نالۀ وا جگر نزن اینقدر
جگرت را شرر نزن اینقدر
با صدای نفس نفس زدنت
پشت در بال و پر نزن اینقدر
بیشتر میزنند بر روی طشت
نالۀ بیشتر نزن اینقدر
پشت در هیچکس به فکر تو نیست
پس سرت را به در نزن اینقدر
صورتت را مکش به روی زمین
خاک را بر قمر نزن اینقدر
سن و سالت نمیخورد بروی
آه! حرف سفر نزن اینقدر
وسط کوچهات میاندازند
به لب بام، سر نزن اینقدر
عمهات را صدا بزن اما
نالۀ یا پدر نزن اینقدر
ناله بر شاه کاظمین کجا؟
ولدی گفتن حسین کجا؟







