مجتبی کرمی

عریضه های مرا دست چاه ها دادند

بازگشت
عریضه های مرا دست چاه ها دادند
همان دغل صفتان که قبیله ی بادند
 
تو در فراق خودت می نشینی و آنها
تمام مردم ده را به قم فرستادند
 
برای دیدن گلدسته های طولانی
و عرض و طول زمینی که صحن ابعادند
 
و پول ها همه وقف نبودن تو شده
برای این دو , سه گنبد بدون تو شادند
 
نیامدی و تو را می کشند نادیده
نیا …  برای تو فکر مزارافتادند
 
گناه می رسد از صبح نیمه ی شعبان
به فکر شیرینی شام صبح میلادند
 
حلال ها همه حرمت شدند در هجرت
حرام ها همه جایز به حکم ارشادند
 
حجاب ها نخ تسبیح جمکران شده اند
و دانه ها همه از بند ذکر آزادند
 
دروغ می رسد ایاک النستعین بر لب
تمام فکر کمک از گروه امدادند
 
چقدر سیصد و اندی گروه ما داریم
مجله ها همه در فکر چاپ اعدادند
 
عریضه های من آقا به دستتان نرسید ؟؟
عریضه های مرا دست چاه ها دادند
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید