- صفحه اصلی
- به جای باران بارد ز آسمان انجم

به جای باران بارد ز آسمان انجم
لینک
https://ayohalmazloom.com/p-381913
به جای باران بارد ز آسمان انجم
به مقدم پسر فاطمه امام دهم
چه خفتهای مه من روز عید آمد قُم
به بحر شادی گردیده ملک هستی گُم
شد از ولایت ابن الرّضا جهان روشن
قلوب شیعه دل صاحب الزمان روشن
عروس فاطمه بر فاطمه پسر زاده
برای شمس ولایت بهین قمر، زاده
و یا که آمنه پیغمبری دگر زاده
و یا که بنت اسد شیر دادگر، زاده
بحق که آینه حسن خالق ازلی است
که بوسه زن به جمالش محمّد ابن علّی است
بر از کبر و ریا تا که کبریا بینی
خودی گذار به یک سوی تا خدا بینی
شکوه آینة روی مصطفی بینی
مه جمال دل آرای مرتضی بینی
جمال لَیس کَمِثله هویدا شد
مه امید جواد الائمه پیدا شد
در آسمان ولا ماه بیقرین آمد
به صورت بشری صورت آفرین آمد
کز آفتاب بر ن ماه آفرین آمد
ولّی حق دهمین پیشوای دین آمد
امین وحی ز سوی خدا در این میلاد
پیام تبریک آورده بر امام جواد
بر از خویشتن و گوش جان خود کن باز
کز آن ولّی خدا گویمت یکی اعجاز
که مرغ روحت از حبس تن کند پرواز
به آسمان حقیقت رسی ز کوی مجاز
ز شرح آن بشناسی امام را، بهتر
وصی حضرت خیرالانام را، بهتر
بگفت با متوکّل زنی از نسل عرب
که یا امیر منم دختر علی، زینب
حسن برادر و زهراست مادرم به نسب
ز آسمان ولایت منم همان کوکب
خلایق از سخن او به حیرت افتادند
که قصّه را به امام دهم خبر دادند
امام آمد و اول نصیحتش فرمود
ولی نداشت نصیحت برای آن زن سود
ولّی حق که بجان و تنش سلام و درود
گشود غنچة لب را بدو چنین فرمود
که گوشت بدن پاک اهلبیت کرام
بود به حجم خدا بهر هر درنده حرام
براستی اگرت دعوی است در گفتار
بجانب قفس شیرها قدم بگذار
سخن بگوی بآنان نشانشان به کنار
بگفت ای به بزرگیت کرده حق اقرار
اگر به صدق بود گفتهات ز من بشنو
بجانب قفس شیرها تو اوّل رو
از این سخن متوکل شد بسی دلشاد
ولی امام که جان جهان فدایش باد
بجانب قفس شیرها قدم بنهاد
چو چشم شیران بر روی حضرتش افتاد
بخاک مقدمش از عجز و لابه افتادند
سرشک ریخته صورت به پاش بنهادند
کنار خویش چو روی امام را دیدند
گل وصال ز گلزار حسن او چیدند
سرشک شوق چو باران ز دیده باریدند
بگرد یوسف زهرا هماره گردیدند
یکی از آنان با حضرتش سخن میگفت
ز رنج پیری و احوال ضعف تن میگفت
که ای ولی الهی اگر چه من شیرم
ولی ز کثرت سن اوفتاده و پیرم
ز رنج پیری در این قفس زمین گیرم
ز بس گرسنه به سر میبرم ز جان سیرم
ز شیرهای جوانتر بخواه ای سرور
که وقت خوردن طعمه بمن کنند نظر
امام گفت: بود تا گرسنه این حیوان
به سوی طعمه نیایند شیرهای جوان
قدم نهاد برون از قفس لب خندان
فتاد زن به قدمهای حضرتش گریان
که ای ولّی خدا شرمگین و منفعلم
نه زینبم منما پیش دیگران خجلم
شنیدهام متوکّل که سخت گشت حقیر
تو گوئی از حسد آمد به سینة وی تیر
بگفت آن زن بیچاره را کنند اسیر
برند جانب شیران به جرم این تزویر
همه ستاده به حالش نظاره میکردند
که شیرها تن او را پاره پاره میکردند
اگر که گوشت آل پیغمبر اسلام
به قول حجت حق هست بر درنده حرام
به کربلا ز چه رو گرگهای کوفه و شام
حسین را که بود نور چشم خیرالانام
به ظهر جمعه لب تشنهاش فدا کردند
سر مقدّس او را ز تن جدا کردند
شراره زد به دلم یاد وقعة عاشور
تنی که بود سراپاش جمله آیت نور
به موج نیزه و شمشیر و سنگ شد مستور
شکسته شد همه اعضای آن ز سُمّ ستور
برهنه ماند به روی زمین سه روز و سه شب
ندانم آنکه چه بگذشت بر دل زینب
دمی که دختر زهرا به قتلگه رو کرد
نگاه بر بدن پاره پارة او کرد
کشید ناله پریشان ز غصّه گیسو کرد
سرشک ریخت ز چشم و نگه به هر سو کرد
چه دید، دید به گردش به غیر دشمن نیست
چنان گریست که دشمن بر او بلند گریست
به گفت ای بفدای تو مادر و پدرم
چگونه جسم تو صد چاک بر زمین نگرم
ز جای خیز ببین سوی شام رهسپرم
تو خفتهای و شده قاتل تو هم سفرم
عزیز فاطمه ما را سوار محمل کن
نگه به اشک من و خندههای قاتل کن
3
0
موضوعولادت امام هادی (علیه السلام)
گریزمدح امام هادی (علیه السلام) | عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | مناجات ها و مصیبتهای حضرت زینب بعد از عاشورا امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان
شاعرغلامرضا سازگار
قالبمثنوی
سبک پیشنهادیمدح و مرثیه
زبانفارسی
اشعار مرتبط با این شعر و مناسبت

تا کتاب آفرینش باز شد
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)
گریزاماکن شریف | امام هادی (علیه السلام) | امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان | حضرت زینب (سلام الله علیها)

ای آنکه سحرگاه ِ من و صبح سپیدی
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)

هرکه را آسمانیاش کردند
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)

نور خدا گرفته فضاى مدینه را
موضوعامام هادی (علیه السلام)
گریزامام هادی (علیه السلام)

شروع عشق به نام خدا به نام شما
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)

خورشید پر تلألو هفت آسمان شدی
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)

قسمتم شد که آشنا باشم
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)
گریزامام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان

باز دلم در هوای حضرت هادی
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)

ای هدایت را به معنا جلوه گر
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)

جلوهای از جبروت آوردند
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)
گریزاماکن شریف | امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان

دوباره مطلع اشعار من “علی جان” است
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)
گریزامیرالمومنین علی (علیه السلام)

شمیم عطر رحمت میوزد از کوچهها امشب
موضوعامام هادی (علیه السلام)

خَبَرش آمده که عرش چراغان شده است
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)

تمام زاویه ها را کشیده ای قائم
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)

ای «سُرّ مَن رَأیٰ»ی غم ما فقیرها
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)

برای عشق دوباره بهانه پیدا شد
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)
گریزامام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان

سپاس و حمد خدا را که ناز و نعمت داد
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)
گریزامام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان

ای عاشقان دوباره زمان صفا رسید
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام هادی (علیه السلام)
گریزامیرالمومنین علی (علیه السلام)

آمده تا سخن از چشم خود آغاز کند
موضوعامام هادی (علیه السلام)
گریزامام هادی (علیه السلام) | امام رضا (علیه السلام) | امام حسین (علیه السلام) ، کربلا و کاروان

یک جلوه ی دلپذیر تکرار شده است
موضوعامام هادی (علیه السلام)

بر جامعه و پیام نورش صلوات
موضوعامام هادی (علیه السلام)

کعبه ی اهل سما قبله ی ایمان رسید
موضوعامام هادی (علیه السلام)

امشب زمین و آسمان ها غرق نور است
موضوعامام هادی (علیه السلام)

سیدی سیدی حضرت هادی
موضوعامام هادی (علیه السلام)
گریزامام زمان (عج)

روشن شده آیینه ی جان ، با صلوات
موضوعامام هادی (علیه السلام) | امام حسن عسکری (علیه السلام) | چهارده معصوم
