ایها المظلوم-ayohalmazloom
شعر و اشعار شهر کربلا و بین الحرمین و صوت سبک و گریز اشعار
لطفاً برای جستجوی گریز های متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز در سمت راست صفحه مراجعه فرمایید
نمایش هر صفحهمورد
پا منه بر طاق این فیروزه منظر آفتاب
آفتاب باز کش سر آفتاب
 
شرم کن از آفتاب روز محشر آفتاب
آفتاب بازکش سر آفتاب
 
تا نگردد از هلاک خسرو گردون مقام
شادکام داور اقلیم شام
 
موکب خود بازمان در سمت خاور آفتاب
آفتاب بازکش سر آفتاب
 
از پی خون ریز ماه برج خورشید نجف
بسته صف خیل ظلم از هر طرف
 
بر میاور از نیام امروز خنجر آفتاب
آفتاب بازکش سر آفتاب
 
جام سرمستان صهبای عطش با صد فسون
دهردون کرد خواهد پر زخون
 
هوشیاری کن مزن بر سنگ ساغر آفتاب
آفتاب بازکش سر آفتاب
 
زورق زرین مکش زین لجه زنهار خوار
بر کنار تا نگردد حوت وار
 
ناخدای بحر دین در خون شناور آفتاب
آفتاب بازکش سر آفتاب
 
گر نخواهی جامه آل پیمبر همچو شام
نیل فام بر مکش از روی بام
 
تا قیامت پرده از شام معنبر آفتاب
آفتاب بازکش سرآفتاب
 
گیرمت دل می نسوزد بر شهنشاه عرب
ای عجب گردهد جان تشنه لب
 
رحم کن بر نامرادی های اکبر آفتاب
آفتاب بازکش سرآفتاب
چگویم زانچه کردی ای سپهر سفله چون گردی
بست گردش زمین آسا گرفتار سکون گردی
 
بنات هاشمی نیلی سلب بر ناقه عریان
زهی خجلت تو با نه محمل زرجامه چون گردی
 
محیط فضل را چون نقطه داخل زهی خارج
فکندی در میان از مرکز رفعت برون گردی
 
بس این آرام و جنبش ای زمین ای آسمان زین پس
تو گردی چون زمین ساکن تو چون گردون دون گردی
 
به خون افکندی اعقاب ولایت را به خون غلطی
حریم آل احمد را زبون کردی زبون گردی
 
همایون خرگهی کش جرم مهر و مه قباب آید
بخواری سرنگون کردی بخواری سرنگون گردی
 
گلوی تشنه آن سیراب گوهر لجه دین را
غریق بحر خون کردی غریق بحر خون گردی
 
به کشتن آزمون کردی جهان آفرینش را
تقاص آفرینش را به کشتن آزمون گردی
 
به داغ تشنه کامی لاله گلزار ایمان را
چوگل خونین درون کردی چو گل خونین درون گردی
 
ز پشت زین بر وی خاک خاکم بر سر از عدوان
همایون شهسواری را نگون کردی نگون گردی
 
فنون رستگاری چیست یغما قید این ماتم
ترا خود رستگاری قید اگر از این فنون گردی
شهسوار ملک دین از زین فتاد ای آسمان
آسمان از تو داد ای آسمان
 
تا زمین ساکن نگردی بر مراد ای آسمان
آسمان از تو دادی ای آسمان
 
آخر از باد مخالف صرصری دوزخ نسیم
بس عظیم ساختی بی هیچ بیم
 
خاک اولاد نبی دادی بباد ای آسمان
آسمان از تو داد ای آسمان
 
خون گشادی ازمژه بستی به صد تشویش و غم
از ستم بال مرغان حرم
 
شرم بادت شرم ازین بست و گشاد ای آسمان
آسمان از تو داد ای آسمان
 
خون چکید از چشم زهرا اخترت زیر و زبر
سر به سر اشک خون وز چشم تر
 
قطره قطره هر سحر بر رخ چکاد ای آسمان
آسمان از تو داد ای آسمان
 
عامران ملک امکان را زسیل قحط آب
با عتاب خاندان کردی خراب
 
لطف کردی خانه ات آباد باد ای آسمان
آسمان از تو داد ای آسمان
 
چون سیاووشش به خاک افکنده کشتی خوار وزار
خصم وار آنکه زیبد زافتخار
 
خاک نعل مرکبش تاج قباد ای آسمان
آسمان از تو داد ای آسمان
 
تا پذید تخت صاحبدولتی دادی بباد
ازدیاد دولت آل زیاد
 
کم مبادت مرحمت دولت زیاد ای آسمان
آسمان از تو داد ای آسمان
 
از خطا خون حرامی محترم کردی حلال
بی ملال زین گنه نی انفعال
 
با یزیدت حشر با این اعتقاد ای آسمان
آسمان از تو داد ای آسمان
 
گر فرامش کردم از محشر مدان در اعتقاد
کج نهاد کم قیامت تا معاد
 
برد رستاخیز این ماتم زیاد ای آسمان
آسمان از تو داد ای آسمان
 
مفتی شرع پیمبر را به رسم آزمون
از جنون می دهی فتوی به خون
 
با فقیهت حشر با این اجتهاد ای آسمان
آسمان از تو داد ای آسمان
شهسوار دین فکندی از تکاور آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
آسمانی با زمین کردی برابر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
محشری بینم بپا در هفت کشور آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
شام عاشوراست این یا صبح محشر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
این تطاول ها که در پاس مراد مشرکین
خود زکین می کنی با شاه دین
 
کافرستم گر کند کافر به کافر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
آفتابی را که شاه اختران زیبد غلام
زاهتمام صبح آوردی به شام
 
جاودان بر گشته بادت دور اختر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
هر طرف خصمی پی خونریز بر کف درکمین
تیغ کین مانده تنها شاه دین
 
شرمی آخر یکتن و یک دشت لشکر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
حنجری کآزرده بود از بوسه خیرالانام
تشنه کام بر مراد اهل شام
 
گوش تا گوشش بفرسودی به خنجر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
شیشه آمد ساقی بزم شهادت را به سنگ
مست رنگ شیشه و جامت به چنگ
 
خاکت اندر شیشه و خونت به ساغر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
یوسف مصر ولایت را درافکندی به چاه
آه آه در جزای این گناه
 
جاودان بشکسته بادت چرخ و چنبر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
چند چند از چنگل زاغان کهسار خلاف
در مصاف از تطاول و اعتساف
 
طایران قدس را می بشکنی پر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
کام طفلان خشک و چشم لجه رحمت پر آب
ز اضطراب قلزمت گردد سراب
 
شرم از آن لب های خشک و دیده تر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
ناله لب تشنگان می بشنو از منع فرات
در فلات دست شسته از حیات
 
زیبقت در گوش باد آخر نه ای کر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
بانوان ستر عصمت را که آمد ز افتخار
برده وار شخص حرمت پرده دار
 
رخ گشاده می بری کشور به کشور آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
در بیابانی که ناید وحشی آنجا زالتهاب
دل کباب از پی یک جرعه آب
 
می بری صید حرم را بی گنه سر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
ساقیان بزم کوثر را جگر از قحط آب
زالتهاب همچو بر آتش کباب
 
می نگردی آب بادت خاک بر سر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
آهوان چین عزت بین به صد خواری اسیر
خیر خیر از سگان شیرگیر
 
چند گرگی شرمی از روی غضنفر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
 
ذره آهن دلت از آه یغما نرم نیست
شرم نیست یک جوت آزرم نیست
 
شرمی آخر آسمان آزرمی آخر آسمان
آسمان شرمی آخر آسمان
درین ماتم خلیل از دیده خون بارید آذر هم
به داغ این ذبیح الله مسلمان سوخت کافر هم
 
شگفتی نایدت بینی چو در خون دامن گیتی
کزین سوگ آسمان افشاند خون از دیده اختر هم
 
به سوگ فخر عالم از بنی جان وز بنی آدم
ز افغان شش جهت ماتم سرا شد هفت کشور هم
 
مکید آن تاجدار ملک دین تا از عطش خاتم
ز دست و فرق جم انگشتری افتاد و افسر هم
 
به خونش تا قبا شد لعلگون دستار گلناری
به باغ خلد زهرا جامه نیلی کرد معجر هم
 
زتاب تشنگی تا شد شبه گون لعل سیرابش
علی زد جامه اندر اشک یاقوتی پیمبر هم
 
چو فرق کوکب برج اسد از کین دو پیکر شد
ز سر بشکافت فرق صاحب تیغ دو پیکر هم
 
چو نقد ساقی کوثر زبان از تشنگی خائید
به کام انبیا تسنیم خون گردید کوثر هم
 
مکافات این عمل را بر نتابد وسعت گیتی
چه جای وسعت گیتی که بس تنگ است محشر هم
 
فلک آل نبی را جا کجا زیبد به ویرانه
نه آخر غیر این ویرانه بودت جای دیگر هم
 
ز ابر دیده یغما برق آه ار باز ننشانی
زنی تا چشم برهم خامه خواهد سوخت دفتر هم
همه زانداز توام بهره غم افتاد فلک
از تو فریاد فلک
 
سال و ماه و شب و روز از تو نیم شاد فلک
از تو فریاد فلک
 
صرصر قهر تو در ماریه از آل زیاد
آتشی ریخت که داد
 
خاک اولاد پیمبر همه بر باد فلک
از تو فریاد فلک
 
روزی آبستن شب های غم و آتش و دود
ترسم آید به وجود
 
کاش اندیشه صحبت شود از یاد فلک
از تو فریاد فلک
 
هم پلنگان حجاز از دم گرگ تو به رم
هم غزالان حرم
 
شیر و آهو همه صیداند و تو صیاد فلک
از تو فریاد فلک
 
خاندانی که بدو یافت عمارت گل و آب
دورت ای خانه خراب
 
ساخت ویران به ستم خانه ات آباد فلک
از تو فریاد فلک
 
بر مراد عدمی چند کنی نفی وجود
 
از در غیب و شهود
 
آنکه آمد همه را موجب ایجاد فلک
از تو فریاد فلک
 
چند پوئی به غلط از در اعزاز لئام
راه ایذای کرام
 
در پی بنده مجو خواری آزاد فلک
از تو فریاد فلک
 
کرده ای راست در این معرکه غایله زار
فتنه حادثه بار
 
خواهد این فتنه بلای عجبی زاد فلک
از تو فریاد فلک
 
صبر سندان به چنین سخت بلاسنگ و سبوی
تو همان آهن و روی
 
شرمی آخر نه ای از خاره و پولاد فلک
از تو فریاد فلک
 
مرد و زن پیر و جوان دخت و پسر عبدو امیر
کشته گشتند و اسیر
 
با شش و پنج تو چه هفت و چه هفتاد فلک
از تو فریاد فلک
 
تشنه لب تفته دل از خون بنین و اشک بنات
راندی از نیل فرات
 
سوی جیحون و ارس دجله بغداد فلک
از تو فریاد فلک
 
تشنگی سوختگی خسته دلی خون جگری
بی کسی در بدری
 
بر تنی نیست روا این همه بیداد فلک
از تو فریاد فلک
 
دل و دیده همه را تا زحل از تخته گل
پی آن دیده و دل
 
جاودان عهد سرشک آمد و فریاد فلک
از تو فریاد فلک
 
مصطفی مات و علی محو و خدا تعزیه دار
روز محشر شب تار
 
از ستم های تو پیش که برم داد فلک
از تو فریاد فلک
 
والی از سینه و چشم آذر و نیسان آورد
تا زند از سر درد
 
آه زن اشک فشان بهمن و مرداد فلک
از تو فریاد فلک
آن خدیو چار بالش صدر هفت ایوان چه شد
ذوالجناح ای ذوالجناح
 
***خسرو دنیا و دین سلطان انس و جان چه شد
ذوالجناح ای ذوالجناح
 
پروریدت سالها تا کش چنین روز ای دریغ
وارهی از تیر وتیغ
 
***بی وفا اسبی سپاس آن همه احسان چه شد
ذوالجناح ای ذوالجناح
 
چون به میدان تاخت تنها خیلها زاشک و فغان
ساختمش از پی روان
 
***سود اشک آخر چه آمد حاصل افغان چه شد
ذوالجناح ای ذوالجناح
 
چون به میدان تاخت تنها خیلها زاشک و فغان
ساختمش از پی روان
 
***سود اشک آخر چه میدان حاصل افغان چه شد
ذوالجناح ای ذوالجناح
 
شهسواری کآمدش اندر به جولانگاه گام
ماه و هفته صبح و شام
 
***بارگی دوش نبی عرش خدا میدان چه شد
ذوالجناح ای ذوالجناح
 
کودکان لب خشک مسکین تن در آذر دل بتاب
دیدگان در راه آب
 
***ساقی تسنیم و خضر چشمه حیوان چه شد
ذوالجناح ای ذوالجناح
 
یوسف یعقوب دانم رست از زندان چاه
شست بر ایوان جاه
 
***یوسفی کش چاهسار قتلگه زندان چه شد
ذوالجناح ای ذوالجناح
 
گفتی از پیکان و خنجر تیغ و گرز آمد هلاک
و آسمان برزش به خاک
 
***آن هلاک گرز و تیغ و خنجر و پیکان چه شد
ذوالجناح ای ذوالجناح
 
آسمان طوفان خون انگیخت گیرم در به خاک
ز آن سفینه نوح پاک
 
***تخته پاره کو زید از لطمه طوفان چه شد
ذوالجناح ای ذوالجناح
 
دانم ای خاکم به سر کافتادش از خنجر جدا
سر جدا پیکر جدا
 
***آن سر بی تن کجا رفت آن تن بی جان چه شد
ذوالجناح ای ذوالجناح
ای زمین کربلا دل شاد زی
تا قیامت زان سبب آباد زی
 
البشاره ای زمین کربلا
کایدت مهمان سلطان الوری
 
آسمان شو عرش شو بر خود ببال
گردن دولت بکش بربند یال
 
قبه ی عزت به گردون کن بلند
هم بر آن پیرایه مهر و ماه بند
 
بارگاه پادشاهی ساز کن
طرح ایوان و رواق آغاز کن
 
تخت شاهی اندر آن ایوان بزن
بر فراز تخت مسند درفکن
 
کاینک از ره می رسد شاهی بزرگ
در رکاب او امیران سترگ
 
آهوانت را بگو ای کربلا
نافه اندازند اندر راهها
 
دشت و صحرا را عبیرافشان کنید
خاک را با مشک تر یکسان کنید
 
باد را گو تا بیفشاند غبار
از در و دیوار و دشت آن دیار
 
گو بپاشد دشت و صحرا را سحاب
از برای مقدم شه زود آب
 
تشنه لب آمد شه دنیا و دین
ای فرات آماده کن ماء معین
 
گر فرات آبی نیارد گو میار
ور نبارد ابر آنجا گو مبار
 
تا قیامت ز اشک چشم دوستان
دجله ها باشد در این صحرا روان
 
ور نباشد مشک و عنبر باک نیست
نافه ای خوشبوتر از این خاک نیست
 
بوی جان آید ز خاک کربلا
جان فدای خاک پاک کربلا
 
شهپر جبریل و زلف حور عین
بس بود جاروب در آن سرزمین
 
از حجاز آمد برون سلطان دین
رو بسوی کعبه ی صدق و یقین
 
زد برون از کشور بطحا بساط
ره همی برید با شوق و نشاط
هر دُرّ اشک کز غم آن تاجدار نیست
در پیش اهل نظر آبدار نیست
 
آغشته گر، به خون جگر نیست دُرّ اشک
هرچند پربهاست ولی شاهوار نیست
 
پیوسته داغدار و جگرخون چو لاله باد
آن دل کز آتش غم او داغدار نیست
 
چشمی که گریه اش نبود در غم حسین
خندان هزار حیف به روز شمار نیست
 
هرگز مباد خرّم و خندان کسی که او
غمگین و زار درغم آن شهریار نیست
 
او سر دهد به تیغ جفا از برای ما
ما را سری به زانوی غم استوار نیست
 
او جان نثار دوست نماید، به راه ما
ما را، دودانه اشک به راهش نثار نیست
 
از ماه تا به ماهی و از عرش تا به فرش
کو دیده یی که از غم او اشکبار نیست
 
زین ماتم است مردم چشم سیاه پوش
او را به عیش اهل جهان هیچ کار نیست
 
***پیوسته اشک سرخ من اندر کنار باد
چون دُرّ نظم دلکش من آبدار باد
ای خون پاک از همه چیزی تو برتری
زان برتری که خون خداوند اکبری
 
ای خون هزار مرتبه سوگند، می خورم
بر پاکی ات که طاهر و طُهر و مطهری
 
ای خون پاک گر تو نه ثاراللّهی چرا
خواهنده ات خداست به هنگام داوری
 
در حیرتم که اهل ستم چون کنند چون
در روز داوری چوتو خود خون داوری
 
ای خون پاک از تو حسین چون وضو گرفت
او را خدا، به هر دو را سرا داد سروری
 
چون از تو بوده غسل و وضوی شهادتش
از سلسبیل بهتر و برتر ز کوثری
 
دریای رحمتی تو که آن کشته ی جفا
اندر تو کرده کشتی عشقش شناوری
 
خطّ شهادتی تو که چون نامه ی فراق
بر، یال ذوالجناح و به بال کبوتری
 
گاهی به زرد چهره و گیسوی زینبی
گاهی به سبز شیشه و بر چرخ اخضری
 
بر روی دین و چهره ی ایمان تو غازه ای
بر پیکر عروس شهادت تو زیوری
 
ای خون مگر ز پیکر پاک محمّدی
ای خون مگر ز مُهجه ی زهرای ازهری
 
هستی تو کیمیای سعادت به نشأتین
اکسیر اعظمی تو و گوگرد احمری
 
ای خون اگر که مشک خطا خوانمت خطاست
تو از دل و ز نافه و از نافه برتری
 
ای خون تو چیستی که همه جرم انس و جان
با نیم قطره ات ننماید برابری
 
***چیزی خدا ندید بها از برای تو
خود را بدید در عوض و در بهای تو
ای خاک کربلا تو بهشت برین شدی
زآنرو که جای خسرو دنیا و دین شدی
 
نازی اگر به کعبه و بالی اگر، به عرش
زیبد چو جای آن بدن نازنین شدی
 
هستی زمین و قدر تو از آسمان گذشت
یا حبّذا، زمین که به از، هر زمین شدی
 
خوابیده بسکه سبز خطان در تو گلعذار
یک باغ پر ز نسترن و یاسمین شدی
 
از نافه های خون ز غزالان هاشمی
بالله خطاست گویمت ار، مشک چین شدی
 
جان جهان چو در تو نهان شد به روزگار
زان جان پاک منظرِ جان آفرین شدی
 
بگزیده جای در تو چو آن شاهباز عرش
تا روز حشر مهبط روح الامین شدی
 
پنهان چو شد پناه خلایق به کوی تو
زان شد که کعبه ی دل اهل یقین شدی
 
خورشید اگر کند ز تو پیوسته کسب نور
زانرو بود، که مطلع انوار دین شدی
 
بوی بهشت از تو رسد بر مشام جان
ای خاک تا به نکهت سیبش قرین شدی
 
***از عرش چون فتاده به فرش تو گوشوار
زیبد اگر، به چرخ زنی چترِ افتخار
ای کرب و بلا منزل جانان من استی
یعنی تو مقام شه گل پیرهن استی
 
خود گلشن طاهایی و باغ گل زهرا
کاینسان چمن اندر چمن از یاسمن استی
 
زان پیکر زیبا که به خاک تو دفین است
تا چشم کند کار پر از نسترن استی
 
این نکهت سیب از تو از آن سیب بهشتی است
یا بسکه نهان در تو ز سیب ذقن استی
 
صد طعنه زند خاک تو بر حقّه ی یاقوت
پر خون بسی اندر تو ز دُرج دهن استی
 
گلزار و چمن را نشنیدیم غم اندوز
چون است که خون گلشن و بیت الحزن استی
 
ای کرب و بلا این چه جلال است که نامت
با نام حسین در همه جا مقترن استی
 
بس طُرّه ی مشکین به تو از اکبر و اصغر
بس جُعد معنبر به تو از مرد و زن استی
 
بس زلف خم اندر خم و دلهای شکسته
کاندر تو نهان است شکن در شکن استی
 
از نافه ی پرخون غزالان حجازی
خود غیرت تاتار و خطا و ختن استی
 
خون جگر و پاره ی دل بس به تو آغشت
خاک و گِل تو رشک عقیق یمن استی
 
هفتاد و دو تن در تو همه سیم تنانند
بر هر یک از ایشان نگرم بی کفن استی
 
بهر جگر تشنه لبان تا به قیامت
هر صبح نسیم سحری بادزن استی
 
شور دگرت باز به سر هست «وفایی»
این باده که خوردی مگر از قعر دن استی
 
گر شور حسین بر سر تو نیست پس از چیست
این شهد که امروز ترا در سخن استی
ای خاک کربلا تو به از مشک و عنبری
ازهر چه گویمت تو از آن چیز برتری
 
ای خاک پاک این نه خطا بود خواندمت
اکسیر اعظمی تو و گوگرد احمری
 
ای خاک چیستی تو ندانم که عرش هم
با، نیم ذرّه ات ننماید برابری
 
هر سبحه یی که بسازند از تودر، بها
صد ره فزونتر آمده از مهر و مشتری
 
هر سجده یی که بر تو نمایند در نماز
آن سجده بگذرد ز ثریّا و از ثری
 
ای خاک پاک در تو شفا را نهاده حق
داری شرف توبر، دم عیسی زبرتری
 
زان گوهری که در تو نهان است ای زمین
خاکت شکست رونق بازار گوهری
 
خوابیده در تو سبز خطان جمله مشکموی
کاینسان عبیر بویی و بهتر ز عنبری
 
جانهای پاک در تو ز هفتاد تن فزون
در رتبه هر کدام فزون از پیمبری
 
افتاده در تو سروقدان لاله گون کفن
هریک به چهره ماه و به قامت صنوبری
 
هر چند بی سرند ولی در، دیار عشق
بر خیل سروران همه دارند سروری
 
خود آدم است در تو نهان کز وجود او
مسجود بر ملایک و منظور داوری
 
یا آنکه هست نوح ولی نوح کی چنین
در خون نمود کشتی عشقش شناوری
 
نی نی خلیل باشد و اکبر ذبیح او
لیلا بسی نموده در این خاک هاجری
 
یاموسی است و گنبد پرنور طور او
هفتاد تن سبطی اش از پی به یاوری
 
یا عیسی است و نیزه ی خولیست دار او
خود شد نهان ز کید یهودان سامری
 
یحیی بود مگر که سر از پیکرش جدا
امّا جدا نگشته ز یحیی به جز سری
 
یحیی جدا نگشت زهم بند بند او
رأسش نشد به نیزه ز کشور، به کشوری
 
یحیی عیال او به اسیری نرفته است
یحیی از او نرفته نه اکبر نه اصغری
 
این خود محمّد است یقین در توای زمین
کاینسان شده است زابر تو هر پیمبری
 
گر حیدر است در تو نهان از برای کیست
وز بهر چیست ناله و فریاد حیدری
 
***پس شد یقین که فاطمه را نور عین بود
دیگر ترا بس است «وفایی» حسین بود
ای کرببلا مشرق انوار خدایی
زین بارگهت هم صفت عرش علایی
 
از شش جهت و چارطرف روح فزایی
تا مقتل شاهنشه خیل شهدایی
 
***سر منزل اندوه و غم و کرب و بلایی
 
یک دل نبود از تو دمی شاد در ایّام
شهر تو بود غمکده و دشت خطرناک
 
تلخ است هواهای تو در کام چو تریاک
روئیده ز زهر، است به خاکت خس و خاشاک
 
***چون زاده ی زهرا خلف سیّد لولاک
 
کشتی چه جوانان و نبودت ز کسی باک
کز آب فراتت همه را تشنه بدی کام
 
در دشت تو ای کرببلا هیچ پیمبر
ننهاد قدم اینکه نشد زار و مکدّر
 
***آگه ز بلیّات تو گشتند سراسر
 
بر سبط رسول آنچه شده ثبت به دفتر
در ماتم این شه همه بر چهر منوّر
 
کردند روان لؤلؤ لالا ز دو بادام
روزی که به صحرای تو آمد ز مدینه
 
***این خسرو بی لشگر و بی شبهه و قرینه
 
با اهل حرم خاصه دل افسرده سکینه
در شطّ تو با آنکه روان بود سفینه
 
بودند همه خشگ لب و سوخته سینه
از جور و ستمکاری اعدای بدانجام
 
***تا آنکه به روز دهم ماه محرّم
 
شد لشگر بسیار در این دشت فراهم
یکسر زپی قتل حسین گشته مصمّم
 
پس شمر به بیداد و ستم گشت مقدّم
نه بیم ز یزدان نه ز پیغمبر خاتم
 
***کرد آنچه نیاید به گمان در همه اوهام
 
چون تشنه لب از خنجر او کشته شد این شاه
آفاق پر از غلغله شد تا فلک ماه
 
شه را چو زدند آتش بیداد به خرگاه
جبریل گهی زد به سر و گاه کشید آه
 
***با کینه ببردند پس آن لشگر گمراه
 
اولاد علی را چو اسیران به سوی شام
تا شاد نمایند ز خود آل زنا را
 
کردند، به یکباره فراموش خدا را
ز اندازه بکردند فزون جوروجفا را
 
***کشتند زکین پنجمی آل عبا را
براساس گریز به
موضوع گریز :
مناسبت گریز :
براساس سبک شعر
روضه شور واحد تک زمینه رجز خوانی زمزمه جفت نوحه مناجات نامشخص مدح مسجدی سینه زنی واحد سنگین دکلمه دم پایانی واحد تند پیش زمینه سرود سالار زینب حاج ناظم همه جا کربلا راس تو میرود بالای نیزه ها ببینید ببینید گلم رنگ ندارد نوحه سنتی ببینید ببینید گلم رنگ ندارد سیدی ماکو مثلک الغریب غریب گیر آوردنت زبانحال به سمت گودال از خیمه دویدم من دودمه مدح و مرثیه مفاعیل مفاعیل فعول شعر خوانی
براساس قالب شعر
دوبیتی غزل قصیده مثنوی چهار پاره رباعی ترجیع بند مستزاد شعر نو شعر سپید ترکیب بند قطعه مسمط نا مشخص مربع ترکیب تک بیتی مخمس
براساس زبان
فارسی عربی ترکی
براساس شاعر
محتشم کاشانی میلاد عرفان پور امیر عباسی قاسم صرافان محمد مهدی سیار غلامرضا سازگار رضا یعقوبیان علی اکبر لطیفیان قاسم نعمتی اسماعیل تقوایی مرتضی محمود پور حسن لطفی امیر حسین سلطانی محمود اسدی علی انسانی مظاهر کثیری نژاد محمود ژولیده ولی الله کلامی زنجانی میثم مومنی نژاد حسن ثابت جو عباس میرخلف زاده سید حمیدرضا برقعی سید هاشم وفایی سید رضا موید خراسانی محمدرضا سروری یوسف رحیمی احمد بابایی محسن عرب خالقی سید پوریا هاشمی علیرضا خاکساری وحید زحمتکش شهری مهدی رحیمی زمستان حسن کردی روح اله نوروزی مرضیه عاطفی بهمن عظیمی حسین رحمانی میلاد قبایی محسن صرامی رضا آهی رضا تاجیک اصغر چرمی محمد جواد شیرازی مهدی نظری وحید قاسمی وحید محمدی محسن کاویانی مجتبی صمدی شهاب حمید رمی محمد حسین رحیمیان محمد حسن بیات لو امیر روشن ضمیر نا مشخص محمد محسن زاده گنجی امیر ایزدی حسین قربانچه رضا رسول زاده جواد حیدری محمد سهرابی محمد جواد پرچمی سيد مهدي سرخان رضا یزدانی سید مهدی موسوی حسن صنوبری محسن رضوانی سیدجواد پرئی سید محمد جواد شرافت علی سلیمیان محمدجواد غفورزاده (شفق) سید مجتبی رجبی نورآملی حسن بیاتانی عماد خراسانی رحمان نوازنی مسعود اصلانی حافظ محمدرضا آغاسی علی حسنی صمد علیزاده محمد صمیمی کاظم بهمنی مجید تال مهدی قهرمانی احسان محسنی فر شیخ رضا جعفری میثم سلطانی مصطفی صابر خراسانی محمد فردوسی علیرضا قزوه قاسم افرند محمد مهدی عبداللهی محمد خسروی جواد دیندار سعید خرازی علیرضا عنصری حسین میرزایی حسن جواهری مصطفی قمشه ای علامه حسن زاده آملی میثم خالدیان علی زمانیان حسین ایمانی سیدعلی احمدی(فقیر) سید مجتبی شجاع محمد حسین فرحبخشیان (ژولیده نیشابوری) محسن داداشی امام خمینی (ره) فواد کرمانی امیر رضا سیفی احمد اکبرزاده ملا فتح‌الله وفایی شوشتری صدّیقه‌ی طاهره (علیهاسلام‌الله) محمود شاهرخي (م.جذبه) سید محمد رستگار جواد هاشمی (تربت) سید حبیب نظاری غلام‌رضا دبیران محمدحسین علومی تبریزی سعید بیابانکی سعید توفیقی علیرضا لک جواد محمد زمانی آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی سید یاسر افشاری محمود کریمی احمد واعظی آیت الله وحید خراسانی حضرت آقای خامنه ای سید الشهدا عبدالجواد جودی خراسانی بهروز مرادی سالک قزوینی رفیق اصفهانی سید رضا حسینی (سعدی زمان) بابافغانی شیرازی تأثیر تبریزی صغیر اصفهانی (ره) وحید مصلحی یاسر حوتی حسین رستمی محمد بنواری (مهاجر) محمد بیابانی علیرضا شریف هادی جان فدا علی آمره حامد تجری مصطفی متولی مجتبی خرسندی علی صالحی علیرضا بیاتانی مهدی رحمان دوست مهدی نسترن سید محمد جوادی سید مهدی جلالی مجتبی روشن روان حامد خاکی سید محمد علی ریاضی احسان مردانی مهدی مومنی مریم سقلاطونی مجتبی شکریان همدانی عارفه دهقانی حسینعلی شفیعی (شفیع) رضا پیروی سعید پاشازاده ناصر حامدی رضا قاسمی حامد جولازاده پیمان طالبی میلاد حسنی امیر حسام یوسفی نوید اسماعیل زاده عباس شبخیز قراملکی (شبخیز) مهدی جهاندار کرامت نعمت زاده علی اصغر حاج حیدری مهدی صفی یاری محمد علی بیابانی محمد امین سبکبار هانی امیر فرجی سینا نژادسلامتی رسول میثمی صباحی بیدگلی وصال شیرازی مهدی پورپاک فاطمه نانی زاده محسن خان محمدی حبیب نیازی مجید لشگری میرزا احمد عابد نهاوندی(مرشد چلویی) آیت الله سیداحمد نجفی(آقاجون) محمد جواد خراشادی زاده ناظرزاده کرمانی سیدجلال حسینی احمد جلالی حسین عسگری علی اصغر کوهکن حجت الاسلام میر تبریزی محسن مهدوی حبیب الله چایچیان رضا فراهانی محمدرضا شمس خاکی شیرازی ابراهیم بازیار عباس احمدی سید محمد اویار حسینی محمد احمدی مرحوم الهیار خان (آصف) جواد قدوسی مجید قاسمی محمد رسولی داوود رحیمی مسعود یوسف پور حیدر توکل فاضل نظری علی ناظمی صفایی جندقی کریم رجب زاده میرزا یحیی مدرس اصفهانی غلامرضا کافی عمان سامانی مهدی محمدی پانته آ صفایی محمد بختیاری حمیدرضا بشیری محمدسعید عطارنژاد پروانه نجاتی نیما نجاری علی اشتری جعفر خونویی رضا دین پرور محمد ظفر سید رضا میرجعفری خوشدل تهرانی مهدی نعمت نژاد محسن راحت حق سجاد محرابی سید فرید احمدی مهدی زنگنه کاظم رستمی روح الله عیوضی علی اصغر ذاکری گروه یا مظلوم امیر حسین حیدری امیر اکبرزاده مهرداد مهرابی سید محمد بابامیری توحید شالچیان نغمه مستشار نظامی رحیم معینی کرمانشاهی سید محمد میرهاشمی امیرحسین الفت غلامحسین پویان احمد علوی فیاض هوشیار پارسیان مرتضی امیری اسفندقه محمدعلی مجاهدی جعفر بابایی(حلّاج) اصغر عرب فرشته جان نثاری سیدمحسن حبیب لورسه محمد علامه صادق رحمانی فرهاد اصغری یاسر مسافر عباس ویجویی عباس عنقا منوچهر نوربخش سیدحسن حسینی محمدجواد باقری محمد ارجمند محمد عظیمی محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) محمدسعید میرزایی مهدی خطاط ادیب الممالک فراهانی محمدعلی رحیمی محمد قاسمی احسان نرگسی رضاپور داریوش جعفری حامد آقایی سید محسن حبیب الله پور مجتبی حاذق محسن حنیفی آرش براری بهنام فرشی هستی محرابی طاها ملکی یاسر قربانی محمد داوری امیرحسین آکار اسماعیل شبرنگ آرمان صائمی علی رضوانی عماد بهرامی عادل حسین قربان امیرعظیمی حبیب باقرزاده حسین محسنات علی اصغر یزدی مجتبی رافعی میثم خنکدار ابراهیم لآلی قاسم احمدی مهدی علی قاسمی پوریا باقری علی اکبر نازک کار نوید اطاعتی فاطمه خمسی مهدی میری مجتبی کرمی محمد دستان علی کاوند مهدی قربانی محمد مبشری محمدرضا رضایی موسی علیمرادی محمدعلی نوری میلاد یعقوبی حسین صیامی مرتضی مظاهری میرزا احمد الهامی کرمانشاهی ناصر دودانگه علیرضا وفایی(خیال) امیر فرخنده حسین واعظی سعید نسیمی محسن غلامحسینی منصوره محمدی مزینان ابراهیم روشن روش سید علی حسینی مرضیه نعیم امینی حمید فرجی امیرعلی شریفی جعفر ابوالفتحی محمد کاظمی نیا امیر علوی رضا قربانی مهدی کاشف امیرحسین محمودپور رضا اسماعیلی حسن فطرس عالیه رجبی رضا باقریان محسن عزیزی محمدرضا ناصری روح الله پیدایی محمد زوار ایمان کریمی مصطفی رفیعی مجتبی قاسمی محمود قاسمی مجید خضرایی یونس وصالی محمود یوسفی ایمان دهقانیا بردیا محمدی مجتبی دسترنج ملتمس محمد مهدی شیرازی محسن زعفرانیه حسین خیریان حامد شریف مهدی شریف زاده ابالفضل مروتی مصطفی کارگر معین بازوند سید جعفر حیدری محسن ناصحی روح الله قناعتیان محمدحسین ملکیان مقداد اصفهانی رسول عسگری عفت نظری سجاد شاکری احمد ایرانی نسب مسعود اکثیری حسن رویت علی سپهری سید امیر میثم مرتضوی سیدمحمد مظلوم حسین رضایی حیران علی مشهوری (مهزیار) علی قدیمی نیر تبریزی فیاض لاهیجی حسین عباسپور محمد بن یوسف اهلی شیرازی جویای تبریزی (میرزا دارا) سید رضا هاشمی گلپایگانی سید علی اصغر صائم کاشانی امیرحسین کاظمی سارا سادات باختر علی اصغر شیری محمد حسین آغولی (ترکی شیرازی) سلمان احمدی وحید اشجع مهرداد افشاری مرجان اکبرزاد محمد-مهدی-امیری شهره انجم شعاع عبدالحمید-انصاری‌-نسب مرتضی-بادپروا محمدرضا-بازرگانی زهرا براتی امیرحسن بزرگی متین زهرا بشری موحد سید-حکیم-بینش فاطمه‌ سادات پادموسوی سعید-تاج‌-محمدی مهدی چراغ‌زاد حامد حسینخانی سیده فرشته حسینی سیدموسی حسینی کاشانی علی‌اصغر الحیدری (شاعر هندوستانی) محمد سجاد حیدری سمیه خردمند ایرج میرزا محسن سیداسماعیلی میرزا محمد باقر صامت بروجردی میرزا حاجب بروجردی (افصح الشعراء) میرزا محمد رفیع (رفیع‌الدین) (واعظ قزوینی) آشفته شیرازی سید وحید حسینی مسعود مهربان مهدی انصاری رضا حامی آرانی سید حسن رستگار محمدجواد وثوقی حمید کریمی اسماعیل روستایی احمد شاکری ابراهیم زمانی محمد کیخسروی محمد جواد مهدوی یاسین قاسمی حسین کریمی مهدی امامی جواد کلهر مجتبی فلاح محمدجواد غفوریان پدرام اسکندری حسن اسحاقی نوید طاهری محمود مربوبی سیروس بداغی میلاد فریدنیا شهریار سنجری رضا ملایی مجید رجبی امیرحسین نجمی عمران بهروج صادق میرصالحیان حجت بحرالعلومی محمدحسین ذاکری رسول رشیدی راد زینب احمدی حامد خادمیان حمیدرضا محسنات حسین اخوان (تائب) محمود شریفی مهدی مقیمی وحید دکامین شهرام شاهرخی فرشید یارمحمدی علی فردوسی رضا شریفی سیدعلی رکن الدین عبدالحسین مخلص آبادی حسین سنگری رضا هدایت خواه مهران قربانی محسن قاسمی غریب سید مصطفی غفاری جم سید مسعود طباطبایی احمد عزیزی حسین زحمتکش حمید عرب خالقی سجاد روان مرد میثم کاوسی رضا مشهدی امیرحسین وطن دوست محمد کابلی محمدهاشم مصطفوی محمد دنیوی (حاتم) علی اکبر حائری محمدرضا طالبی کمیل کاشانی محمدباقر انتصاری مرتضی عابدینی علی حنیفه عبدالرضا کوهمال جهرمی سینا شهیدا مهدی فرجی حسنا محمدزاده سید مصطفی مهدجو علی میرحیدری علی خفاچی حسین ایزدی پرویز بیگلری چاوش اکبری زهرا هدایتی هاشم طوسی (مسلم) نجمه پورملاکی نادر حسینی سجاد شرفخانی علی زارعی رضایی محمدعلی رضاپور سید محسن حسینی مرحوم نادعلی کربلایی ابوالفضل عصمت پرست مجتبی نجیمی مجید نجفی مجید بوریان منش علی علی بیگی سید محسن علوی محمد جواد مطیع ها ناهید رفیعی امیررضا یوسفی مقدم سید علی نقیب ایوب پرندآور نوید پور مرادی علی ذوالقدر سید ابوالفضل مبارز علی شکاری حمید رحیمی انسیه سادات هاشمی محسن حافظی عبدالحسین میرزایی مهدی قاسمی رضا خورشید فرد وحیده افضلی سید محمد حسین حسینی محمد سجاد عادلی مهدی زارعی سید محمد جواد میرصفی یدالله شهریاری امید مهدی نژاد محمد صادق باقی زاده محمد خادم محمدرضا کاکائی سید حجت سیادت مهدی مردانی جواد محمود آبادی حسین شهرابی حامدرضا معاونیان احمد جواد نوآبادی محمد علی قاسمی خادم عرفان ابوالحسنی ظهیر مومنی سید صادق رمضانیان عاطفه سادات موسوی عاصی خراسانی علی محمدی حسین زارع سید مصطفی سیاح موسوی حمید محبی وحید نوری حسین اوتادی هادی ملک پور مهدی کبیری محمدرضا نادعلیان فرشید حقی رامین برومند (زائر) محمدرضا اسدی سجاد زارع مولایی سید امیر حسین فاضلی سید مصطفی حسینی راد محمد رستمی محسن همتی محمود تاری سید واصفی غلامرضا شکوهی کمیل باقری محمد حسین بناریان لیلا علیزاده مهدی حنیفه جواد کریم زاده سید صابره موسوی میرزا محمد تقی قمی (محیط) حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی (صفایی) عباس همتی یغما جندقی
براساس مداح
حاج منصور ارضی حاج محمود کریمی حاج محمدرضا طاهری حاج سعید حدادیان حاج میثم مطیعی حاج مجید بنی فاطمه حاج حمید علیمی حاج حسین سیب سرخی حاج مهدی سلحشور حاج سید جواد ذاکر حاج جواد مقدم حاج عبدالرضا هلالی حاج سید مهدی میردامادی حاج مهدی رسولی حاج حسن خلج حاج مهدی لیثی حاج نریمان پناهی حاج سید رضا نریمانی حاج احمد واعظی حاج حسین طاهری حاج مهدی سماواتی حاج محمد حسین پویانفر حاج سید حمیدرضا برقعی نا مشخص حاج میثم مؤمنی نژاد حاج مهدی اکبری حاج قاسم صرافان حاج مهدی مختاری حاج محمدرضا محمدزاده حاج کاظم اکبری حاج ابالفضل بختیاری حاج محمدرضا آغاسی حاج حنیف طاهری حاج وحید نادری حاج حسین رضائیان حاج امیر عباسی حاج محمد بیابانی حاج سید علی رضوی حاج سید مهدی هوشی السادات نزارالقطری حاج اسلام میرزایی حاج حسین سازور حاج محسن عرب خالقی حاج صابر خراسانی سید رسول نریمانی محمد جعفری ارسلان کرمانشاهی جبار بذری حاج اکبر مولایی حاج امیر برومند حاج محمدرضا بذری حاج حیدر خمسه حاج حسن حسین خانی حاج حسین عباسی مقدم حاج غلامحسین علیزاده حاج حسین عینی فرد حاج مهدی رعنایی حاج مصطفی روحانی حاج روح الله بهمنی حاج امیر کرمانشاهی حاج میرزای محمدی حاج وحید گلستانی حاج سید امیر حسینی علی فانی حاج سید علی مومنی حاج امین مقدم حاج محمد کمیل حاج محمد حسین حدادیان حاج سعید پاشازاده حاج مقداد پیرحیاتی حاج محمد سهرابی حاج محمد فصولی کربلایی حاج فرهاد محمدی حاج ابوذر بیوکافی حاج سید محمد جوادی حاج سید محمد عاملی حاج وحید یوسفی حاج محمد یزدخواستی حاج مجتبی رمضانی کویتی پور حاج محسن صائمی حاج حسین رستمی مرحوم استاد محمدعلی کریم خانی حاج حسین باشی حاج مهدی وثیق حاج شیخ محمد ناصری سید علی حسینی حاج محمد امانی مرحوم محمدعلی چمنی حاج رضا قنبری حاج عبدالله شیران مرحوم استاد سلیم موذن زاده حاج علی اصغر ارغوان مرحوم حاج فیروز زیرک کار سید حسین قاضی سید مهدی حسینی استاد محسن فرهمند حاج احمد عثنی عشران حاج محمد احمدیان حاج صادق آهنگران حاج اکبر نوربهمنی سیدرضا میرجعفری سیدرضا تحویلدار ایمان کیوانی حاج محمدحسین عطائیان حاج حسن شالبافان حاج محمدصادق عبادی حاج علی عرب حاج علیرضا قزوه حاج آرش پیله وری حاج مهدی تقی خانی حاج یزدان ناصری حاج امیرحسن محمودی حاج حمید دادوندی حاج احمد نیکبختیان حاج امیرحسن سالاروند حاج هاشم سالار حسینی حاج ابراهیم رحیمی حاج محمد صمیمی حاج حمیدرضا قناعتیان حاج محسن عراقی حاج محسن طاهری حاج حسین ستوده حاج مهدی دقیقی حاج حسین رجبیه حاج رحیم ابراهیمی حاج حسین فخری حاج صادق حمزه حاج حسین هوشیار حاج حسین جعفری استاد رائفی پور حاج داوود احمدی نژاد مرحوم مرشد حسین پنجه پور حاج سید محمد حسینی حاج هادی گروسی حاج محمدرضا مختاریان حاج حسن کاشانی حاج وحید جلیلوند حاج حیدر منفرد حاج علی مهدوی نژاد حاج مرتضی امیری اسفندقه حاج حسین خلجی حاج وحید قاسمی حاج سید محمود علوی حاج سعید قانع حاج سید جعفر طباطبائی حاج حسین محمدی فام حاج هادی جان فدا حاج علی علیان حاج صادق کریمی حاج محسن توکلیان حاج محمد قربانخوانی حاج حسن رضا عبداللهی حاج مرشد میرزا مرحوم مرشد میرزا حاج مهدی اقدم نژاد شهید حسین معز غلامی حاج حسین رحمانی حاج علی اکبر سلحشور حاج محمد گرمابدری حاج محمد جواد احمدی حاج احمد اثنی عشران حاج جواد ابوالقاسمی حاج محمد مهدی اسماعیلی حاج محسن حسن زاده حاج اکبر بازوبند آیت الله سید محمدحسن طهرانی مجید رضانژاد محمدجواد توحیدی حاج یدالله محمدی مرحوم سید مهدی احمدی اصفهانی حاج محمود گرجی حاج رضا علی رضایی حاج جواد باقری حاج سید ابراهیم طاهریان حاج مسعود پیرایش حاج محمدرضا نوشه ور حاج حسن بیاتانی حاج علی اکبر زادفرج حاج علی جباری حاج علی کرمی حاج سعید خرازی حاج هادی ملک پور حاج حسن عطایی حاج محمد کریمی حاج محمد رستمی حاج جواد حیدری