دوباره آمده ام ، بنده ای گنهکارم...

دوباره آمده ام ، بنده ای گنهکارم...
تمامِ آبرویم را به تو بدهکارم...
 
قبول کن عملم را ، بضاعتم این است
قبول دارم همیشه وبال و سَربارم...
 
ببین نشسته ام حالا کنارِ سفره ی عشق
شبیهِ ابر ، برای حسین میبارم...
 
حسین یارِ من است و منم غلامِ حسین
خوشا به حالِ منی که حسین شد یارم
 
قسم به خونِ گلوی حسین ، یا اللّٰه!
ببخش معصیتم را ، ببخش رفتارم
 
اگر حسین نباشد ، کجا رَوَد دلِ من؟
که بی وجودِ گل فاطمه ، گرفتارم
 
میان روضه دلم میرود همان جا که ،
دو دست بر کمرش گفت : «ای علمدارم...
 
بلند شو که سکینه عجیب مضطرب است
بلند شو نفسم ، ای همه کس و کارم
 
بلند شو ، کمرم تیر میکشد عباس...
ببین که خنده کنان ، میدهند آزارم!
 
صدای خواهرم از خیمه میرسد بَر گوش
که ناله میزند: عباس... میر و سردارم»
5
0
موضوععرفه اعیاد و ایام
گریزعاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرپوریا باقری
قالبغزل
سبک پیشنهادیمناجات
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت