من زائرم ز عطر حرم بو گرفته ام
آئینه توأم ز همه رو گرفته ام
آهوی وحشی ام که ز وحشت رمیده ام
اکنون دخیل ضامن آهو گرفته ام
کشتی شکسته ام که ز فرسنگ آبها
در ساحل ضریح تو پهلو گرفته ام
پروانه وار بس که طواف تو کرده ام
با شمعدانی حرمت خو گرفته ام
هر بی هنر که خادم صحنت نمی شود
بر خدمت تو از مژه جارو گرفته ام







