ایها المظلوم-ayohalmazloom
ولادت-امام-باقر-علیه السلام
لطفاً برای جستجوی گریز های متفاوت در این مناسبت به کادر جستجوی گریز در سمت راست صفحه مراجعه فرمایید
نمایش هر صفحهمورد
ای دانش و کمال و فضیلت سه بنده‌ات
دشمن گشاده‌رو، ز گلستان خنده‌ات
آرندۀ کمال و شکافندۀ علوم
پاینده عمر هر دو ز گفتار زنده‌ات
 
ای متّکی هماره کلام خدا به تو
یا باقرالعلوم! سلام خدا به تو
 
مولای کلّ خلقتی و خلق را ولی
انوار انبیا ز جبین تو منجلی
دریای هفت دُرّ و دُرِ چار بحر نور
نجل دو فاطمه، خلفِ پاکِ دو علی
 
تفسیر حسن لم یزلی نقش صورتت
گل‌بوسه‌های یوسف زهرا به طلعتت
 
تو کیستی محمّد آل محمّدی
خورشید آسمان کمال محمّدی
قرآن نور در بغل زین العابدین
آیات سوره‌های جمال محمّدی
 
دانش نیازمند دم روح‌پرورت
جابر سلام گفته ز قول پیمبرت...
 
آیینۀ جمال خداوند اکبری
نامت محمّد است و سراپا پیمبری
دُردانۀ حسینی و ریحانۀ حسن
نسل امام، هم ز پدر هم ز مادری
 
شیرین هماره کام دل از ذکر خیر توست
وز قصّۀ لطیف عزیز و عُزیر توست
 
آب حیات جرعه‌ای از آب جوی تو
روح مسیح می‌دمد از گفتگوی تو
پایان گرفت شهر جمادی در انتظار
تابید در هلال رجب ماه روی تو
 
این ماه را به فیض تو رحمت فزوده شد
دست عطا و باب اجابت گشوده شد
 
علم تو گر نبود شهادت اثر نداشت
نخل امید سیّد سجّاد بَر نداشت
مولای ساجدین و امام المجاهدین
مثل تو ای محمّد ثانی، پسر نداشت
 
زهد پدر، کرامت مادر مبارکت
در کودکی شهامت حیدر مبارکت
 
در مجلس یزید که بودت چهار سال
گفتی سخن چنانکه خداوند ذوالجلال
خواندی حرامزاده سپاه یزید را
با منطقی که پور معاویّه گشت لال
 
یک طفل چار ساله و این نطق آتشین
تو لب گشودی و پدرت گفت آفرین
 
حُبّ تو نخل پر بر شیرین باغ دل
مِهر تو همچو مُهر جبین است داغ دل
از وادی بقیع تو در سینه، بقعه‌ها
وز قبر بی‌چراغ تو روشن چراغ دل
 
ای ماورای وهم، مقام رفیع تو
تا حشر در مدینۀ دل‌ها بقیع تو
 
ای مکتب تو روح تمام پیام‌ها
در هر پیام روح‌فزایت قیام‌ها
تا گردش مداوم لیل و نهار هست
از خلق و از خدات دمادم سلام‌ها
 
پیوسته ریخت گوهر توحید از لبت
کار قیام کرب‌وبلا کرد مکتبت...
بیا به پای دل خود سفر کنیم امشب
ز کوچه‌های مدینه گذر کنیم امشب
 
خدا به زین عبادش عطیه‌ای بخشید 
بیا تمام جهان را خبر کنیم امشب 
 
بیا سلام و درود و تهیت خود را 
نثار این پدر و این پسر کنیم امشب
 
در آسمان ولا مهر و مه، هم آغوشند 
بیا نظاره‌ی شمس و قمر کنیم امشب
 
دگر به دیدن باغ بهشت حاجت نیست 
اگر به باغ ولایت نظر کنیم امشب
 
برای این که بگیریم عیدی از زهرا 
سزد ارادت خود بیشتر کنیم امشب
 
به پاس مقدم دریا شکاف علم و کمال 
ز اشک شوق نثارش گهر کنیم امشب
 
شب ولادت او در مدینه جشنی نیست 
بیا ز غربت او دیده تَر کنیم امشب
 
تمام فرصت ما وقف خدمت بر اوست 
چه حاجت است که کار دگر کنیم امشب
 
اگر که چشمه‌ای از معرفت شود پیدا 
نهال مهر ورا بارور کنیم امشب
 
کنار خرمنی از عشق او بیا بنشین 
که فکر توشه‌ی راه سفر کنیم امشب
 
بگو به خلق (وفایی) ز جای برخیزد 
لباس خدمت بر او به بر کنیم امشب
گلشن توحید، آباد امام باقر است
مرغ دل در هر نفس یاد امام باقر است
در تجلّی نور ارشاد امام باقر است
شادی اجداد و اولاد امام باقر است
مژده یاران! عید میلاد امام باقر است
 
کعبه‌ی دل، روح قرآن، جان زین العابدین
 
سر زده در اوّل ماه رجب ماهی تمام
کافتابش آورد هر صبح‌دم عرض سلام
کنیه بوجعفر، لقب باقر، محّمد شد به نام
قطره‌ای از چشمه‌ی علمش علوم خاص و عام
نجل پیغمبر امام ابن امام ابن امام
 
رهنمای راستان و پیشوای راستین
 
کیست این مولود انجم را چراغ انجمن
عارف بود و نبود و واقف سرّ و علن
بحر بی پایان علم ذات حیِّ ذوالمنن
جابر آورده سلامش از رسول مؤتمن
باب او ابن الحسین و مام او بنت الحسن
 
جدّه‌اش زهرا و جدّش رحمةٌ للعالمین
 
روی او روی خدا، خوی محمّد خوی او
سجده آرند آسمانی‌ها به خاک کوی او
از حسین و از حسن دارد ملاحت روی او
لاله‌های باغ جنّت مست عطر بوی او
نخل طوبی سرو رعنای کنار جوی او
 
طوطی آن نخل، میکاییل و جبریل امین
 
از خداجویان عالم بنده‌ی درگاه تو
ای صراط مستقیم کلّ خلقت، راه تو
وی فراتر از ثنای خلق، قدر و جاه تو
آفتاب وحی روی خوب‌تر از ماه تو
مخزن اسرار غیب حقّ، دلِ آگاه تو
 
منطقت علم الکتاب و مکتبت علم الیقین
 
سنگ اگر خاک تو گردد توتیایش می‌کنی
مس چو اکسیر از تو خواهد، کیمیایش می‌کنی
دست گمراهی چو گیری‌، رهنمایش می‌کنی
هر کجا بیگانه بینی، آشنایش می‌کنی
دشمن ار دشنام گوید، تو دعایش می‌کنی
 
با کلامی جانفزا و با بیانی دلنشین
 
گاه از صوت مناجاتت ملائک در خروش
گاه اهل آسمان‌ها را کلامت دُرّ گوش
گه زاشگ دیده آری بحر رحمت را به جوش
گه جواب نیش دشمن را دهی پاسخ به نوش
گاه مانند کشاورزان بود بیلت به دوش
 
ریزدت پیوسته مروارید غلطان از جبین
 
ای گرفته وام خورشید جهان آرا زتو
ای عیان خُلق رسول و عصمت زهرا زتو
ای مزین کوه و دشت و دامن صحرا زتو
ای هدایت تا قیام محشر کبری زتو
ای زیارتنامه‌ی جانسوز عاشورا زتو
 
شور عاشورات پیدا در کلام آتشین
 
محفل قدّوسیان را از تو باشد ذکر خیر
با تو دائم اُنس دارد جنّ و اِنس و وحش و طیر
کرد‌ه‌ای از دامن سجّاده تا معبود سیر
مست فیضت آشنا و محو گفتار تو غیر
از تو زیبا قصّه‌ی ناب عزیز است و عُزیر
 
سینه‌ات دریای علم اوّلین و آخرین
 
تا تو را پیوسته در آغوش جان دارد بقیع
از تن پاک تو روح جاودان دارد بقیع
گر چه از خورشید گردون سایبان دارد بقیع
ناز هر شب بر چراغ آسمان دارد بقیع
سایه‌ی رحمت به فرق انس و جان دارد بقیع
 
خلق رو آرند سویش از یسار و از یمین
 
من کی‌ام مدحت‌سرای خاندان عصمتم
هر که هستم خاک پای خاندان عصمتم
سرخوش از جام ولای خاندان عصمتم
بلکه مرهون عطای خاندان عصمتم
«میثم» دار بلای خاندان عصمتم
 
بارالها هستی‌ام را کن فداشان آمّین
دنیا سیاه بود که نوری بلند شد
خورشید از کرانه ی دوری بلند شد
در بین شهر نغمه‌ی شوری بلند شد
در دشت جهل،سرو شعوری بلند شد
 
بالاترین تفکر آدم!..،خوش آمدی
کامل ترین تعقل عالم!..،خوش آمدی
 
مکتب نشسته بود که ناگاه پا شدی
در عصرِ لال بودن منبر،صدا شدی
بر شانه ی تفکر شیعه عبا شدی
تو پنجمین تشرف توحید ما شدی
 
در جاده ‌ی شریعت نُطق‌َت،مسافریم
ما شیعیانِ خط به خطِ قالَ باقریم
 
تو امتداد نافله های محمدی
تعقیب های بعد عشای محمدی
شخصاً کلیددار حرای محمدی
آئینه ی تمام‌نمای محمدی
 
تصویر با ملاحت روح خدا !..،سلام
ای دومین پیمبر ایمان ما !..،سلام
 
بر روح هرچه علم،بدن کیست مثل تو
طوبای فهم،بین چمن کیست مثل تو
شیرین ترین بیان سخن کیست مثل تو
تلفیقی از حسین و حسن کیست مثل تو!
 
مهتاب بام این دوبرادر درآمده
اینگونه دلربا‌شدن از تو برآمده
 
در کوچه‌باغِ بحث شبی که قدم زدی
تنها ز لفظِ آیه‌ی تطهیر دم زدی
بر قلّه های قلب نَصاری علم زدی
زیباترین مناظره ها را رقم زدی
 
پس واجب است از هُنرت استفاده کرد
باید فنون بحث شما را پیاده کرد
 
ای خوش‌به‌حال هرکه درت را رها نکرد
خود را کنار سفره ی بیگانه جا نکرد
هنگام فقر غیر شما را صدا نکرد
آن‌کس زُراره شد..،که به زر اعتنا نکرد
 
ظرف مرا شکسته‌سبوی‌َت کُنی خوش است
ما را به جبر جابرِ کوی‌َت کنی خوش است
 
در صُلح آب و آتش ما جنگ نیست که
آن دل که مبتلای تو شد تنگ نیست که
ذاتی که جنس آینه شد سنگ نیست که
هرکس کُمِیت عشق تو شد.،لنگ نیست که
 
اهل قلم _به نون و قلم_ هست چاکرت
ای هرچه شاعر است به قربان شاعرت
 
باید برات گنبدی از زر درست کرد
رو به مزار خاکی تو در درست کرد
عطر نفیسی از گُل قمصر درست کرد
پائین پایِ قبر تو منبر درست کرد
 
صحن تو را شبیه گوهرشاد می کنیم
خاک بقیع را حسن‌آباد می کنیم
 
تو یاکریم زاده‌ی آسیب‌دیده ای
در ابتدا به آخِرت غم رسیده ای
دردی ز جنس خار مغیلان چشیده ای
در اوج‌ کودکی چه عذابی کشیده ای
 
سر نیزه ها کتاب خدا را گسیختند
در پیش چشم تو سر جد تو ریختند
 
صبح غرور تو به شبی ظالمانه خورد
خواب عمیق تو لگدی بی بهانه خورد
با دست زجر زلف سیاه تو شانه خورد
همبازیِ سه‌ساله ی تو تازیانه خورد
 
دیدی سرِ عمو سرِ سرنیزه آب شد
دیدی طناب حرمله سهم رباب شد!
هلال ماه رجب مقدمت مبارکباد
دوباره پرتو رویت به شهر ما افتاد
 
سلام ماه خدا ماه عفو و بخشایش
ز یمن تو شده بیت گلین دل آباد
 
سلام بر دو محمد سلام بر دو علی
شرافت تو فزون تر شده است زین میلاد
 
بنات فاطمه هر یک ستاره ای رخشان
نبی ست از برکات وجود آنها شاد
 
امام باقر و پنجم تجلی افهام
ز شوق تشنه دانش به پای او افتاد
 
گشوده دیده به چشمان حضرت سجاد
اگر غلط نبود او حسین دیگر زاد
 
قرابتی که اجین گشته با علوم و کمال
ز پایه علم و فنون را نهاده او بنیاد
 
ز فیض ماه رجب باب توبه هم باز است
خدا دوباره به خلقش ز لطف فرصت داد
 
خجل ز کرده و خودکامگی و بار گنه
به جاست تا که ز اعمال خود زنی فریاد
 
مرجب است از آن رو که ماه خودسازی است
ذبیح نفس شدن خوش بود در این میعاد
 
اگر چه دم زدن از عشق بی تکلف نیست
غلام درگه تو هر که شد بود آزاد
 
ز فیض ماه رجب پر نما تو انبانت
که وِرز نیک بماند برای روز معاد
 
میان روزه و شب های آرزومندی
به قدر گوشه چشمی نما ز مهدی یاد
روشن تر است این پسر از ماه،صورتش
گردن کشیده ماه خودش هم به رویتش
 
ماه رجب به ماه عرب چشم دوخته
معلول خیره ست به دقت به علتش
 
ماه تمام اول ماه رجب رسید
قد قامت الصلوة به قد و به قامتش
 
شد اولین محمد بعد از پیامبر
آمد ز دست های علی هم نبوتش
 
چون آفتاب وقت طلوع و غروب خویش
عمری نشسته کوه دو زانو به خدمتش
 
پلکش دلیل روز و شب است و به این دلیل
باید که کوک کرد زمان را به ساعتش
 
در آفتاب ظهر، زمین سایه اش کم است
خاص است قهر حجت و عام است رحمتش
 
از شرق تا به غرب جهان،نه بزرگتر
قلب من و تو است حدود حکومتش
 
قارون اگر شود همه ی عمر چون گداست
در محضر تو هرکه بنازد به ثروتش
 
این سو پدربزرگ حسن آن طرف حسین
باید که غبطه خورد به شکل سیادتش
 
بوده علی اگرچه پسرخوانده ی نبی
گشته محمد اِبْنِ علی با ولادتش
 
داییش قاسم است و رقیه ست عمه اش
از این مسیر رفته به زهرا شباهتش
 
همبازی رقیه و دلواپس عمو
شد شرح روضه مدت عُمر امامتش
 
در ظاهرش گرفتن مجلس برای علم
در اصل شرح روضه فقط بوده علتش
 
تا روضه ی حسین شود زنده، نُه امام
مسموم هم شوند می ارزد به قیمتش
این مدینه ستاره باران است
چشم خورشید خیره برآن است
داخل مهد روح ایمان است
روزگار زمین درخشان است
جان دین روی دست جانان است
 
این پسر از تبار ایران است
 
پسری از تبار شیر خداست
نوه ی پادشاه کرب و بلاست
باقرالعلم  ِ مکتب مولاست
گل سجّاد و جلوه ی زهراست
لحظه ای که برابر سقّاست
 
ماه و خورشید حق نمایان است
 
پنجی از جنس پنج تن آمد
وارث علم  ِ موتمن آمد
یادگار ابا الحسن  آمد
گل زهرا سوی وطن آمد
حسنینی به یک بدن آمد
 
آسمان را ببین که حیران است
 
آسمان مات این قیام و قعود
حیدر دیگری به وقت سجود
کرم مجتبی در این مولود
عشق شاه وفا به تار و به پود
انتهای درخش اش موعود
 
شاهد غرّش دلیران است
 
کربلای حماسه ها لبّیک
پسر سجده و دعا لبّیک
شاهد نای نینوا لبّیک
دیده ای لعل تشنه را لبّیک
پابرهنه چرا؟! کجا؟! لبّیک
 
جشن دلدار و دل پریشان است
 
به پریشانیِّ غروب دهم
به همان حرص مُلک و آن گندم
به نشانیِّ نیزه کردم گم
راه شادیُّ و می رسم بر سُم
زیر سم جسم و پای مجلس خُم….
 
کعب نی سهم کام و دندان است
 
کربلایی ِّ کربلا در شام
کاروان بود و طعنه و دشنام
سنگ آمد به سویتان از بام
حاجیان روی نیزه در اِحرام
وَ به اسلام می رسید سلام
 
چون حرم میهمان ویران است
 
ذکر ویرانه ی عذاب حسین
دم دردانه بی حساب حسین
روضه ی مشک خشک و آب حسین
تپش قلب ِ بوتراب حسین
ریشه ی ناب انقلاب حسین
 
شاه لب تشنه العجل خوان است
باید به فکر قافیه های جدید بود
در شهر غمزده به هوای امید بود
 
باید به مثنوی پر و بال عقاب داد
شوری برای خلقت یک انقلاب داد
 
باید تلنگری به تکاپوی سینه زد
با بیتهای شعر پلی تا مدینه زد
 
باید سراغ زمزمه ای عاشقانه رفت
در جستجوی شوق به هر بی کرانه رفت
 
باید برای فصل رجب واژه آفرید
شاید هوای وصل و طرب سوژه ای جدید
 
ماهی که مات روشنی اش میشود نجوم
راهی به سمت یا علی از باقرالعلوم
 
نفسی که شد نَفَس نَفَسش بی حد و عدد
با دیدن هلال رجب یا علی مدد
 
پای رجب رسیده به شهر نوشته ها
گل شد تمام گفته و گل شد شنفته ها
 
تسبیح عاشقیِّ دل شاد یا علیست
سبُّوح حمد حضرت سجّاد یا علیست
 
نور مبین ذات خدا در زمین ببین
آمد اصول دین پسر زین العابدین
 
باقر بقای علم لدنِّی ِّ مصطفاست
باقر بنای نام علی با همان صفاست
 
باقر شکوه عاشقیُّ و عشق خالق است
دار و ندار سینه ی پرشور صادق است
 
باقر نمای تشنگیُّ و نای زندگی ست
اوج غم و عروج تولّا و بندگی ست
 
پرورده ی نیایش شبهای نافله
همبازیِّ سه ساله ی همپای قافله
 
یادآور حماسه ی عبّاس در نبرد
تیرش جواب طعنه شد و قلب فتنه سرد
 
شرحی برای درک معانیِّ فاطمه
راهی به سوی ربُّ و مبانیِّ زمزمه
 
حبَّش کلید برتریِّ محشریِّ ماست
نامش زمینه ی نفس حیدریِّ ماست
 
ای شاهد شهادت گلهای آفتاب
اشک دو چشم کودکیَّت مات مشک آب
 
یادت نمی رود سفر پای نیزه ها
دیدار قتلگاه و وداع با جنازه ها
 
برگ گل و فشار غل و طعنه و عذاب
بزم می و جفای نی و مجلس شراب
 
تو روضه های آه رباب و سکینه ای
یک کربلا عذاب و عطش در مدینه ای
 
آنروز شعله آمد و سوزاند خیمه گاه
امروز مانده قبر تو بی شمع و بارگاه
 
اصلاً سقیفه آمده همواره لج کند
محتاج شیعه را به دعای فرج کند
 
آقا بیا که آمدنت آرزوی ماست
عمریست بغض دوریِّ تو درگلوی ماست
دل ها به هم لب ها به هم سرها به هم خوردند
خیل ملک از قسمت پرها به هم خوردند
 
بر دیدن ماهی که نور فاطمه دارد
در کهکشان انگار اخترها به هم خوردند
 
نور حسین آمیخت با نور حسن, درتو؛
بالاخره نور برادر ها به هم خوردند
 
یک مرتبه در اکثر میخانه های شهر
دروقت میلاد تو ساغر ها به هم خوردند
 
درمکتب هست علم قطعا بهتر از ثروت
غیراز ابوذرها, ابازرها به هم خوردند
 
غیر از ابوذرها و سلمان ها, دراین درگاه؛
درکثرت خُدّام قنبرها به هم خوردند
 
در رفت و آمدها به یاد مادر افتادم
در رفت و آمدها که هی درها به هم خوردند
 
ای وای, از آن کوچه های تنگ وقتی که؛
بر روی نِیْ چون جام مِیْ سرها به هم خوردند
عشق آمد و خاک کف پایت طلب کرد
ما را اسیر زلف سلطان عرب کرد
برکاممان با ذکر یا مولا رطب کرد
ما را گدای اول ماه رجب کرد
 
باتو دوباره عاشقی از سر بگیریم
حاشا که ما سوی در دیگر بگیریم
 
ماه رجب آمد خودش را باصفا کرد
ماه رجب آمد به تو آغوش وا کرد
او جرعه جرعه آبرویی دست و پا کرد
با آبرو شد خویش را ماه خدا کرد
 
دروازه ی ماه خدا نام شما بود
عرش خدا بر قله ی بام شما بود
 
خواهم شبیه سایه افتم زیر پایت
یا چون کبوتر پر بگیرم در هوایت
صدها غزل را هدیه آوردم برایت
تا که شوم شاگرد این دانش سرایت
 
ازلطف زهرا(سلام الله علیها) خادم باقر شدم من
داده قلم دستم اگر شاعر شدم من
 
با علم خود چون مرتضی اعجاز کردی
جنگی دگر با دشمنت آغاز کردی
زخم زبان ها خوردی اما..ناز کردی
بابی ز حکمت بر نصارا باز کردی
 
پیر نصارا شد به لبخندت مسلمان
مارا اسیر نور لبخندت بگردان
 
درتشنگی هایت تو از سقا بگویی
از هرم آتش بر لب دریا بگویی
شب تا سحر یاسیدی مولا بگویی
تب میکنی تا ذکر یا زهرا بگویی
 
دانم ز بوی یاس خانه بی قراری
از مادرت ارثیه داری هر چه داری
 
آخر خدا بیت الحرامی را فرستاد
همراه تو رکن و مقامی را فرستاد
همراه جابر احترامی را فرستاد
با لحن پیغمبر سلامی را فرستاد
 
بر روی لب هایت فقط نور و غزل بود
این از عنایات خدای لم یزل بود
 
دیدم که با نازی شبیه مادر آمد
او که کمان در دست سوی خیبر آمد
گفتند:محمد  یا نبی دیگر آمد
دیدم که باقر نه !!گمانم حیدر آمد
 
گفتا هشام او را که از نسل بهار است
هم صاحب علم و یقین هم ذوالفقار است
 
فرقی ندارد پیش ما نزدیک ,دوری
نازم تو را که معدن علم و شعوری
تو شارح تورات و انجیل و زبوری
هر پنج نوبت با خدا در کوه طوری
 
تو آیه های ناب قرآن کریمی
مفهوم بسم الله الرحمن الرحیمی
 
گفتم که آتش ,در دلت آتش به پا شد
بغضت پر از فریاد های بیصدا شد
در پیش چشمت سر به روی نیزه ها شد
طوفان اشکت راهی کرب و بلا شد
 
از کودکیت تا به پیری گریه کردی
عمری بر احوال اسیری گریه کردی
 
بر درگهت عمری پر از سوز و گدازیم
دستان خالی آمده غرق نیازیم
یک آرزو مانده که بر صحنت بنازیم
یک گنبد و گلدسته مخصوصت بسازیم
 
برالتیام زخم تو مرهم گذاریم
کنج حیاط صحن تو مریم بکاریم
چشم ها در پی دیدار به گردش آید
ذره چون گشت پدیدار به گردش آید
دیده ها در طلب یار به گردش آید
آسمان گشته چو دوّار به گردش آید
 
گر چه در اوج سما این همه اَنجم داریم
ما نظر سوی تو ای دلبر پنجم داریم
 
نفحه ای می رسد از کوی تو ای حضرت دوست
سجده آریم به ابروی تو ای حضرت دوست
دل ما آینه ای سوی تو ای حضرت دوست
قبله ی ماست گل روی تو ای حضرت دوست
 
تا هلال رجب از شرم تو گردید نهان
اول ماه خدا , ماه خدا گشته عیان
 
ماهرویی ز جنان غنچه ی گلفام رساند
جبرئیل آمد و از لعل لبت جام رساند
بر همه اهل سماوات چنین کام رساند
جابر از سوی نبی آمد و پیغام رساند
 
ز محمد به محمد چه سلامی برسید
نور آمد به سوی ماه ز سوی خورشید
 
نه فقط بهر نبی آرزوی ما همه است
ذکر دیدار رخت بر لب ما زمزمه است
نام تو اول عشق اسن و بر آن خاتمه است
حسن رخساره ی تو پرتو دو فاطمه است
 
بر حرمخانه ی عترت شده ای نور دو عین
تو هم از نسل حسن هستی و هم نسل حسین
 
مهر تو قلب مرا سوی اِله آورده
دست دل را بگرفته ست و به راه آورده
سایه ی روی تو آیینه چو ماه آورده
علم و دانش به حریم تو پناه آورده
 
تو شکافنده ی هر ذره ی دانش هستی
تو روایتگر هر لوحه ی بینش هستی
 
به کریمان جهان جود و کرم داری تو
فیض از سوی خدا بهر عدم داری تو
به دو صد همچو مسیح آیه و دم داری تو
به دلِ عاشق دل , خسته حرم داری تو
 
نه بقیع است فقط بارگهِ آرامت
همه ی عالم هستی است اسیر دامت
 
آسمان خم شده تا بوسه زند بر دستت
اهل عرش اند همه عاشق و مات و مستت
جمله ی حور و ملک همقدم و پابستت
واسطه فیض خدایی و فدایش هستت
 
جلوه ی حسن تو آیینه و مرآت خداست
نام تو ذکر خدایی و مناجات خداست
 
کعبه هستی و شده کعبه ی دل خال لبت
قبله هستی و شده قبله ی جان نور شبت
قدسیان مات شدند از کرم و از ادبت
من چه گویم ز خصال و ز کمال و نَسَبت
 
گفتن از مدح و ثنایت به خدا کار خداست
شرح اوصاف تو آیینه ای از صدق و صفاست
 
بی تو نابود شوم بی تو فراموش شوم
با تو از خویش جدا گردم و بی هوش شدم
ز ثنایت همه دم واله و مدهوش شوم
بهتر آن است که از مدح تو خاموش شوم
 
من فقط ذکر تو می گویم و هستم یادت
گوشه چشمی به سویم کن که شوم دلشادت
شب است و باز, مبارک شبی است؛ ای ساقی
کلید میکده در دست کیست, ای ساقی
فرشته عشق نداند که چیست, ای ساقی
 
بخواه جام و شرابی به خاک آدم ریز
به کام شیعه ی زین العباد, زمزم ریز
 
خدا به شهر مدینه, دوباره عزت داد
به سفره ی دل شیعه, عجیب برکت داد
و نور فاطمه را پنج دفعه, حرکت داد
 
تمام شوکت و عزت, نزول فرموده
امام باقر امت, نزول فرموده
 
شکست پوزه ی شیطان, فرشته غالب شد
گدای نان شب, اینبار؛ گنج صاحب شد
به خاک خانه سجاد, سجده واجب شد
 
ملائکه, همه از عرش؛ سوی سجادند
پیمبران, همه تبریک گوی سجادند
 
ز شاهراه نبوت, مسیر و جاده ی وحی
رسیده کودک قرآن, امام زاده ی وحی
محمد بن علی, پنجمین نواده ی وحی
 
نبود روی زمین, بی امام ها؛ دینی
بدون باقر و صادق, چه دین و آیینی؟!
 
خبر دهید که آمد تجسّمِ کوثر
بگو به شیعه: فصلّ لِرَبِّکَ وَ أنحَر
به خصم حضرت حیدر, بگو: هُوَالاَبتَر
 
کلام آل پیمبر, کلام اسلام است
و قال باقر شیعه تمام اسلام است
 
حدیث از لب لعلش, شنیدنی است فقط
روایت از پسر وحی گفتنی است, فقط
درون مدرسه اش, درس خواندنی است؛ فقط
 
از این ذوات مقدس, حصول علم نکوست
درون مکتب باقر, کلیم دانشجوست
 
به لطف حضرت باقر, علوم؛ احیا شد
معارف از کرم او به قدر دریا شد
تشیع از کمک و دستگیری اش, پا شد
 
چقدر مزرعه ی حوزه هاش, پر بارند
هزار قاضی و بهجت به او بدهکارند
 
خدا کند که من امسال, زائرش باشم
به کوری سلفی ها, مسافرش باشم
به اعتکاف حریمش, مجاورش باشم
 
بقیع؛ تربت باقر, دل پری دارد
نه شمعی و نه چراغی, نه زائری دارد
 
به یاد کودکی او, بگو: سلام حسین!
سلام جدّ غریبم, سلام, امام حسین!
تو رفتی و چه کشیدند, عمه هام, حسین!
 
سلام زینب و نجمه, سکینه و کلثوم
سلام عمه, سه ساله؛ رقیه ی معصوم
کاش یک مرتبه …فقط یکبار
می شدم زائر نـگاهِ نـگار
می شدم زائر غبـاری که…
می دهد بوی عشق… بوی بهار
می رسیـدم به آرزوهـایم
معتکف می شدم در این دربار
حرمی در بقیع بنا می شد
وَ منِ بی قرار …با زوّار…
در حریمت برای همخوانی
می گرفتیم رخصت از دلدار
 
اینکه رویا نبود…نزدیک است
مرگِ آل سعود …نزدیک است
 
کاش یک شب کنار هم باشیم
شب مـیلاد در حـرم باشیم
پرچمی روی گنبدت بزنیم
پایِ تو پای این عَلـَم باشیم
باید این صحن سنگفرش شود
شاعران فکـر چـارْدم باشیم
روبروی چـهار گلـدسته
دور از غصه ها و غم باشیم
لابه لای اذان مأذنه ها
فکر خُمِّ غدیر هم باشیم
 
این صعود و سرود… نزدیک است
مرگ آل سعود… نزدیک است
 
پنجـمین آفـتاب تابانی
از تبار عـُروج و عرفانی
نوه یِ پادشاه عشقی و…
یادگاریِ شاه مـردانی
پسر سجده و نماز و دعا
پدر صدق و کـَظم و احسانی
علـّت رزق ُو روزی حاتم
سایه ای بر سر سلیمانی
تو تمـامی آبروی مـَنی
چه به پیش همه… چه پنهانی
 
با تو ربِّ وَدود …نزدیک است
مرگ آل سعود …نزدیک است
 
تیرهایت همیشه در هدف است
هر دوتا ریشه ات پُر از شرف است
مادرت دخترِ کریم حرم
پدرت وارث شَهِ نجف است
گـوهـر ناب نسل اربابی
دُرْ تو هستی و فاطمه صدف است
روز میلاد تو پر از نور و …
شعر و شور امیرِ لوکـَشف است
حـق شناسم اگر شناختـَمت
روز پرواز یار ما عـرفه َست
 
ندبه خوان فصل سود…نزدیک است
مـرگ آل سعود نزدیک است
مدینه منتظر رحمتی فراوان است
دل کویری ما مستحق باران است
دلی به بار نشسته در این طلیعه ی نور
که در هوای کسی تا همیشه حیران است
بهار جلوه ای از صبح اول رجب است
رسیده آن که دوای دل پریشان است
رسیده است و دلم زنده می شود با عشق
تلاطمی ست که لبخند چشمه ساران است
محمد بن علی, باقرالعلوم جهان
همان فرشته که الگوی هر چه انسان است
به دور شمع پر از نور مکتب مولا
طپش طپش دل ما تا همیشه پروانه ست
 
فروغ انجمنی یا محمد بن علی!
حسینی و حسنی یا محمد بن علی!
 
صلابت علوی در نگاهتان جاری
تویی که جلوه ی زیبای فاطمی داری
رسیده از تو احادیث کاملاً متقن
شکوه علمی و سر خطّ هر چه اخباری
حضور جهل به پایان رسید وقتی که
تو آمدی به زمین با خروش بیداری
سلام گرم نبی را به محضرت آورد
صحابه ی نبوی “جابر بن انصاری”
نمی رسد به شناسایی تو قوّت عقل
تویی همانکه فراتر ز هر چه پنداری
بگو که می رسم از فرش تا به عرش بقیع
به التماس دل من فقط بگو “آری”
 
بها گرفته تعالیم شیعه با یادت
من و حواله ی عیدی روز میلادت
 
جواب این همه آوای ربنا با توست
اجابت نفس هر دعای ما با توست
محبتی که تو داری قدم قدم با ماست
حوائج همه ی بی قرارها با توست
همیشه گریه به عشق نگاهتان با ماست
همیشه پاسخ این بغض بی صدا با توست
گدایی از تو در این خانه ی کرم با ماست
جواب خواهش هر شخص بینوا با توست
شبیه شمع برای تو سوختن با ماست
بقیع بردن هر فرد مبتلا با توست
حسین گفتن و با گریه سر شدن با ماست
جواز دیدن ایوان کربلا با توست
 
دلم پریده ز سینه به سمت شش گوشه
مرا ببر ز مدینه به سمت شش گوشه
گوهر از بطن دریا تا هویدا می‌شود امشب
جمال ایزد منان تجلا می‌شود امشب
 
ملک در باغ رضوان است دست افشان، که از ره کِی
گل زهرای مرضیه شکوفا می‌شود امشب
 
به یمن مقدم باقر، امام پنجم شیعه
مدینه باز هم عرش معلا می‌شود امشب
 
زمین و آسمان را نور باران کرده حق، زیرا
علی‌بن‌الحسین این بار بابا می‌شود امشب
 
ملائک صف به صف اِستاده، در کف جام مِی دارند
دوباره آبِ کوثر هم گوارا می‌شود امشب
 
علی و فاطمه بانیِ این جشن و سرور هستند
چه جشنی در ثریاّ باز بر پا می‌شود امشب
 
خدای حلم و علم و حکمت از ره می‌رسد وقتی
تمام علم در یک جمله معنا می‌شود امشب
 
ز دامانِ عروسی پاک دامن در اذانِ صبح
گلی زیبا به عالم باز اِهدا می‌شود امشب
 
نیازی نیست دریا موج بردارد به پای او
دو چشم مادرش آنگونه دریا می‌شود امشب
 
گدایی پشت دربِ خانه بنشسته به امیّدی
تمام شهر هم آید پذیرا می‌شود امشب
 
زمستان هم که باشد روزهای عاشقی گرم است
که با لبخندِ گرمش فصلِ گرما می‌شود امشب
 
امامِ باقر از ره می‌رسد ظلمت عَدَم گردد
و درد عاشقی با او مداوا می‌شود امشب
 
بشارت می‌دهد جبریل بر زهرا و بر حیدر
که یک غنچه ز نسل فاطمه وا می‌شود امشب
بگو به نور که ماه تمام آمده است
که صبح آمد و پایان شام آمده است
برای شیعه دوباره امام آمده است
خدای فقه و حدیث و کلام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است
 
پدر حسینی و مادر سلاله ی حسن است
اویس وار زمین در هوای او قرن است
غلام خانه ی او بودن آرزوی من است
تجسم همه ی احترام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است
 
سراسر از برکات خدا پر است زمین
اگر که در صدف آسمان دُر است زمین
به نور اوست که گرم تبلور است زمین
دوباره رحمتی از جنس عام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است
 
دمیده است به دنیا دم خدادادی
به هر خرابه رسیده هوای آبادی
هزار شکر خدا را که خوب استادی_
_برای این همه شاگرد خام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است
 
چقدر در وجناتش خدا نمایان است
اسیر جذبه ی او کافر و مسلمان است
رسیده آن که امید گناهکاران است
دوباره بوی علی بر مشام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است
 
دل از تمام جهان برده است لبخندش
فقط نه خلق که دل برده از خداوندش
به داروی گل لبخند های چون قندش
به درد های همه التیام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است
 
رسیده است امامی که نافذ است و بصیر
نکرده حرف خدا را به رای خود تفسیر
نمی شود به کلام بنی امیه اسیر
برای مذهب شیعه قوام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است
 
به حکم آیه ی تطهیر پاک یعنی او
که پنجمین گُهر تابناک یعنی او
برای سنجش ایمان ملاک یعنی او
ملاک حد حلال و حرام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است
 
به علم و حلم و تمام فضائلش صلوات
به جلوه های پیمبر خصائلش صلوات
به نور چهره ی چون ماه ِ کاملش صلوات
که موعد صلوات و سلام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است
 
گروهی از سخنان خدا جدا شده اند
که در توهم خود نائب خدا شده اند
چه رازهای دروغی که برملا شده اند
که آفتاب همه روی بام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است
 
همان که وقت جسارت حضور خواهد داشت
که در مسیر اسارت حضور خواهد داشت
زمان کشتن و غارت حضور خواهد داشت
بیا که راوی غم های شام آمده است
امام باقر علیه السلام آمده است
 
خدا کند که شب انتظار سر برسد
سپیده سر بزند ، نوبت سحر برسد
خدا کند که به زودی همین خبر برسد :
به صف شوید دم انتقام آمده است
امام مهدی علیه السلام آمده است
نوری آمد وجودِ من گُم شد
چشم هایم پُر از تلاطُم شد
شُرشُرِ اشک روی گونه ی من
شُد سرازیر و قدرِ یک خُم شد
گریه ی شوق لذّتی دارد
دیده خیره به نورِ پنجُم شد
اشک اِذنِ دُخول ما بود و
دَر که وا شُد دَمِ تَبَسُّم شد
مَحرمِ اهلبیت اگر شُده ایم
همه از یک دُعای خانُم شد
 
بعدِ یا فاطمه وَ یافاطِر
ذِکرِ قلبیِ ماست یاباقِر
 
درِ رحمت دوباره وا شده است
میزبانِ دلم خُدا شده است
بارِ دیگر میانِ بیتِ وَحی
آیه ی نور رونَما شده است
سَجده ام را ملائِکه دیدند
سِرِّ توحید بَرمَلا شده است
دسته دسته فِرشته آمده و
شهرِ یَثرِب چه باصَفا شده است
پُشتِ یک خانه اِزدحام شُده
خَبری بینِ کوچه ها شده است
 
رنگِ پنجُم به روی بوم آمد
حَضرتِ باقِرُالعُلوم آمد
 
نذرِ چشمانِ تو جوانیِ من
به فدای تو زندگانیِ من
از کفِ پای تو گرفته سُراغ
هر که می خواسته نشانیِ من
عرضِ تعظیم پیشِ قَدِّ تو شد
علَّتِ قامتِ کمانیِ من
همه دارایی ام مُحبَّتِ توست
همه از توست هَستِ فانیِ من
هست “آقا مَرا دُعایم کُن”
از دُعاهای آسمانیِ من
 
در هَوای شُما نَفَس زده ام
غُصّه ها را زِ سینه پَس زده ام
 
تو همان چشمه سارِ عرفانی
فصلِ سبزِ بهارِ عرفانی
در مقامِ رفیعِ اخلاقی
جلوه گاهِ مدارِ عرفانی
ای سرآمد به علم و دانش و حِلم
سخنت پُر زِ بارِ عرفانی
چه احادیث که به جا مانده
از تو آموزگارِ عرفانی
آمدی علم را بَها دادی
از دلِ یک تبارِ عرفانی
 
جایگاهِ علوم و دانش، تو
شاهکاری به آفرینش، تو
 
می شود سائلِ درت باشم؟
زائرِ کوی مادرت باشم؟
می شود کُنجِ صحنِ خاکیِ تو
دانه ریزِ کبوترت باشم؟
می شود در بقیع، غُربتِ مَحض
سرِ قبرِ منوَّرت باشم؟
آرزوی من است تا سَحری
روضه خوان پیشِ مادرت باشم
یادِ آن خاطراتِ کودکی ات
وَ اسیریِ خواهرت باشم
 
معجرِ عَمّه های تو بُردند
خواهرت را کنارت آزُردَند
براساس گریز به
موضوع گریز :
مناسبت گریز :
براساس سبک شعر
روضه شور واحد تک زمینه رجز خوانی زمزمه جفت نوحه مناجات نامشخص مدح مسجدی سینه زنی واحد سنگین دکلمه دم پایانی واحد تند پیش زمینه سرود سالار زینب حاج ناظم همه جا کربلا راس تو میرود بالای نیزه ها ببینید ببینید گلم رنگ ندارد نوحه سنتی ببینید ببینید گلم رنگ ندارد سیدی ماکو مثلک الغریب غریب گیر آوردنت زبانحال به سمت گودال از خیمه دویدم من دودمه مدح و مرثیه مفاعیل مفاعیل فعول شعر خوانی
براساس قالب شعر
دوبیتی غزل قصیده مثنوی چهار پاره رباعی ترجیع بند مستزاد شعر نو شعر سپید ترکیب بند قطعه مسمط نا مشخص مربع ترکیب تک بیتی مخمس
براساس زبان
فارسی عربی ترکی
براساس شاعر
محتشم کاشانی میلاد عرفان پور امیر عباسی قاسم صرافان محمد مهدی سیار غلامرضا سازگار رضا یعقوبیان علی اکبر لطیفیان قاسم نعمتی اسماعیل تقوایی مرتضی محمود پور حسن لطفی امیر حسین سلطانی محمود اسدی علی انسانی مظاهر کثیری نژاد محمود ژولیده ولی الله کلامی زنجانی میثم مومنی نژاد حسن ثابت جو عباس میرخلف زاده سید حمیدرضا برقعی سید هاشم وفایی سید رضا موید خراسانی محمدرضا سروری یوسف رحیمی احمد بابایی محسن عرب خالقی سید پوریا هاشمی علیرضا خاکساری وحید زحمتکش شهری مهدی رحیمی زمستان حسن کردی روح اله نوروزی مرضیه عاطفی بهمن عظیمی حسین رحمانی میلاد قبایی محسن صرامی رضا آهی رضا تاجیک اصغر چرمی محمد جواد شیرازی مهدی نظری وحید قاسمی وحید محمدی محسن کاویانی مجتبی صمدی شهاب حمید رمی محمد حسین رحیمیان محمد حسن بیات لو امیر روشن ضمیر نا مشخص محمد محسن زاده گنجی امیر ایزدی حسین قربانچه رضا رسول زاده جواد حیدری محمد سهرابی محمد جواد پرچمی سيد مهدي سرخان رضا یزدانی سید مهدی موسوی حسن صنوبری محسن رضوانی سیدجواد پرئی سید محمد جواد شرافت علی سلیمیان محمدجواد غفورزاده (شفق) سید مجتبی رجبی نورآملی حسن بیاتانی عماد خراسانی رحمان نوازنی مسعود اصلانی حافظ محمدرضا آغاسی علی حسنی صمد علیزاده محمد صمیمی کاظم بهمنی مجید تال مهدی قهرمانی احسان محسنی فر شیخ رضا جعفری میثم سلطانی مصطفی صابر خراسانی محمد فردوسی علیرضا قزوه قاسم افرند محمد مهدی عبداللهی محمد خسروی جواد دیندار سعید خرازی علیرضا عنصری حسین میرزایی حسن جواهری مصطفی قمشه ای علامه حسن زاده آملی میثم خالدیان علی زمانیان حسین ایمانی سیدعلی احمدی(فقیر) سید مجتبی شجاع محمد حسین فرحبخشیان (ژولیده نیشابوری) محسن داداشی امام خمینی (ره) فواد کرمانی امیر رضا سیفی احمد اکبرزاده ملا فتح‌الله وفایی شوشتری صدّیقه‌ی طاهره (علیهاسلام‌الله) محمود شاهرخي (م.جذبه) سید محمد رستگار جواد هاشمی (تربت) سید حبیب نظاری غلام‌رضا دبیران محمدحسین علومی تبریزی سعید بیابانکی سعید توفیقی علیرضا لک جواد محمد زمانی آیت الله محمدحسین غروی اصفهانی سید یاسر افشاری محمود کریمی احمد واعظی آیت الله وحید خراسانی حضرت آقای خامنه ای سید الشهدا عبدالجواد جودی خراسانی بهروز مرادی سالک قزوینی رفیق اصفهانی سید رضا حسینی (سعدی زمان) بابافغانی شیرازی تأثیر تبریزی صغیر اصفهانی (ره) وحید مصلحی یاسر حوتی حسین رستمی محمد بنواری (مهاجر) محمد بیابانی علیرضا شریف هادی جان فدا علی آمره حامد تجری مصطفی متولی مجتبی خرسندی علی صالحی علیرضا بیاتانی مهدی رحمان دوست مهدی نسترن سید محمد جوادی سید مهدی جلالی مجتبی روشن روان حامد خاکی سید محمد علی ریاضی احسان مردانی مهدی مومنی مریم سقلاطونی مجتبی شکریان همدانی عارفه دهقانی حسینعلی شفیعی (شفیع) رضا پیروی سعید پاشازاده ناصر حامدی رضا قاسمی حامد جولازاده پیمان طالبی میلاد حسنی امیر حسام یوسفی نوید اسماعیل زاده عباس شبخیز قراملکی (شبخیز) مهدی جهاندار کرامت نعمت زاده علی اصغر حاج حیدری مهدی صفی یاری محمد علی بیابانی محمد امین سبکبار هانی امیر فرجی سینا نژادسلامتی رسول میثمی صباحی بیدگلی وصال شیرازی مهدی پورپاک فاطمه نانی زاده محسن خان محمدی حبیب نیازی مجید لشگری میرزا احمد عابد نهاوندی(مرشد چلویی) آیت الله سیداحمد نجفی(آقاجون) محمد جواد خراشادی زاده ناظرزاده کرمانی سیدجلال حسینی احمد جلالی حسین عسگری علی اصغر کوهکن حجت الاسلام میر تبریزی محسن مهدوی حبیب الله چایچیان رضا فراهانی محمدرضا شمس خاکی شیرازی ابراهیم بازیار عباس احمدی سید محمد اویار حسینی محمد احمدی مرحوم الهیار خان (آصف) جواد قدوسی مجید قاسمی محمد رسولی داوود رحیمی مسعود یوسف پور حیدر توکل فاضل نظری علی ناظمی صفایی جندقی کریم رجب زاده میرزا یحیی مدرس اصفهانی غلامرضا کافی عمان سامانی مهدی محمدی پانته آ صفایی محمد بختیاری حمیدرضا بشیری محمدسعید عطارنژاد پروانه نجاتی نیما نجاری علی اشتری جعفر خونویی رضا دین پرور محمد ظفر سید رضا میرجعفری خوشدل تهرانی مهدی نعمت نژاد محسن راحت حق سجاد محرابی سید فرید احمدی مهدی زنگنه کاظم رستمی روح الله عیوضی علی اصغر ذاکری گروه یا مظلوم امیر حسین حیدری امیر اکبرزاده مهرداد مهرابی سید محمد بابامیری توحید شالچیان نغمه مستشار نظامی رحیم معینی کرمانشاهی سید محمد میرهاشمی امیرحسین الفت غلامحسین پویان احمد علوی فیاض هوشیار پارسیان مرتضی امیری اسفندقه محمدعلی مجاهدی جعفر بابایی(حلّاج) اصغر عرب فرشته جان نثاری سیدمحسن حبیب لورسه محمد علامه صادق رحمانی فرهاد اصغری یاسر مسافر عباس ویجویی عباس عنقا منوچهر نوربخش سیدحسن حسینی محمدجواد باقری محمد ارجمند محمد عظیمی محمدحسین بهجت تبریزی(شهریار) محمدسعید میرزایی مهدی خطاط ادیب الممالک فراهانی محمدعلی رحیمی محمد قاسمی احسان نرگسی رضاپور داریوش جعفری حامد آقایی سید محسن حبیب الله پور مجتبی حاذق محسن حنیفی آرش براری بهنام فرشی هستی محرابی طاها ملکی یاسر قربانی محمد داوری امیرحسین آکار اسماعیل شبرنگ آرمان صائمی علی رضوانی عماد بهرامی عادل حسین قربان امیرعظیمی حبیب باقرزاده حسین محسنات علی اصغر یزدی مجتبی رافعی میثم خنکدار ابراهیم لآلی قاسم احمدی مهدی علی قاسمی پوریا باقری علی اکبر نازک کار نوید اطاعتی فاطمه خمسی مهدی میری مجتبی کرمی محمد دستان علی کاوند مهدی قربانی محمد مبشری محمدرضا رضایی موسی علیمرادی محمدعلی نوری میلاد یعقوبی حسین صیامی مرتضی مظاهری میرزا احمد الهامی کرمانشاهی ناصر دودانگه علیرضا وفایی(خیال) امیر فرخنده حسین واعظی سعید نسیمی محسن غلامحسینی منصوره محمدی مزینان ابراهیم روشن روش سید علی حسینی مرضیه نعیم امینی حمید فرجی امیرعلی شریفی جعفر ابوالفتحی محمد کاظمی نیا امیر علوی رضا قربانی مهدی کاشف امیرحسین محمودپور رضا اسماعیلی حسن فطرس عالیه رجبی رضا باقریان محسن عزیزی محمدرضا ناصری روح الله پیدایی محمد زوار ایمان کریمی مصطفی رفیعی مجتبی قاسمی محمود قاسمی مجید خضرایی یونس وصالی محمود یوسفی ایمان دهقانیا بردیا محمدی مجتبی دسترنج ملتمس محمد مهدی شیرازی محسن زعفرانیه حسین خیریان حامد شریف مهدی شریف زاده ابالفضل مروتی مصطفی کارگر معین بازوند سید جعفر حیدری محسن ناصحی روح الله قناعتیان محمدحسین ملکیان مقداد اصفهانی رسول عسگری عفت نظری سجاد شاکری احمد ایرانی نسب مسعود اکثیری حسن رویت علی سپهری سید امیر میثم مرتضوی سیدمحمد مظلوم حسین رضایی حیران علی مشهوری (مهزیار) علی قدیمی نیر تبریزی فیاض لاهیجی حسین عباسپور محمد بن یوسف اهلی شیرازی جویای تبریزی (میرزا دارا) سید رضا هاشمی گلپایگانی سید علی اصغر صائم کاشانی امیرحسین کاظمی سارا سادات باختر علی اصغر شیری محمد حسین آغولی (ترکی شیرازی) سلمان احمدی وحید اشجع مهرداد افشاری مرجان اکبرزاد محمد-مهدی-امیری شهره انجم شعاع عبدالحمید-انصاری‌-نسب مرتضی-بادپروا محمدرضا-بازرگانی زهرا براتی امیرحسن بزرگی متین زهرا بشری موحد سید-حکیم-بینش فاطمه‌ سادات پادموسوی سعید-تاج‌-محمدی مهدی چراغ‌زاد حامد حسینخانی سیده فرشته حسینی سیدموسی حسینی کاشانی علی‌اصغر الحیدری (شاعر هندوستانی) محمد سجاد حیدری سمیه خردمند ایرج میرزا محسن سیداسماعیلی میرزا محمد باقر صامت بروجردی میرزا حاجب بروجردی (افصح الشعراء) میرزا محمد رفیع (رفیع‌الدین) (واعظ قزوینی) آشفته شیرازی سید وحید حسینی مسعود مهربان مهدی انصاری رضا حامی آرانی سید حسن رستگار محمدجواد وثوقی حمید کریمی اسماعیل روستایی احمد شاکری ابراهیم زمانی محمد کیخسروی محمد جواد مهدوی یاسین قاسمی حسین کریمی مهدی امامی جواد کلهر مجتبی فلاح محمدجواد غفوریان پدرام اسکندری حسن اسحاقی نوید طاهری محمود مربوبی سیروس بداغی میلاد فریدنیا شهریار سنجری رضا ملایی مجید رجبی امیرحسین نجمی عمران بهروج صادق میرصالحیان حجت بحرالعلومی محمدحسین ذاکری رسول رشیدی راد زینب احمدی حامد خادمیان حمیدرضا محسنات حسین اخوان (تائب) محمود شریفی مهدی مقیمی وحید دکامین شهرام شاهرخی فرشید یارمحمدی علی فردوسی رضا شریفی سیدعلی رکن الدین عبدالحسین مخلص آبادی حسین سنگری رضا هدایت خواه مهران قربانی محسن قاسمی غریب سید مصطفی غفاری جم سید مسعود طباطبایی احمد عزیزی حسین زحمتکش حمید عرب خالقی سجاد روان مرد میثم کاوسی رضا مشهدی امیرحسین وطن دوست محمد کابلی محمدهاشم مصطفوی محمد دنیوی (حاتم) علی اکبر حائری محمدرضا طالبی کمیل کاشانی محمدباقر انتصاری مرتضی عابدینی علی حنیفه عبدالرضا کوهمال جهرمی سینا شهیدا مهدی فرجی حسنا محمدزاده سید مصطفی مهدجو علی میرحیدری علی خفاچی حسین ایزدی پرویز بیگلری چاوش اکبری زهرا هدایتی هاشم طوسی (مسلم) نجمه پورملاکی نادر حسینی سجاد شرفخانی علی زارعی رضایی محمدعلی رضاپور سید محسن حسینی مرحوم نادعلی کربلایی ابوالفضل عصمت پرست مجتبی نجیمی مجید نجفی مجید بوریان منش علی علی بیگی سید محسن علوی محمد جواد مطیع ها ناهید رفیعی امیررضا یوسفی مقدم سید علی نقیب ایوب پرندآور نوید پور مرادی علی ذوالقدر سید ابوالفضل مبارز علی شکاری حمید رحیمی انسیه سادات هاشمی محسن حافظی عبدالحسین میرزایی مهدی قاسمی رضا خورشید فرد وحیده افضلی سید محمد حسین حسینی محمد سجاد عادلی مهدی زارعی سید محمد جواد میرصفی یدالله شهریاری امید مهدی نژاد محمد صادق باقی زاده محمد خادم محمدرضا کاکائی سید حجت سیادت مهدی مردانی جواد محمود آبادی حسین شهرابی حامدرضا معاونیان احمد جواد نوآبادی محمد علی قاسمی خادم عرفان ابوالحسنی ظهیر مومنی سید صادق رمضانیان عاطفه سادات موسوی عاصی خراسانی علی محمدی حسین زارع سید مصطفی سیاح موسوی حمید محبی وحید نوری حسین اوتادی هادی ملک پور مهدی کبیری محمدرضا نادعلیان فرشید حقی رامین برومند (زائر) محمدرضا اسدی سجاد زارع مولایی سید امیر حسین فاضلی سید مصطفی حسینی راد محمد رستمی محسن همتی محمود تاری سید واصفی غلامرضا شکوهی کمیل باقری محمد حسین بناریان لیلا علیزاده مهدی حنیفه جواد کریم زاده سید صابره موسوی میرزا محمد تقی قمی (محیط) حاج ملا احمد بن محمد مهدی فاضل نراقی (صفایی) عباس همتی یغما جندقی
براساس مداح
حاج منصور ارضی حاج محمود کریمی حاج محمدرضا طاهری حاج سعید حدادیان حاج میثم مطیعی حاج مجید بنی فاطمه حاج حمید علیمی حاج حسین سیب سرخی حاج مهدی سلحشور حاج سید جواد ذاکر حاج جواد مقدم حاج عبدالرضا هلالی حاج سید مهدی میردامادی حاج مهدی رسولی حاج حسن خلج حاج مهدی لیثی حاج نریمان پناهی حاج سید رضا نریمانی حاج احمد واعظی حاج حسین طاهری حاج مهدی سماواتی حاج محمد حسین پویانفر حاج سید حمیدرضا برقعی نا مشخص حاج میثم مؤمنی نژاد حاج مهدی اکبری حاج قاسم صرافان حاج مهدی مختاری حاج محمدرضا محمدزاده حاج کاظم اکبری حاج ابالفضل بختیاری حاج محمدرضا آغاسی حاج حنیف طاهری حاج وحید نادری حاج حسین رضائیان حاج امیر عباسی حاج محمد بیابانی حاج سید علی رضوی حاج سید مهدی هوشی السادات نزارالقطری حاج اسلام میرزایی حاج حسین سازور حاج محسن عرب خالقی حاج صابر خراسانی سید رسول نریمانی محمد جعفری ارسلان کرمانشاهی جبار بذری حاج اکبر مولایی حاج امیر برومند حاج محمدرضا بذری حاج حیدر خمسه حاج حسن حسین خانی حاج حسین عباسی مقدم حاج غلامحسین علیزاده حاج حسین عینی فرد حاج مهدی رعنایی حاج مصطفی روحانی حاج روح الله بهمنی حاج امیر کرمانشاهی حاج میرزای محمدی حاج وحید گلستانی حاج سید امیر حسینی علی فانی حاج سید علی مومنی حاج امین مقدم حاج محمد کمیل حاج محمد حسین حدادیان حاج سعید پاشازاده حاج مقداد پیرحیاتی حاج محمد سهرابی حاج محمد فصولی کربلایی حاج فرهاد محمدی حاج ابوذر بیوکافی حاج سید محمد جوادی حاج سید محمد عاملی حاج وحید یوسفی حاج محمد یزدخواستی حاج مجتبی رمضانی کویتی پور حاج محسن صائمی حاج حسین رستمی مرحوم استاد محمدعلی کریم خانی حاج حسین باشی حاج مهدی وثیق حاج شیخ محمد ناصری سید علی حسینی حاج محمد امانی مرحوم محمدعلی چمنی حاج رضا قنبری حاج عبدالله شیران مرحوم استاد سلیم موذن زاده حاج علی اصغر ارغوان مرحوم حاج فیروز زیرک کار سید حسین قاضی سید مهدی حسینی استاد محسن فرهمند حاج احمد عثنی عشران حاج محمد احمدیان حاج صادق آهنگران حاج اکبر نوربهمنی سیدرضا میرجعفری سیدرضا تحویلدار ایمان کیوانی حاج محمدحسین عطائیان حاج حسن شالبافان حاج محمدصادق عبادی حاج علی عرب حاج علیرضا قزوه حاج آرش پیله وری حاج مهدی تقی خانی حاج یزدان ناصری حاج امیرحسن محمودی حاج حمید دادوندی حاج احمد نیکبختیان حاج امیرحسن سالاروند حاج هاشم سالار حسینی حاج ابراهیم رحیمی حاج محمد صمیمی حاج حمیدرضا قناعتیان حاج محسن عراقی حاج محسن طاهری حاج حسین ستوده حاج مهدی دقیقی حاج حسین رجبیه حاج رحیم ابراهیمی حاج حسین فخری حاج صادق حمزه حاج حسین هوشیار حاج حسین جعفری استاد رائفی پور حاج داوود احمدی نژاد مرحوم مرشد حسین پنجه پور حاج سید محمد حسینی حاج هادی گروسی حاج محمدرضا مختاریان حاج حسن کاشانی حاج وحید جلیلوند حاج حیدر منفرد حاج علی مهدوی نژاد حاج مرتضی امیری اسفندقه حاج حسین خلجی حاج وحید قاسمی حاج سید محمود علوی حاج سعید قانع حاج سید جعفر طباطبائی حاج حسین محمدی فام حاج هادی جان فدا حاج علی علیان حاج صادق کریمی حاج محسن توکلیان حاج محمد قربانخوانی حاج حسن رضا عبداللهی حاج مرشد میرزا مرحوم مرشد میرزا حاج مهدی اقدم نژاد شهید حسین معز غلامی حاج حسین رحمانی حاج علی اکبر سلحشور حاج محمد گرمابدری حاج محمد جواد احمدی حاج احمد اثنی عشران حاج جواد ابوالقاسمی حاج محمد مهدی اسماعیلی حاج محسن حسن زاده حاج اکبر بازوبند آیت الله سید محمدحسن طهرانی مجید رضانژاد محمدجواد توحیدی حاج یدالله محمدی مرحوم سید مهدی احمدی اصفهانی حاج محمود گرجی حاج رضا علی رضایی حاج جواد باقری حاج سید ابراهیم طاهریان حاج مسعود پیرایش حاج محمدرضا نوشه ور حاج حسن بیاتانی حاج علی اکبر زادفرج حاج علی جباری حاج علی کرمی حاج سعید خرازی حاج هادی ملک پور حاج حسن عطایی حاج محمد کریمی حاج محمد رستمی حاج جواد حیدری