قاسم نعمتی

باز هم خانه و یک بستر خون‌آلوده

بازگشت
باز هم خانه و یک بستر خون‌آلوده
زنده شد خاطرۀ‌ مادر خون‌آلوده
 
شیر مرد احد افتاده، کجایی زهرا؟
تا ببندی سر این حیدر خون‌آلوده
 
این سر و صورت خونین شده هم ارثی شد
بعد از آن کوچه و نیلوفر خون‌آلوده
 
ریشۀ هرچه بلا آن در و دیوار شده
سینۀ مادر و میخ در خون‌آلوده
 
مثل پهلو سر پاشیده ز هم خوب نشد
چه کند زینب و این پیکر خون‌آلوده؟
 
دور زینب همه هستند، همه محرم‌ها
وای از کرببلا و پر خون‌آلوده
 
با لبانی که ترک خورده به گودال آمد
بوسه زد با قد خم حنجر خون‌آلوده
 
در سرازیری تل، روبروی شمر رسید
چشمش افتاد به موی سرخون‌آلوده
 
خوب شد خورد به تاریکی شب غارت‌ها
جمع شد قافله‌ای دختر خون‌آلوده
 
می‌فروشند در این کوفه سر بازارش
گوشوار و سپر و معجر خون‌آلوده
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت