میثم مومنی نژاد

به پا شد با دست ماتم خیمه ی غم در دل من

بازگشت

به پا شد با دست ماتم
خیمه ی غم در دل من
بیا برگردان مدینه
ای برادر محمل من
دلم می لرزد که روزی
هوا رنگ شب بگیرد
از آن ترسم خنجر شمر
تو را از زینب بگیرد
ای باغ و (بهار من ) 3
بمان در ( کنار من ) 3
یا مظلوم حسین جانم
همین جا جان دادنت را
می نشینم در نظاره
تو تنها در بین گودال
زیر خنجر پاره پاره
همین جا در پیش چشمم
شود قسمت ای حسین جان
تن تو با نعل اسب و
سر تو با نیزه داران
دامانت (بگیرم من ) 3
دعا کن (بمیرم من ) 3
یا مظلوم حسین جانم

اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت
این شعر صوت داردلمس کنید و صوت‌ها را ببینید