به هرکه مینگری ذکر ربنا دارد
دراین حریم وفا، یا الهنا دارد
قنوت عشق دراین جا چقدر دیدنی است
در این محیط، نفس عطر ربنا دارد
صفا و مروه ندارد صفای اینجا را
تو کعبهای و حرمخانهات صفا دارد
تو از قبیلهی عشقی، نوادهی حسنی
زیارت حرمت اجر کربلا دارد
نسیم صبح سعادت وزد ازاین گلزار
به روی بال، شمیم تو را صبا دارد
سزاست گرکه تو عبد العظیم گردیدی
که بندگان بزرگی چنین خدا دارد
زفیض خدمت درگاه عترت یاسین
چقدر خاک تو تأثیر کیمیا دارد
تو از سلالهی نوری و سید الکرمی
به پاس جود تو این آستان گدا دارد
شمیم ناب احادیث نور تو جاریست
هنوز عطر کلام تو را فضا دارد
چراغ مهرتو در هر دلی که روشن گشت
رهی زلال به سرچشمهی بقا دارد
نمیرود ز دل اهل معرفت بیرون
کسی که قدر و شرافت ز اولیا دارد
تو مثل آینهی آفتاب پر نوری
که جان شهر ری از جلوهات ضیا دارد
بده به دست «وفایی» نخ عبایت را
که روز حشر بگویند آشنا دارد





