میثم مومنی نژاد

علقمه در غمم نوحه خوانده

بازگشت

علقمه در غمم نوحه خوانده
چیزی از پیکر من نمانده
بین چه شد با مه آل هاشم
قد سقا شده همچو قاسم
الوداع الوداع ای برادر(2)
بسکه تیر آمده بر تن من
خون کند گریه این جوشن من
بر زمین خوردنم دیدنی شد
پاره پاره تنم دیدنی شد
الوداع الوداع ای برادر(2)
من که دستی به پیکر ندارم
تیر از این دیده بیرون بیارم
دیده را بسته خون جبینم
بستن دست خواهر نبینم
الوداع الوداع ای برادر

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت