خورشید، مستتر به حجابِ سحاب شد
سیمرغِ چرخ، آینهدارِ غراب شد
آیا خسوف گشته که شد تیره روزگار؟
یا گنبد طلا، به نقابِ تراب شد
از آتشی که بر حرم عسکری زدند
قلب ولی عصر و محبان، کباب شد
از بارگاه عسکریون، سر بُریدهاند
خونش، روان ز دیده هر شیخ و شاب شد
فریاد شیعه بود، نه امواج انفجار
عالم شنید و مرتعش از اضطراب شد
در موسم خرابه نشینی آل صبر
مهدی، صبور فاطمه، خانهخراب شد
«نرجس» که سایهبانِ حریمش، به خاک ریخت
در آفتاب، مرثیهخوانِ «رباب» شد
این قصر، با شُکوهتر از قبل میشود
خصم علی، گمان نکند کامیاب شد

خورشید، مستتر به حجابِ سحاب شد
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت






