ای کشته غلتان به خون ای علمدارم

ای کشته غلتان به خون ای علمدارم
بردی ز دل صبر و سکون ای علمدارم
 
***ای زاده حیدر چه شد زور و بازویت
از چه ز زین گشتی نگون ای علمدارم
 
جان برادر حال من بی‌تو درهم شد
از بی‌کسی شکست پشتم قامتم خم شد
 
***صبر از کفم بر باد رفت و طاقتم کم شد
داد از سپهر واژگون ای علمدارم
 
جان برادر بعد تو شد حسین بی‌یار
کردند دستت را قلم فرقه اشرار
 
***چون بازوی شیرافکنت اوفتاد از کار
شد کوکب بختم زبون ای علمدارم
 
چشم سکینه در حرم ماند اندر راه
از بعد تو دست من از چاره شد کوتاه
 
***غیر از خدا نبود کسی از دلم آگاه
بی‌تو روم در خیمه چون ای علمدارم
 
بعد از تو شد اندر جهان در بدر زینب
در دست دشمن دستگیر خون جگر زینب
 
***با شمر دون شد سوی شام همسفر زینب
در بود ایمن تاکنون ای علمدارم
 
بهر شبیخون روز و شب لشکر ماتم
شد سوی (صامت) رهنمون ای علمدارم
 
***تنها نه من گردیده‌ام با غمت همدم
زد تا قیامت ماتمت شعله در عالم
 
بهر شبیخون روز و شب لشکر ماتم
شد سوی (صامت) رهنمون ای علمدارم
749
1
موضوعتاسوعا (شهادت) | مناجات با حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام) | حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام)
گریزعاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | مصائب امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرمیرزا محمد باقر صامت بروجردی
قالبمسمط
سبک پیشنهادینوحه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت