دردی تمام بال و پرم را گرفته است

دردی تمام بال و پرم را گرفته است
آهم فضای هر سحرم را گرفته است
 
از من برفتن است و دلم تنگ فاطمه
گرچه کلون در کمرم را گرفته است
 
دنیا به کام من به خدا مثل زهر بود
از آن زمان که همسفرم را گرفته است
 
آن زمان که پهلوی او تیر می کشید
دردی تمامی جگرم را گرفته است
 
من گرفت فاطمه را دشمنم،از او
در بین کوچه ها پسرم را گرفته است
 
نمی رود سپرم بود و یک غلاف
از دستهای من سپرم را گرفته است
 
تیغی که وقت سجده سرم را شکاف داد
از من توان مختصرم را گرفته است
 
دگر صدای شکستن شنیده شد
مسجد عزای پشت درم را گرفته است
 
دور از نگاه دختر من بال جبرئیل
زخم عمیق فرق سرم را گرفته است
19
0
موضوعضربت خوردن و شهادت امیرالمومنین علی (علیه السلام)
گریزهجوم به خانه ، شهادت و حضرت محسن حضرت زهرا (سلام الله علیها) | ماجرای کوچه (فدک) حضرت زهرا (سلام الله علیها) | ماجرای مسجد حضرت زهرا (سلام الله علیها)
شاعرمسعود اصلانی
قالبغزل
سبک پیشنهادینامشخص
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت