دور میشد دو رد پا از هم
در پی آن، دو تا صدا از هم
از همان دور بوسه میگیرند
جای بابا دوتا دوتا از هم
تا بسازند کربلا با هم
تا بگیرند کربلا از هم
با رجزهای حیدری این دو
جان گرفتند بارها از هم
دورشان جمع میشود لشکر
کم کنی هر کدام را از هم
تیغها عاقبت یکی گشتند
تا شوند این دوتا جدا از هم





