چه کسی این همه احسان به گدایان دارد
که جگرگوشهٔ سلطان خراسان دارد
هر چه حرف است بگویید که گوش شنواست
هر چه درد است بیارید که درمان دارد
به گدایی درش اهل کرم میآیند
خانهاش سائل از این دست فراوان دارد
چه پدر را به پسر؛ یا چه پسر را به پدر
این دو سوگند، فیوضات دوچندان دارد
ای ولیعهد! مرا هم ز عنایت بپذیر
رعیتی را که امان نامه ز سلطان دارد
مشهد و باب جوادش به همه ثابت کرد
که اجابت فقط از سمت تو امکان دارد
مطمئناً به کرمخانهٔ تو رو نزدهست
هر که در خانهٔ خود سفرهٔ بینان دارد
هر زمانی که خدایی خدا پایان یافت
یا جواد بن رضا جود تو پایان دارد
حتم دارم که جزایش گل لبخند رضاست
هر که در ماتم تو دیدهٔ گریان دارد
بیسبب ارث نبردی ز غریبی حسن
چارهای نیست غم فاطمه تاوان دارد
دست و پا میزنی و همسر تو دست افشان
اشک میریزی و او هم لب خندان دارد
علت هلهله زهراست که میدانستند
دم آخر پسر فاطمه مهمان دارد..







