محمد قاسمی

منم خاک پای امام جواد

بازگشت
منم خاک پای امام جواد
گدایم گدای امام جواد
پدرمادرم؛قوم‌وخویشم؛خودم
الهی فدای امام جواد
 
خرابش شدن عین آبادیه
غلامیش‌یه‌لطف‌خُدادادیه
دره خونه‌ی این آقا نوکری
تو ماها یه جور رسم اجدادیه
 
الهی فدا مهربونیش بشیم
فدای دل آسمونیش بشیم
جوونا بخواید از خدای رضا
فدای جواد و جوونیش بشیم
 
این آقا که هم اسم پیغمبره
این آقا که کنیه‌ش ابوجعفره
با یک پلک بر هم زدن قادره
بگیره دل از هرچی که دلبره
 
بهش دوست داریم توکّل کنیم
یا حاجت که داریم توسّل کنیم
برامون ولی سخته‌ که داغشو
ببینیم و آسون تحمّل کنیم
 
آهای امّ فضل کم عذابش بده
آهای نامسلمون جوابش بده
جگرگوشه فاطمه‌ست این آقا
صدا میزنه آب ؛ آبش بده
 
حیاکن یه کم ای زن خیره‌ سر
کنیزاتو از پُشت حُجره‌ش ببر
خدا از تو و آدمات نگذره
نزن دف شده مادرش‌ خون‌جگر
 
گرفتم که با این آقا دشمنی
چرا ظرف آب و زمین میزنی
دارن سهم از آب حتی وحوش
تو انگار از نسل ذی الجوشنی
 
دم‌ پرزدن هی صدازد حسین
برا بی‌کسیت ناله ها زد حسین
گمونم جلو چشم زهرا رو خاک
درست مثل تو دست‌وپازد حسین
 
با اینکه سه روزم بدون کفن
روی بام خونه‌ش بود آقای من
پر کفترا سایه بون شد براش
با اینکه داشت پیرهن به تن
 
توی کوچه انداختنش از رو بام
نشد کم جسارت به جسم امام
ولی دیگه سرنیزه و تیر و سنگ
به جسمش نخورد با شتاب تمام
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید