که باشد اسمِ اعظم را مصور
 
او روشنی بخشِ چهل سال انتظار است
میلادِ او، محصولِ صبری بی شمار است
عمریست بابایش برایش بی‌قرار است
حالا ز شوقِ دیدنِ او اشکبار است
 
تنها رضا نه، که در این چشم انتظاری 
آلِ پیمبر، کرده بس لحظه شماری
 
چشمِ رضا معطوفِ دیدار جواد است 
یعنی که محوِ ماهِ رخسار جواد است
حالا تبسم بر پدر کار جواد است
بابای او هم نیز دلدار جواد است
 
هم مستِ بابا شد جوادِ آل احمد 
هم محوِ او شد عالم آل محمد
 
هر کس جوادِ بن الرضایش، هست رهبر
راهش یقین باشد، همان راه پیمبر 
او که صِراطُ المستقیمَش هست حیدر
باشد سفیرِ مکتبِ زهرای اطهر
 
آقای ما از روز اول کوثری بود
از کودکی مَشی و مرامش مادری بود
 
از ابتدای کودکی در حق فنا بود
با اَشهدَش معلوم بود عبدِ خدا بود 
شهزاده ای از خاندان "هَل اَتا" بود 
معنای "تطهیر" و دلیلِ "اِنَّما" بود
 
قرآن سراسر مدحِ آن محبوبِ دلهاست 
او شیعه را الهام بخشِ آب و گِلهاست
 
او سفره از جود و کرم گسترده دارد
او سائلانِ محترم گسترده دارد
بی خانه را، باغِ اِرم گسترده دارد
در قلبِ عشاقش حرم گسترده دارد 
 
مُلک و مَلَک، در سایه ی جودِ جوادند 
جن و بشر، در اصل از بودِ جوادند
 
نوبر کنید ای مردم از حسنِ صفاتش 
جودِ زیادش، چشمه ی آب حیاتش
بوسه خوش است، از کامِ نوشیده فراتش
مومن زنَد تکیه، به کشتیِ نجاتش
 
از آیه ی "یَومَ وُلِد" تا "یَومَ اُبعَث"
گویای اینکه: اوست اَسراری ز مبعث
 
گرچه فلک، در سایه ی او هست ایمن 
با کفر و شرک و ظلم، ذاتاَ هست دشمن
تیغِ زبانِ او، علیهِ شُبهِه مُتقن
روشنگری هایش، همه قولی مُبَرهن
 
هر مدعی را بر سرِ جایش نشانده 
هر منحرف را او به رسوایی کشانده
 
او که بدیها از خودیها دیده بسیار 
زخمِ زبان از این و آن بشنیده بسیار 
حتی ز دستِ دوستان رنجیده بسیار 
در غربتِ خود، بهرِ خود گرییده بسیار
 
او را ز تهمت دوستان، تهدید کردند 
چهره شناسان در نسَب، تایید کردند
 
با اینکه عمرِ حضرتش بسیار کم بود 
دریای علمش در همه عالم علَم بود 
در خانه ی خود هم مواجه با اَلَم بود
مقتولِ همسر، کشته ی زهرِ ستم بود
 
در حجره در بسته وقتی دست و پا زد
با کامِ عطشان، شاه عطشان را صدا زد
 
از بسکه در جانش، عطش بالا گرفته 
با یادِ جدش، شورِ واویلا گرفته
هنگامِ رفتن، ذکرِ یا زهرا گرفته
بر بامِ خانه چند روزی جا گرفته
 
بالِ کبوترها به جسمِ او امان بود
اما شهِ بی سر، بدونِ سایبان بود
مجتبی خرسندی
مجتبی خرسندیمدح امام جواد (علیه السلام)
ولادت امام جواد (علیه السلام)
ابری به بارش آمد و باران عشق ریخت
جانی دوباره بر تن بی‌جان عشق ریخت
جبریل با بشارتی از نور سر رسید
آیات محکمات به قرآن عشق ریخت
"لایمکن الفرار من العشق" خواند و بعد
در پایه‌های سست و پریشان عشق ریخت
دستی کشید بر سر عشق و به لطف خویش
نظمی به حال بی‌سر و سامان عشق ریخت
با تیشه، ریشه‌ی غم هجران زد و سپس
"شوق وصال یار" به دامان عشق ریخت
مژگان خویش را به تماشا کشید و بعد
صدها هزار رخنه به ایمان عشق ریخت
قفل شکسته‌ی دل ما را کلید شد
آزادی دوباره به زندان عشق ریخت
 
بوی بهشت از نفس اوست شمّه‌ای
هرکس گرفته ذکر جوادالائمه‌ای
 
وقتی که می‌رسید گدا در حوالی‌اش
پُر می‌شد از کرامت او دست خالی‌اش
شهری که میزبان جوادالائمه است
هرگز نرفته فقر به سمت اهالی‌اش
حاتم گدای او شده تا بلکه رو شود
یک‌گوشه از مقام کرامات عالی‌اش
باشند اگر تمام جهان میهمان او
پایان ندارد این کَرَم لایزالی‌اش
عالِم شده‌ست هرکه به این خانه آمده
دنبال پاسخ جملات سؤالی‌اش
دنیا برای دشمن او چون جهنّم است 
اما بهشت بوده برای موالی‌اش
هرکس که ناامید به لبخند او رسید 
مرهم گذاشت بر غم آشفته‌حالی‌اش
 
لبخند توست داروی هر درد یاجواد! 
جانم فدای ابن‌رضا و اباجواد
 
تو از ازل جوادی و ما از ازل فقیر
یا اَیُّهَاالجَواد! تَصَدَّق عَلَی الفَقیر
حس کرده است ثروت عالم به دست اوست
وقتی گرفته است تو را در بغل فقیر
از حدِّ اکثر همه سر بوده هر زمان 
از تو رسیده است به حدِّ اقل، فقیر
این گوشه‌چشم توست که اکسیر اعظم است
با یک نگاه تو به غنی شد بدل فقیر
از دیگران زیاد شنیده، ولی فقط
دیده همیشه جود تو را در عمل فقیر
با دست پُر به خانه‌ی خود رفته هر زمان
با دست خالی آمده در این محل فقیر
از آن زمان که لطف تو را دید تا ابد
شد روزگارِ تلخ به کامش عسل فقیر
این بیت‌ها گدای جوادالائمه‌اند
با این نیت ردیف شده در غزل فقیر
 
در آستان مرحمت عشق مَحرم است
هرکس که شد گدای تو، آقای عالَم است
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگارمدح امام جواد (علیه السلام)
ولادت امام جواد (علیه السلام)
امشب بـه جهان آمـده پیغمبر دیگر؟ 
یا کعبه گرفته‌ست به بر حیدر دیگر؟ 
یا از حَسَنین است عیـان منظر دیگر؟ 
دارد به سـرِ دست، رضـا کوثـر دیگر
 
بُشری که دلِ آل محمّد همه شاد است 
این مژده بگوییـد کـه میلاد جواد است
 
ای بحـر تجلـی! گهـرت باد مبارک 
ای شاخۀ طوبـا! ثمـرت بـاد مبارک 
ای شمس ولایت! قمرت باد مبارک 
میـلاد گرامـی پسـرت بـاد مبارک
 
این قبلۀ اربـاب مـراد اسـت، مـراد است 
الحق که جواد است، جواد است، جواد است
 
بــا مــاه بگوییـد چـراغ سحـر اسـت ایـن 
بـا مهـر بگویید کـه از مهـر، سـر است این 
طفـلش نتـوان گفت که خیرالبشر است این 
جانم به فدایش پسر است این، پسر است این
 
ما را به پسر بودن او فخر از آن است 
کو بعد پدر، رهبر خلق دوجهان است
 
این است کز آغـاز خداونــد ستـودش 
این است که بگشود نبی لب به درودش 
این است که افتاد «کرامت» به سجودش 
این است که جود آمده مرهون وجودش
 
جوشد ز کفش لطف و عنایات خدایی 
آرنـد به سویش همگان دست گدایی
 
سرتا بـه قدم حُسن خداوند جلیلش 
مـرآت جمـال نبـوی روی جمیلش 
زوّار حـرم آدم و نوح است و خلیلش 
مأمون شده در اوج شهی عبد ذلیلش
 
این است که در محضر او زادۀ «اکثم» 
آورد چو یک کودک ناخوانده الف، کم
 
این است همـان مخزن اسرار الهی 
وابستـه بــه علـم ازل نامتناهــی 
بی‌پرتو او علمْ سیاهی‌ست سیاهی 
دارد خبر از ابر و هـوا و یم و ماهی
 
کز معجزه‌اش هوش پرید از سر مأمون 
گویی که جدا روح شد از پیکر مأمون
 
ای از ازلـت نــام دل‌آرای محمّد 
وی آینــۀ طلعـت زیبـای محمّد 
سرتا به قدوم تـو سراپـای محمّد 
بوسیده پدر روی تو را جای محمّد
 
از جود تـو یا فضل تو یا علم تو گویم؟ 
وز خلق تو یا خوی تو یا حلم تو گویم؟
 
با این همه اوصافِ خدایی ز خدایت 
در حیرتم آخر چه بگویم بـه ثنایت 
گوهر چه بُوَد تا که بریزند بـه پایت؟ 
فرمـود پـدر: ای پــدرم بـاد فدایت!
 
تو مصحـف زهرایی و قرآن رضایی 
تو روح رضا، قلب رضا، جان رضایی
 
تـو دسـت عطـا و کرم و لطف خدایی 
تو در دو جهان از همگان عقده‌گشایی 
تو حج و تو میقات، تو مروه، تو صفایی 
مـا جملـه گدا و تـو جواد ابن رضایی
 
جود و کرم از توست، تضرع صفت ماست 
والله گـدایـیِ درت سلطـنت مــاست
 
من میثم آلودۀ بی‌دست و زبانم 
در باغ بهار تو کم از برگ خزانم 
مگـذار برِ بـاد بـه کـوی دگرانم 
بگذار در اطراف گلت خار بمانم
 
من با همه گفتم که جواد است امامم 
باشد که بخوانی ز ره لطف، غـلامم
سید پوریا هاشمی
سید پوریا هاشمیمدح امام جواد (علیه السلام)
ولادت امام جواد (علیه السلام)
یک کوزه‌ی بی آب، از دریا چه می‌داند 
یک مشتْ خاک از غربت صحرا چه می‌داند 
یک سائل بیچاره از آقا چه می‌داند 
از چارده خورشید، عقل ما چه می‌داند 
 
ما دور از «قدریم»، «اِنّا» را نمی‌فهمیم 
الحق که پایینیم و بالا را نمی‌فهمیم 
 
هرکس که در این خانه قنبر شد، پشیمان نیست
کارگر اولاد حیدر شد، پشیمان نیست
از خاک بودن عاقبت زر شد، پشیمان نیست
جاروکش صحنی مطهر شد، پشیمان نیست
 
این‌روزها باید رضا آباد ساکن بود
یعنی میان صحن گوهرشاد ساکن بود
 
گفتم جواد از بند بند شعر، رحمت ریخت
از چشم‌های سائلم، اشک خجالت ریخت
گفتم جواد و بر دعاهایم اجابت ریخت
آقا به این سفره نگاهی کرد و برکت ریخت
 
گفتم جواد و باز هم لکنت شکستم داد
بی‌معرفت‌بودن دوباره کار دستم داد
 
ای حسرت سجاده‌ها یا ربّنای تو! 
رفته‌ست تا به عرش اعلی ربّنای تو
بوی علی دارد سحرها ربّنای تو
توحید می‌گیریم ما با ربّنای تو
 
آقا بیا و نذر جدت با گدا تا کن
یک کاظمیه در دل هرشیعه بر پا کن
 
یک «اِتَّقِ الله» از تو؛ ایمان داشتن با من
ابر کرامت از تو؛ باران داشتن با من
شانه ز تو؛ زلف پریشان داشتن با من
چه کرده این عشقِ کریمان داشتن، با من! 
 
که در خیالم کاظمینی می‌شوم هرروز
در کاظمین تو حسینی می‌شوم هرروز
* *
همراه ماه امشب ستاره می‌رسد از راه
و یک علی دارد دوباره می‌رسد از راه
بر گنبدی سوم مناره می‌رسد از راه
شیری به شکل شیرخواره می‌رسد از راه
 
این شاخه‌ی طوبی، ثمر دارست از امشب
بی‌بی رباب ما پسر دارست از امشب
 
این طفل کوچک می‌شود حیدر، زمان جنگ
شمشیر خود می‌سازد از حنجر، زمان جنگ
اصغر شد اما می‌شود اکبر، زمان جنگ
مانند مردان می‌سپارد سر، زمان جنگ
 
گهواره را معراج خواهد کرد این آقا
دین را به‌خود محتاج خواهد کرد این آقا
 
بر روی دستی خوش‌زبانی می‌کند روزی
با گریه‌هایش خطبه خوانی می‌کند روزی
قدِّ سپاهی را کمانی می‌کند روزی
از سنگر دین پاسبانی می‌کند روزی
 
شش‌ماهه است اما سوی پیکار خواهد رفت
تا حدِّ جان، پای دفاع از یار خواهد رفت
 
رازی ز مدفون بودنش بیرون نمی‌آید
کوری چشم دشمنش بیرون نمی‌آید
یک نخ هم از پیراهنش بیرون نمی‌آید
صد نیزه هم باشد، تنش بیرون نمی‌آید
 
دست امامش هست پس دستی برابر نیست
یعنی که نبش قبر شش‌ماهه مُیسَّر نیست
مهدی علی قاسمی
مهدی علی قاسمیولادت امام جواد (علیه السلام)
مدح امام جواد (علیه السلام)
امشب شب گدایی و عرض ارادت است
باب المراد آمده و وقت حاجت است
 
امشب دوباره خنده به لبهای مرتضی است
وقت نزول آیه ی ناب امامت است
 
 
یک یا جواد گفتم و دل کاظمین رفت
نوکر همیشه در پی طوفِ زیارت است
 
یادش بخیر جامعه خواندم میان صحن
بین بهشت... نه ... حرمت فوق جنت است
 
وقت زیارتت همه در فکر مشهدند
از بس میان این دو عمارت شباهت است
 
حبّ تو را امام رضا هدیه می دهد
با این حساب عاشقتان با سعادت است
 
ما را ولایت تو زآتش نجات داد
خواندی مرا که عادت  این در مروّت است
 
 
ما سائلان سفره ی پر برکت توایم
هرکس نشد گدای شما بی لیاقت است
 
توحید بی ولای شما کفر مطلق است
دین بدون نام تو عین ضلالت است
 
تنها به فعل و سیره تان اقتدا کند...
...امروز اگر که شیعه به فکر برائت است
 
 
بر خشم و کینه های تو از آن دوتن قسم
لعن عدوی فاطمه هر دم عبادت است
 
صد مرده زنده می شود از نام نامی ات
عیسی دخیل توست که اهل کرامت است
 
با ذکر یا جواد دلم زیر و رو شود
نامت برای قلب سیاهم طهارت است
 
 
شعرم اگر توان ثنای تو را نداشت
آقا ببخش شاعرتان بی بضاعت است
مرضیه عاطفی
مرضیه عاطفیمدح امام جواد (علیه السلام)
ولادت امام جواد (علیه السلام)
آمدی و غصه ها از خانۂ دل جمع شد
وقتِ آسانی رسید و هرچه مشکل جمع شد
 
از کنارت هر که رد شد حاجتش شد مستجاب
صد بلا از پیش رو و از مقابل جمع شد
 
 
سفره های وصله دار و خالی از یک لقمه نان
با دو دست مهربانت رفت و کامل جمع شد
 
شاعران دیوانۂ عطر گریبانت شدند
آنچنان که دیگر از دور تو عاقل جمع شد
 
حضرت إبن الرضا! با هر حدیثِ نافذت
پهن شد حق و بساط کفر و باطل جمع شد
 
علم تو خورشید بود و کاملا ظلمت شکن
خوش درخشیدی اگر که شمع محفل جمع شد
 
مرجع تقلیدهامان پیش تو زانو زدند
صد رساله گفتی و حلّ المسائل جمع شد
 
هر کجا با هر زبانِ حال، سمتِ مرقدت-
عرض شد تا که سلامی؛ بُعد منزل جمع شد
 
ضامن آهو پدر شد! تا که پیچید این خبر...
سردرِ باب الجوادش خیل سائل جمع شد
 
 
بی سر و پا آمدیم و بعدِ یک إذن دخول
برگۂ حاجاتمان با دستِ دعبل جمع شد
 
صف کشیدیم و شفاعت را تمنّا میکنیم
گفت می آیم سه جا و خاطرِ دل جمع شد!
میرزا محمد تقی قمی (محیط)
میرزا محمد تقی قمی (محیط)مدح امام جواد (علیه السلام)
کجا است زنده دلی کاملی مسیح دمی
که فیض صحبتش از دل برد غبار غمی
 
خلیل بت شکنی کو که نفس دون شکند
که نیست در حرم دل به غیر او صنمی
 
ز کید چرخ در آن دور گشت نوبت ما
که نیست ساقی ایام را سر کرمی
 
زمانه خرمن دانش نمی خرد به جوی
بهای گنج هنر را نمی دهد درمی
 
مباد آن که شود سفله خوی کامروا
که هر زمان کند آغاز فتنه و ستمی
 
گذشت عمر و دریغا نداد ما را دست
حضور نیم شبی و صفای صبح دمی
 
قسم به جان عزیزان به وصل دوست رسی
اگر از این تن خاکی برون نهی قدمی
 
خلاف گوشه نشینان دل شکسته مجو
که نیست جز دل این قوم دوست را حرمی
 
غم زمانه مخور ای رفیق باده بنوش
که دور چرخ به جامی گذاشته، نه جمی
 
ز بینوایی و دولت غمین و شاد مباش
که در زمانه نماند گدا و محتشمی
 
ز اشتیاق بلند آستان شه هر شب
فراز عرش فرازم زآه خود عَلَمی
 
به خَلق آن چه رسد فیض زآشکار و نهان
ز بحر جود شه دین جواد هست نَمی
 
محمد بن علی تاسع الائمه تقی
که بحر همت او است بی کرانه یَمی
 
بدان خدای که باشد زکلک قدرت او
نقوش دفتر هستی ماسِوی رَقمی
 
که با ولای شفیعان حشر احمد و آل
«محیط» را نبود از گناه خویش غمی
 
شهان کشور نظمیم ما ثناگویان
اساس سلطنت ما است دفتر و قلمی
غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگارمدح امام جواد (علیه السلام)
ای وجودت حیات‌بخش وجود
سائل درگهت کرامت و جود
 
آیۀ هشت سورۀ نوری
به جوادالائمه مشهوری
 
مظهر جود ذات لم یزلی
سیدی یا محمد بن علی
 
تو محمد، علی‌ست ابن و ابت
کنیه ابن الرضا، تقی لقبت
 
خَلَف پاک مرتضایی تو
کوثر حضرت رضایی تو
 
پدرت گفت: نازنین پسرم! 
ای فدای تو مادر و پدرم....
 
مظهر کامل امام رضا
آفتاب دل امام رضا
 
حافظ سر کبریایی تو
وارث علم انبیایی تو
 
تو ز اسرار غیب آگاهی
در حقیقت خلیفة اللّهی... 
 
کاظمینت درون سینۀ ماست
نجف و مکّه و مدینۀ ماست 
 
یم جود و فتوّت‌اید همه
اهل‌بیتِ نبوّت‌اید همه 
 
همگی باب‌های ایمانید
اُمَنای خدای رحمانید
 
تا صف حشر، اصل هر کَرَم‌اید
رکن ارکان و قادَةُ الاُمَم‌اید
 
سرّ غیب خدا به قلب شماست
"وَارْتَضاکُمْ لِغَیبِهِ" گویاست
 
چشم دل بی فروغتان کور است
شاهد من "کَلَامُکُمْ نُور" است
 
دلتان بحر بی کرانۀ علم
کیست غیر از شما خزانۀ علم؟... 
 
بوسهٔ علم، بر لب و دهنت
فقه، در گاهواره هم‌سُخَنت
 
پیش علم تو علم عالم چیست!؟
در حضور تو پور اکثم کیست!؟
 
کل قرآن دلیل منطق توست
پور اکثم ذلیل منطق توست
 
یک کلام تو صد سپهر کمال
یک سؤال تو سی هزار سؤال
 
علم‌ها قطره و تو دریایی
عالمی بنده و تو مولایی
 
تـو ابالهـادی و اباالکـرمی
تـو کلیـم‌اللَّه مسیـح دمی
 
تو که در هر دلی حرم داری
تو که با دشمنت کرم داری
 
تو که بر خشم خصم می‌خندی
به روی دوست در نمی‌بندی
 
ای به دست تو باز، مشکل من
یـاد رویـت چـراغ محفل من
 
تشنــۀ کوثــر ولای توأم 
سرفرازم که خاک پای توأم 
 
بنده‌ام بنده‌ای گنه کارم
از دو عالم فقط تو را دارم
 
من اگر در گدایی‌ام کاهل
تو به جود و کرامتی کامل
 
ای ولایت تمام ایمانم 
کاظمین تو قبلۀ جانم
 
هر چه هستم گدای این کویم 
با تمام وجود می‌گویم:
 
اَنت بابُ المراد ادرکنی
یا امام جواد ادرکنی
 
سیّدی "میثم" ام قبولم کن
خاک ذریّۀ رسولم کن
محمود ژولیده
محمود ژولیدهولادت امام جواد (علیه السلام)
مدح امام جواد (علیه السلام)
حمد بی حد خدای رحمان را
که ز نور آفرید نیکان را
قدرتش را به رخ کشید و سپس
خلق فرمود نور ایمان را
از میان تمام مخلوقات
برگزید عالمانِ قرآن را
راسخون را امینِ وحیَش ساخت
ساخت از علمشان حکیمان را
با اَمینانِ وحی، در عالَم
برتری داد خَلقِ انسان را
از میانِ تمام امت ها
خود سوا کرد ما محبان را
چارده نور در دلِ ما ریخت
داد بر ما تمامِ احسان را
یکی از آن چهارده انوار
هدیه شد خطّه ی خراسان را
قبل از آن در مدینه بابا شد
ای بنازم قدومِ جانان را
در همان نونهالی اَش، پدرش
مُلکِ زَر ساخت خاک ایران را
ما شدیم عاشقان آن حضرت
داد بر ما کلید رضوان را
چون عیان شد جمال زیبایش
همه دیدند روی سبحان را
شد جوادالائمه سلطان و...
ما همه سائلان، کریمان را
 
ای مَدار ولایتِ عظما
یا جوادَالائمه ادرکنا
 
ای جمالِ ربوبی اَت زیبا
وی جلالِ الهی اَت والا
حوریانِ بهشت آمده اند
تا گذاری قدم به این دنیا
ای بهای جنان ز لبخندت
سالها منتظر تو را بابا
در نگاهِ رضا پر از شوق است
خوش بنازد به قامتت جانا
دودمانت ندیده مولودی
اینچنین پر ز برکت، ای آقا
مادرت هم ندید میلادت
عمه ی با فضلیتت، حتی
تو که هستی که اینهمه بردی
دل ز آل محمد ای یکتا
چون به دنیا دو دیده وا کردی
گوشِ جانت به هر صدا، شنوا
نورِ رویت به آسمان ساطع
برکاتِ وجودی اَت، غوغا
سجده اَت در کمالِ آرامش
اَشهَدَت، لا اِلهَ اِلّا الله
به رسولِ خدا گواهی داد
آن زبانت به شیوه ای، شیوا
کف زدند اهلِ آسمان و زمین
چونکه گفتی علی ولی خدا
 
ای مدار ولایت عظما
یا جوادالائمه ادرکنا
 
ای امامِ تمامِ مخلوقات
قبله گاهِ تمامیِ حاجات
اهلِ عالم تو را چنین خوانند؛
نقطه ی عطفِ کلِ موجودات
ای تو را علم اول و آخر
با خبر از جمیعِ مکنونات
ظاهر و باطن از تو مخفی نیست
عالَم و آدم و همه ذرات
ای بنامت هزار و یک اَسماء
وی خدا را به هر صفت مرآت
همه ما را به اسم بشناسی
آگهی از درونِ ما بِالذّات
میشناسند از تو خالق را
به تو سوگند جمله مصنوعات
هر که دریای علم را داراست
از تو یک قطره اَش ز معلومات
فیلسوفانِ دهر معترفند...
نزدِ تو علمشان چو مجهولات
دیده عالَم مناظراتِ تو را
اِبنِ اَکثَم کجا و آبِ حیات!
تو کجا، دانشِ قیافه شناس!
ای خدا را نشانِ ذات و صفات
مشرکان، سرکشان، تو را دشمن
سازشِ تو به دشمنان، هیهات
ما کجا، وصفِ تو کجا، آقا
همه اینها بضاعتی مزجات
 
ای مدار ولایت عظما
یا جوادالائمه ادرکنا
 
ای نگاهت، نگاهِ رحمانی
همه اوصافِ توست، سبحانی
یک نظر گر کنی به خَلقِ جهان
میشوند اهلِ دین همه، آنی
دوستانند جمله در قِلَّت
دشمانند در فراوانی
شیعیانت میانِ عسر و هرَج
عاشقانِ تو در پریشانی
مومنین را گِره بکار افتاد
مسلمین را به درد، درمانی!
یک نظر کن سوی محبانت
که تو حاجاتِ هر که را دانی
خیلِ حاجات بر تو آوردیم
تا تو حاجت روا بگردانی
انتظارِ فرج شده دشوار
آه از این انتظارِ طولانی
دستِ ما را به دستِ او برسان
جانِ ما را در او نما فانی
کن لباسِ فرج بر اندامش
با دعا، یک دعای طوفانی
خصمِ زهرا ز مکه بیرون کن
فتح کن کعبه را به آسانی
حجِ ما با امامتِ مهدیست
همرهِ سیدِ خراسانی
برسان مرگِ سرخِ ما، سوگند...
بر ابومهدی و سلیمانی
 
ای مدار ولایت عظما
یا جوادالائمه ادرکنا
مهدی مقیمی
مهدی مقیمیمدح امام جواد (علیه السلام)
عشق می کند به تار تارِ زلفت استناد
دل به حرف حرفِ بخششِ تو دارد اعتقاد
لحظه لحظه، موج موج و فوج فوج، اعتماد
خانه خانه کوچه کوچه جاده جاده امتداد
 
بندهء محبت توایم هر چه باد باد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
 
نیست کار هر قلم که رو کند نشانه ای
روی کاغذ آورد سرود عاشقانه ای
خط به خط رقم زند چکامه ای ترانه ای
مدحِ بی کرانه ایّ و متن عارفانه ای
 
در ثنای آن کسی که هست جود را نماد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
 
هم بهشت آفرینش از رُخت حکایتی
هم رُخت ز نور حضرت رضا روایتی
هم که بخششت ز بخشش خداست آیتی
آیت سخاوتیّ و لنگر هدایتی
 
من فقیر و تو جواد و من مُرید و تو مراد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
 
ای که در نسب سلالهء ابوالعجائبی
نورِ نجمِ ثاقبیّ و جلوهء کواکبی
در شگفتم از چنین مواهب و مناقبی
درخورِ تو نیست هیچ شعر و هیچ قالبی
 
نه غزل نه مثنوی نه شعرِنو نه مستزاد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
 
گرچه آفتاب پیش نور تو ز پا نشست
گرچه ماه دید حُسن صورتت، به جا نشست
گرچه کوه دید هیبت تو بی هوا نشست
ابن أکثم از جواب ماند و بی صدا نشست
 
هفت آسمان ولی به احترامت ایستاد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
 
حرز تو برای رفع هر بلا مجرب است
خوش به حال هر که در بساط تو مقرب است
یا کسی که پیش تو به نوکری ملقب است
نوکر تو منتسب به توست پس مهذب است
 
خادمت همیشه شاد و نوکر تو زنده باد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
 
هم به قلب شیعه نور عشق را نهاده ای
هم بزرگِ اهل جود و هم بزرگ زاده ای
اعتبار و آبرو به اهل جود داده ای
سومین محمدِ عزیزِ خانواده ای
 
حرف عاشق است ظهر و عصر و شام و بامداد
جان عالمی فدای نام حضرت جواد
مرضیه عاطفی
مرضیه عاطفیولادت امام جواد (علیه السلام)
مدح امام جواد (علیه السلام)
رسیدم باز هم بی استخاره
حرم حال خوشی دارد دوباره
شب است و آسمان با یک اشاره
به روی صحن می ریزد ستاره 
 
دوباره دل فقیرِ خانه زاد است
مقیم جنّتِ باب الجواد است
 
تماشا میکنم این تاب و تب را
چشیدم دم به دم طعم رطب را
ببین مولودِ آیینه نسَب را
چراغان میکند ماهِ رجب را
 
خبر آورده با خود نصّ قرآن 
پدر شد حضرتِ شاهِ خراسان
 
سلامی عرض کردم محضرِ یار
مبارک باد گفتم! کردم اقرار
که هر ثانیه مشتاقم به دیدار
زدم رویِ ضریحش بوسه ده بار
 
دل از من برده؛ خیلی بیقرارم 
جواد إبن رضا را دوست دارم
 
دو چشمانش پناهِ اهل عالم
دعایش بهترین دارو و مرهم
به عشقش میچکد بارانِ نم نم 
نگاهش هست اعجازِ دمادم
 
به روی سنگ اگر ذکری بخواند
سریعاً میشود درّ و زبرجد
 
همان ذکری که عشقِ «إن یکاد» است-
-جواد است و جواد است و جواد است
کراماتش چنان در ازدیاد است
بساطِ حاتم طایی کساد است
 
شبیه حضرت موسی بن جعفر
به سائل میدهد از هر چه بهتر
 
همان عشقی ست که در جستجویم
گدای او شدن؛ شد آرزویم
کنارش گرچه غرقِ گفتگویم
نیازی نیست از حاجت بگویم
 
نشستم تا که از ماهِ منیرم
براتِ کربلا عیدی بگیرم! 
سید هاشم وفایی
سید هاشم وفاییولادت امام جواد (علیه السلام)
مدح امام جواد (علیه السلام)
بار دیگر عشق با الفاظ من همراه شد
باز شعرم از شعور تازه ای آگاه شد
نغمه وگلبانگ "جانم یا ولی الله" شد
صحبت از خورشید شد ازآسمان ازماه شد
 
فیض نوری آمد وطبع مرا پُرنور کرد
جلوه ی ماه رجب قلب مرا مسرور کرد 
 
با گل رویت جهان را باز گلشن کرده ای
غنچه ی لبخند را غرق شکفتن کرده ای
ساحت باغ تولا را مزیّن کرده ای
دیده ی خورشید  دل را باز روشن کرده ای
 
ماهی وهفت آسمان عشق همرنگ توبود
خوب شد زود آمدی خورشید دلتنگ توبود
 
جود را گفتم صدا می زد که دریایش تویی
علم را گفتم ندا در داد دانایش تویی
عشق را گفتم صدا زد شور وغوغایش تویی
«یامن ارجوه لکل خیر» معنایش تویی
 
مهروماه آسمان نوری زمشکات توأند
عالم وآدم گدای جود وخیرات توأند
 
ازکلام وحی گشته نورباران سینه ات
علم الاسما بود یک گوهر گنجینه ات
می درخشد تا قیامت پرچم سبزینه ات
پور اکثم ها همه ماتند در آئینه ات
 
صحبت از دریا اگر چه درحد این قطره نیست
آن که فیض ازتو نبرده، ای فروغ دیده کیست؟
 
مژده ی آزادگی را بر اسیران می دهی
نور برآئینه ی روشن ضمیران می دهی
رشته مروارید را دست فقیران می دهی
بهتراز آن را اگرکه بر امیران می دهی
 
می کنی بردشمن دین با کرم روشنگری
«قدرزر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری»
 
آسمان خاک قدم های تو را برداشته
قبضه ی خاک تو را بهر شفا برداشته
عطرجانبخش تو را با خود صبا برداشته
هرکه با نام شما دست دعا برداشته
 
برروی بال دعای خویشتن گُل می زند
با تولای شما برآسمان پُل می زند
 
من که با ذکر مدام تو عبادت می کنم
کی تولای تو را با نفس قسمت می کنم
گرچه از هجران کوی تو شکایت می کنم
ازهمین جا با شما قصد زیارت می کنم
 
یا ولی الله !  ای نور دوعالم السّلام
یا امین الله، ای فیض معظم السّلام
 
آفتابا ذره ات را آسمان پرواز کن
بر محبانت دری از لطف و احسان باز کن
درکلام من به وصف خویشتن اعجاز کن
توشه ی فردای رستاخیز مارا ساز کن
 
گرچه شعرم ای «وفایی» نیست مانند کمیت
هدیه ای آورده ام بهر رئوف اهل بیت
مناسبت‌های مرتبط

پیشنهادهای نزدیک به جستجوی شما